دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  77411

عاغا من یه پسر خاله گودزیلا دارم دیروز کلاه بابابزرگمو گذاشته بود بهش گفتم اینجوری شبیه شاطرا شدی اون نه گذاشت نه برداشت گفت تو هم با این لباسا شبیه قاطرا شدی.
هیچی دیگه الان از تو افق پست میدم

  77409

یعنی عاج (آج،عاچ،..)فیل 4جوک تو حلقم اگه دروغ بگم.
چند شب پیش تو پارک بودیم بعد گوشی دختر خالم رو گرفتم از دستش شروع کردم دوییدن اونم افتاد دنبالم.حالا من بدو.بعد دختر خالم گفت مهدی حراست اومد گوشیو بده من تا نگفتم بهش.منم ک گفتم شوخی میکنه گفتم حراست خره کیه بگو بیاد.بعد دیدم فامیلا دارن چمنای پارکو گاز میزنن.برگشتم دیدم حراست پشت سرمه.خلاصه منم ک هول(حول،حل..)شده بودم گفتم چطوری حراست و تا میتونستم دوییدم.
دختر خالم تو اون لحظه :D
من :O-O
حراستo-O

  77396

عاغا ما یه معاون داریم که خیلی ادعا داره و میگه هیچکی زیر دست من تقلب نمیکنه و هر کیَم این کارو بکنه میگیرمش......منم خواستم ضایش کنم
خلاصه سر جلسه امتحان فیش بانکی که شهریه رو ریخته بودم حساب مدرسه در آوردم و وانمود میکردم که دارم تقلب میکنم که اون یارو با سرعت اوسین بولت خودشو به من رسوند و همینطور فریاد میزد:دیدی گفتم مرد میخواد زیر دست من تقلب کنه!!!! برگه رو از دستم گرفت و نیگا کرد و دید فیش شهریه بود و به همه گفت که فیش شهریست
خلاصه کل سالن رفت رو هوا و یارو خیلی خجالت شد.......این موقع هم که سروصدا زیاد بود جون میداد واسه تقلب،و موفق شدم با یه تیر دو نشون بزنم(هم یارو ضایع شد و هم خودم چن سوال واسه بغلی گفتم و انشالاه رفت تو توشه آخرتم)
خلاصه اون یارو دیگه جرات نمیکنه بیاد نزدیک من

  77366

ویــــــــــــــــــــــــــــــژه ســـــــــــــــایــــــــــــــلار :
میدونی اوج بد شانسی چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینکه امتحان سیستم های کنترل بخونی ؟؟؟ بعد بری امتحان بدی .. بفهمی اشتباه خوندی .. امروز امتحان ریزپردازنده هاست ...
حالا میدونی اوج خوش شانسی چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟
اینکه استاد اون امتحان .. مخاطب خاصت باشه
یه همچین آدمی هستم من ... مخ استاد دانشگارو هم میزنیم

  77365

شما هم وقتی میخواین 1چیزی بفروشین ارزونه و بعد میخواین بخرین میره قیمتش بالا و گرون میشه ؟یا فقط چرخه اقتصادی و کائنات با من سر لج دارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

  77350

پست دوم رو دادم :))
رم ریدر من یهویی سوخت (حالا می گی مگه رم ریدر زبون داره بگه کی می سوزه) دیروقت بود ساعت 11 شب همه جا بسته بود می خواستم برم یکی بخرم . به همراه برادرم گفتم بریم از همسایه رم ریدر بگیریم ( حالا می گی چرا با دوتایی رفتین از همسایه رم ریدر بگیرین مگه یه چیز گندس که با کمک برادرت می خوای جابجا کنی ) من رفتم برادرم گفت بزار منم بیام . حالا خلاصه اینم بگم این همسایمون یه چند ماهی می شه کامپیوت خریده بله زنگ رو زدیم در باز کرد . سلام همسایه رم ریدر داری به ما قرض بدی لازم داریم خب اونم گفت اشکالی نداره همسایه بزار برم براتون بیارم . بله رفت ماهم خوشحال که این همسایه ما رم ریدر می یاره کیف می کنیم . همسایه ی ما بالاخره اومد دیدم تو دستش پر از سی دی داره نزدیک می شه . سی دی های نرم افزاری و سخت افزاری کامپیوتش رو اورده می گه ببین کدوم یکی از اینا رم ریدره
من و برادرم در اون لحظه 0_0
رم ریدر :((((
همسایه ی ما :))))
کامپیوت %%%%$$$$@@@

