دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  85528

با یکی از دوستام رفتیم دیدن دوست سومی
دوست سومی میگفت گوشی همرام قاطی کرده
گوشیشو داده به دوست دومی
دومی درحال نگاه کردن گوشی میگه: دفترچش (مخاطبین) کجاست؟
سومی:تو خونست با خودم نمیبرم بیرون.....

منم که زبونم داشت نصف میشد از بس جلو خندمو گرفته بودممممم

  85524

چند سال پیش بودیه مهمونی دعوت شده بودم که به اون صورت کسی رو نمیشناختم....
یه آقایی که کمربندش رو طوری بسته بود که سگک کمربندش بجای اینکه جلوش باشه سمت چپش بود!!!
خوب منم برام سوال بود و این سوال رو آخر مهمونی از صاحب مهمونی پرسیدم اما یکم ناجور....
یکم خودمونی بودیم بهش گفتم فلانی این یارو چقدر ضایع کمربندش رو بسته ؛ دیونست؟؟؟
خیلی خونسرد برگشت گفت: بابامو میگی؟؟؟
بعدش رو دیگه سکوت میکنم خودتون تصور کنید قیافه من رو...

  85523

با دوستم داشتم با تلفن ثابت صحبت میکردم دوستم گفت شماره همراتم بهم بده
من گفتم باشه، یه تک بهت میزنم شمارم بیفته
تلفن و که قط کردم تک زدم بهش
نامرد همون زنگ اولی گوشیو جواب داده میگه: خب شمارت چند بووووود؟؟؟؟

خب لامصب اگه میخواستم بگم که تو تلفن ثابت میگفتم دیگههههه
واقعن هوشو ببین

  85515

کلاس اول راهنمایی بودم من همیشه میز اول مینشستم یه معلم داشتیم خیلی شکم داشت اومد جلو اولین میز داشت برا بچه های کلاس درس توضیح میداد پیراهن تنگی پوشیده بود و نافش پیدا بود منم خودکار که تو دستم بود کردم تو نافش چنان زد زیر گوشم که با سر رفتم زیر میز تا یک هفته بچه ها و خود معلم داشتن به این حرکت می خندیدن .

  85504

واسه اولین امتحانم 3روز عین چی نشستم خوندم شبی ک فرداش امتحان داشتم رو ب موت شدم تا صبح توبیمارستان بودم امتحانمم نتونستم برم بدم.........................هیچی دیگه الان دارم اوقات خاک برسریه مشروطی رو بسرمیبرم!!! حذف نمیکنن

  85496

‏ ‏ k ‎:‎ E ‎‎@‎‎@‎‎@‎‎@‎‎@‎
یادیش بخیر ،بچه که بودم فقط کافی بود یکی از همسایه ها بخواد کار ساخت و ساز انجام بده و ماسه (شن ) حالا هر چی ، بیاره ،بعد صبح زود پا میشدم میرفتیم تو ماسه ها و چاله میزدم ،لا مصب فانتزیم این بود یه لودر اسباب بازی داشتم ولی نبود، با دست تونل میزدم ،بعد مامان میومد یه کتکی میزدم میبرد حمومم میکرد بعد، بعد از ظهر تا شب دوباره میرفتم چاله میزدم باز مامان میومد کتکم میزد و میبرد حمومم میکرد ،حالا فکرشو کن بعد اون همه کتک شب با این فکر میخوابیدم صبح زود پاشم برم چاله های بیشتری بزنم

  85491

‏ ‏ k ‎:‎ E ‎‎@‎‎@‎‎@‎‎@‎‎@‎
یادش بخیر، بچه که بودیم میرفتیم سر کوچه وایمیستادیم تا تاکسی بیاد بعد داد میزدیم تاکسی تاکسی ،میزاشتیم وایسه بعد میگفتیم عمو آروم برون خطر ناکه ،اینم که فکر میکرد میخوایم سوار شیم ،فحش میداد و ما هم فرار میکردیم و یه دل سیر میخندیدم ، آره داداش میدونم کرم داشتیم

