دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 77331

تاریخ انتشار : خرداد 1392

اولین پست :)

اقا (می بینی املام حرف نداره) سوار یه ماشین پیکان بودم ( حالا می گی مگه دو ماشین می شه یه زمان سوار شد) بله راننده بعد از سوار کردن بقیه مسافرا اومد تا ماشین رو روشن کنه داره استارت می زنه ماشین روشن نمی شه هی زد هی زد یکی از مسافرا رفت بعد از کمی ماشین روشن شد بنده هم خوشحال شدم حالا تو راه یه بحثی از ماشین شروع شد من گفتم ادم پول داشته باشه یه 100 میلیون تو دست بره به ارس ( همون رود ارس ) اخه اونجا ماشین میارن بدون حق گمرکی فقط محدودی می تونی تو اذربایجان ازش استفاده کنی بله بری ماشین خارجی بخری اونم که زیاد مسافرت برو نیستیم بهتره و یه ماشین توپ بگیری و ارزش پول دادن به یه ماشین خارجی رو حس کنی مسافرا و راننده تایید کردن که ماشین خارجی حرف نداره و بعد راننده شروع از ماشینش کرده می گه این پیکان حرف نداره تا اینجا منو عذاب نداده و راحت یه چند باری باهاش مسافرت کردم روبه من کره می بینی از موتورشم صدایی در نمی یاد اگه یه چند میلیونی هم خرج کنی به ای پیکانه این صدای کمی هم که داره ازش می یاد و دیگه خفش کنی و بشه یه ماشین بهتر از ماشین های خارجی
بنده در اون لحظه 0_0
بقیه ی مسافرا در اون لحظه :||
راننده در اون لحظه :))))
بنده بعد از پیاده شدن از ماشین :))((
لایک : مرتیکه مگه لازم بود تو بحث شرکت کنی تا ضایع بشی