  77349

آغا من یه چیزی بگم که قدر گودزیلا های ده ی هشتادی و نودی هایتان را بدانید چون دو تا داداش ده ی شصتی ام چنان گودزیلا هایی بودن که چند تا چشمه از گودز هاشون رو براتون میگم (گودز مصدر مرخم گودزیلا است یعنی کار گودزیلایی)
آغا این بیژن داداش بزرگم ، کلاس اول ابتدایی بود ، خانم معلمشون بهش میگه باید مشقاتو درشت تر بنویسی (اون موقع بچه ها مسابقه میزاشتن که هر کی ریزتر بنویسه و صفحه ی کمتری پر بکنه برنده است ) داداشم نه میزاره نه ور میداره بهش میگه بابام قصابی بلده ، بهش میگم بیاد با کارد قصابی بیاد سرتو از توی دهن ببره ( یعنی آخر خوناشام بوده ) حالا جالب اینجاس که بابای بنده خدام معلم بود و اصلا همچین تکیه کلامی بین ما رواج نداشت . یعنی داداشم توی جلاد بودن یه همچین خلاقیتی داشته . خلاصه اینکه اینجوری می گودزه به همه چیز و کار به شورای امنیت سازمان ملل متحد میکشه و قطعنامه میدن که ایران حقوق بشر را رعایت نمیکنه و از این اراجیف که همیشه میگن . خلاصه چون پدرم حق وِتو داشته ، قطعنامه را ملغی الاثر میکنه . یعنی شانس اوردیم ممکن بود کار به حمله ی نظامی بکشه . ها ها ها ها ........

  77347

ما توخونمون یه دونه اسپری داریم که بوش بیهوش کننده هس دیروز پستای خاطرات
خنده دارو آبجیم بلندمیخوندومن صفحه روپایین میاوردم
وقتی آبجیم میخوندهواسش نبود من یواشکی لایک میکردم بعدوقتی تموم میشد
دوباره لایک میکردم مینوشت (شما یکبار رای داده اید)
اون اسپری هم دست آبجیم بود هی به من میگفت (باحالت تهدیدامیز) :راستشو بگو
قبلا اومدی اینارو خوندی لایک کردی ؟؟؟؟ راستشو بگو وگرنه باهمین اسپری میزنم
توچشت!!!
من:به زورجلوی خندمونگه داشتم گفتم نه بابا
آبجیمم بدجورتعجب کرده بود
اخرش که همه روخوندیم نشستم همه چیزواعتراف کردم بعد در اسپری و باز کرد گفت نه دیگه واقعا بایدبزنم توچشت
بازورو بلا بالاخره زدبه تنم و همه بدنم بوگندگرفته بود
آبجی تهدیدکنه دارم من؟؟؟؟؟؟؟؟

  77345

كلاس اول كه بودم يه روز رفتم به دايي ام گفتم دايي اگه كسي منو اذيت كرد چي كارش كنم داييم با كمال خونسردي بزن تو گوشش صدا سگ بده عاقا فردا ماهم رفتيم انچنان زديم تو گوش ناظممون كه مثلا مارو اذيت كرده بود بنده خدا صداي راز بقا داد
يادش به خير بنده خدا وقتي فهميد نمي دونست بخنده يا گريه كنه
لايك : يعني اعتماد به نفست و نصيحتاي داييت تو حلقم

  77331

اولین پست :)