  85480

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
ديشب با چند تا از بچه ها رفتيم مرخصي شهري و رفتيم به يه عابربانک كه يه مقدار پول بگيريم...
بعد يكي از بچه از كارت خودش موجودي گرفت ولي هيچي تو حسابش نبود. بعدش يهو برگشت گفت: "بزار الكي برداشت موجودي بزنيم ببينيم چي ميشه‏"‏ و زد رو دكمه 2.000.000 ريال...
و در كمال ناباوري؛ دستگاه 200 هزار تومن شمورد و داد بيرون‏!
ما رو ميگي 0‏_‏0
اونو بگي :-‏)
ما چند نفر هم كه مثل بچه اي كه بهش تيتاپ دادن؛ خوشحال از اشتباه عابر بانك؛ رفتيم يه رستوران و تمام 200 هزار تومن رو يه ساعته حيف و ميل كرديم...
دو ساعت بعد؛ بعد از يه ريخت و پاش حسابي و همه تا خرخره سير؛ داشتيم برميگشتيم پادگان كه يه اس ام اس به اين مضمون اومد رو گوشي دوستم:
‏"احمد؛ بابا؛ امروز 200 تومن ريختم به حسابت.
به دستت رسيد؟‏"‏‏ !!!‏‏!
ما رو ميگي :-‏)
اونو بگي :-‏(‏

  85477

عاغا چند وقت پیش یه مشتری اومده بود سفارش پرده بده (بعععله پرده دوزم، تازه خودمم هم اوستام و یه شاگرد دارم) انقدر وسواسی بود روزی 17 بار می اومد مدل و رنگ پرده رو عوض میکرد....
آخرین بار انقدر مخمو گاز گرفت(اعصابمو خورد کرد) که بهش گفتم : ای بابا گیر عجب آدم الاغی افتادیما.....
طرف برگشت گفت: خودت گیر عجب آدم الاغی افتادی..... به همین برکت اگه دروغ بگم....!!

  85473

دور هم نشسته بودیم واسه مادربزرگم اس ام اس اومد کسی نفهمید من صداشو شنیدم رفتم نگا کردم گفتم :ننه اس اومده برات قضیه چیه؟بچه داره یا تنهاست؟
بیچاره سرخ شد گوشیشو دست به دست چرخوند تا همه ببینن کسی حرف در نیاره ولی من زیادی حرف زدم الانم نه میوتنم بشینم نه دولا شم تازه سرم هم بالا نمیاد عاخه عصاشو کرد تو حلقم
ヅ هویج シ

  85471

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
امروز يارو اومده تو پادگانمون (راننده ماشين بود‏)؛ يهو پريد وسط يه ضرب المثل بگه
گفت: "سوخت و سوز داره اما هه هه هه هه (صداي خنده‏!‏‏)‏...‏‏!‏‏!
منم يه نگاه عاقل اندر سفيه انداختم بهش و ضرب المثل درست رو بهش گفتم.
يارو كنف شد؛ ولي از رو نرفت...
دوباره 5 دقيقه بعد خواست بگه "شيشه مشبك‏"‏ كه گفت "شيشه مستهجن‏"‏ !!!
بعدش من يه لبخند لطيف بهش تحويل دادم و بخاطر اينكه موجبات شادي روح ما رو فراهم كرده بود ازش تقدير و تشكر كردم و سپس شخص نامبرده را تا اداره آمار بدرقه نمودم...
باشد كه به پشتوانه تلاش و پشتكار بي دريغ كارمندان اداره كل آمار كشور؛ اسم ايشان از ليست اداره آمار حذف گردد‏!‏‏!‏

  85448

یه بارم حال نداشتم
یکی زنگید منم شروع کردم نصفه سوبت کردنو اینا که مثلا انتن نمیده و صدا قتو وس میشه
بد گف اره سدا خودت که قتووث میشه ولی نمیدونم چرا ثدا ضبت ماشین میاد
منو میگی

  85445

اقا يه سوال دو روزه ذهنمو درگير كرده پريروز با مامانم رفتم دانشگاه ثبت نام كردم يه شهر ديگه(كنكور هم دادم من چپ چپ نگاه نكنيد خجالت ميكشم :دي )تا اينجا كه مشكلي نبود امروز رفته واسم يه چاقو خريده گفت بزار كيفت پيشت باشه :O واقعا چرااا :O

  85444

چند وقت پیش یکی از فامیلامون واسه من خاستگار پیدا کرد اغاااااااا اینا اومد خیلی هم شیک و مجلسی بودن یهو مامان پسره گفت من تازه مکه بودم واسه پا دردم روغنه کوهان شتر گرفتم مامان گرام منم میخاست کم نیاره گفت من دنبال روغن کوهانه خرم واسه پام هاااااا منو تصور کنید از دسته گل و شیرینی که آورده بودن بگیر تا کت شلوار دامادو جوییدم,,,,,,,خر کوهان داره ایاااااااااااا

  85428

ی روز رفتیم گردش تو یکی از پاساژایه محل با رفیقه مونگلم بعد من دسشوییم گرف رفتم دسشویی بعد نیم ساعت تفکر و تفعل در آن مکان اومدم بیرون بعد یه یارو که توصف بود اومده میگه خستههههه نباشی منم با پورویه تمام میگم شیرین کام باشَیییی