اقا (می بینی املام حرف نداره) سوار یه ماشین پیکان بودم ( حالا می گی مگه دو ماشین می شه یه زمان سوار شد) بله راننده بعد از سوار کردن بقیه مسافرا اومد تا ماشین رو روشن کنه داره استارت می زنه ماشین روشن نمی شه هی زد هی زد یکی از مسافرا رفت بعد از کمی ماشین روشن شد بنده هم خوشحال شدم حالا تو راه یه بحثی از ماشین شروع شد من گفتم ادم پول داشته باشه یه 100 میلیون تو دست بره به ارس ( همون رود ارس ) اخه اونجا ماشین میارن بدون حق گمرکی فقط محدودی می تونی تو اذربایجان ازش استفاده کنی بله بری ماشین خارجی بخری اونم که زیاد مسافرت برو نیستیم بهتره و یه ماشین توپ بگیری و ارزش پول دادن به یه ماشین خارجی رو حس کنی مسافرا و راننده تایید کردن که ماشین خارجی حرف نداره و بعد راننده شروع از ماشینش کرده می گه این پیکان حرف نداره تا اینجا منو عذاب نداده و راحت یه چند باری باهاش مسافرت کردم روبه من کره می بینی از موتورشم صدایی در نمی یاد اگه یه چند میلیونی هم خرج کنی به ای پیکانه این صدای کمی هم که داره ازش می یاد و دیگه خفش کنی و بشه یه ماشین بهتر از ماشین های خارجی
بنده در اون لحظه 0_0
بقیه ی مسافرا در اون لحظه :||
راننده در اون لحظه :))))
بنده بعد از پیاده شدن از ماشین :))((
لایک : مرتیکه مگه لازم بود تو بحث شرکت کنی تا ضایع بشی

  77310

جمعه که روز مرد بود یه خانوم و اقا اومده بودن تو کیف و کفش فروشی مرسده (مرصده -مرثده .....)تو ساری بعد اقا به فروشنه میگه اقا ببخشید چه کفش قشنگ زنونه دارید برای روز مرد برای خانوم بخرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به خدا اگه دروغ بگم غورباغه شم لایک شما برابر است با بله به این می گن مرد یاد بگیرید

  77287

###########ایمان خانوم#############
امروز امتحان داشتیم که تو سالن برگذار میشد بعد یه نفر اومد گفت محل امتحانتون عوض شده.
دقت کنین همه رشته ها ودروس همون جا امتحان میدادن فقط اومدن ما تاریخیارو جا به جا کنن.
دوستم:یعنی چی؟ چرا همچین میکنن؟
من: عزیزم ما خیلی مهمیم. !!کم الکی نیستیم که، نخبه های تاریخیم!!! حتما فکر کردن اینجا برا ما امن نیست ^_^
دوستم : یعنی ما امنیت نداریم؟ میخواستن ما رو بکشن؟ترورمون کنن؟ زیر صندلیامون بمبه؟؟( صداشو جیغ جیغوی یواش تصور کنین)
کشیدم بردمش بیرون دیگه تا همه سالنو به هم نریخته!
همینجور که با احساس مهم بودن رفتیم تو یه سالن مجزا فهمیدیم ...
سوالای ما هنو نرسیده ،مارو هم آوردن بیرون مزاحم بقیه نشیم...

***از توصیف چهره خودم و دوستان به علت کمبود امکانات معذورم***

  77277

##########ایمان خانم##############
دیشب شام فلافل داشتیم. منم قرار شد گوجه کلم خیار شور واینا رو آماده کنم.سبد گوجه رو از یخچال درآوردم که چنتایی حلقه کنم. دیگه جدا نکردم ،سبدو گذاشتم کنارم شروع کردم . این جور وقتا هم که من میرم تو فکر پستایی که میخوام بذارم 4جک.
تو افکارم: خوب پستو نوشتم تمام......
در واقعیت:کل گوجه ها به وزن یک کیلو گرم به حلقه های ظریف وقشنگ تبدیل شده بود....
دوستان عباس پرسیدن آیا با همین مغزت درس میخونی یا یکی زاپاس داری؟
بله جواب مثبت هست همینو دارم فقط *****************

  77272

عاقا یه روز رفتم نونوایی داشتم بر می گشتم یه غریبه اومد جلوم بهم گفت:بگو سلام
گفتم:سلام
گفت:خدا شفات بده

خدایااا ما با کیا شدیم 75 میلیون نفر؟!!!!!!!!!!!!

  77270

سلام
در جواب اون دوستی که گفتن داداشش تو امتحان عربی به جای مساکین نوشته الگدایان...
تو دوران دبیرستان فارسی کلمه رو میدادن باید عربیشو می نوشتیم
یه بار کلمه "زرد" رو داده بودن هر کاری کردم یادم نیومد نوشتم "الزرد"!!!
یه بارم "سالن" رو یادم نمیومد نوشتم "محوطه الطویله"!!!!
میخواستم از همینجا عرض کنم که بهله!!!تنها شما برادر خلاق نداری, من خودم یه پا خلاقم!!!!
D: