دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  85426

سر سفره بودیم که صدای یه کامیون اومد ، یهو دیدیم مامانم زد زیر گریه و با هق هق گفت : شماها هیچوقت منو حمایت نکردین ، من میخواستم پایه یک بگیرم…آخه مادر من شما یازده سال طول کشید تا پایه ۲ گرفتی ؛ من توی ماشین آموزشگاه بزرگ شدم ! والااااا

  85402

اغا خيلي وقت پيشا كه عموي بوووووووووووقم(باهاش مشكل دارم) جوون بود يك سيبيلي داشت كه نگو........
اينم عاشق سيبيلش بود.....
يه بار ميره ارايشگاه يكي از دوستاش كه سيبيلشو كوتاه كنه هي ميگه مواظب باش تاااخر اون دوستش از سر بدجنسي سيبيلشو ازته زد
بعله ايشون هم حدود دوهفته از اتاقش بيرون نميومد وبيرون از خونه كه اصلن نميرفت هركي مامان بزرگمو ميديد ميگفت بچت چه لاعلاجي گرفته كه؟
خودش:-$/
سيبيلش:دي

  85401

رفتم به مامانم میگم با دوستم برم چادگان میگه برو از بابات اجازه بگیر به بابام میگم میگه از مامانت اجازه بگیر الکی به مامانم میگم بابا اجازه داد دیگه برم میگه باباتم که اجازه بده من نمیدم دقیقا همینم برا بابام تکرار شد

  85379

یک شب ساعت ۳ نصفه شب برام اس ام اس اومد از خواب بیدار شدم دیدم روش نوشته:چیه؟ضایع شدی دیدی چیزی تو اس ام اس نبود حالا فش نده برو دوباره ادامه خوابتو بکن دیگه هم انقدر ضایع بازی درنیار :|

  85378

پای کامپیوتر بودم داشتم تو نت چرخ میزدم دستشوییم گرفت اما از ترس پسر عمم گودزیلای مهمونمون و بقیشون داشتم با خودم کلنجار میرفتم که دیگه صبرم سر اومد رفتم دستشویی و عجله ای پریدم بیرون .
دیدم گوزدیلا ها دارن تو اتاق پذیرایی بازی میکنن خیالم راحت شد ! اما ای وااااااااااااااااای ای پسر عمه ما کو ؟!؟! باعجله رفتم تو اوتاق دیدم نشسته پشت سیستم با یه حالت طلبکاری به من میگه :.
ای بیشرف این عکس ها چیه ؟؟؟ ما تو خانوادمون از این چیزا نداشتیم !!!!.
بهش 2000 تومن دادم گفتم برو برا خودت بستنی بگیر پولو پرت کرد جلوم با گریع و زاری گفتم از جون من چی میخوایییی کثافت ؟؟؟؟
.
.
.
دست کرد تو جیبش یه فلش در آورد و داد بهم !!!!
.
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !!!

  85374

بدترین حادثه ای که تا 10 سالگی میتونست برام اتفاق بیفته میدونی چی بود ؟؟
این بود که صبج بیدار شم ببینم شلوارم خیسه !!
یه بار رفته بودیم مسافرت خونه یکی از دوستای کلاس بالای بابام همه ساعت 9 بیدار شدند رفتن نشستن صبحانه بخورم من ساعت 10 تو اتاق تنها بیدار شدم دیدم ای واااااااااای روزگااااااااااار شلوار خیسه !!!! فکر میکنی به همین راحتی تسلیم شدم ؟؟؟؟ نه عزیزززززز دلللللللللل برادر !!!!
در یک عملیات کوماندویی تشک رو برعکس انداختم گند زدم به فرش و زندگیشون !!
کارم باحال بود عایاااااااااااااا !!!
لایک = خاک تو سر لجنت کنن ! از تو بیشتر از این انتظاری نیست !
نه لایک = باز هم همون بالایی !

  85364

اغا مامانم تعريف ميكنه اون قديما كه تازه تلويزيون اومده بود مامانم يه فاميل زن داشت كه هروقت فيلمي داشت پخش ميكرد كه توش مرد بود اين چادر سرش ميكرد كه مرداي تو فيلم نبيننش!
؟
؟
؟
؟
؟
ودر اخر بازم:؟

  85361

بچه ها روزی که والیبال ایران و ایتالیا بود وقتی امتیاز ها 2 به 4 بود من به جاش گفتم دچار!! حال می کنید با این کشفم؟؟
بعد اومدم بخوابم یه جوک به ذهنم رسید که محدودیت هام پر شده بود و اینجوری نوشتم برای خودم : تلویزیون - فیلم - اخبار! الان کسی می تونه بگه یعنی چی؟؟ خودمم موندم!

  85340

اخیش بالاخره تموم شد
حالا میتونم با خیال راحت برم و به کارام برسم
البته قبلش باید برم کتاب و جزوه هامو جلد کنم تا تو این چند سال پر تلاشی که پیش رو دارم شل و شیت نشن
لایک=قوی باش و بجنگ تو میتونی
لایک=خاک بر سرت اخرشم هیچی نمیشی

  85330

هی ...
امروز میخواستم موهای بچم رو کمی کوتاه کنم اخه موهاش اومده بود رو گوشش
تا ماشین رو گرفتم سمت راست سرش یهو سرشو چرخوند ماشین چسبید به سرش و کچلش کرد
هیچی دیگه برا این که تابلو نشه تمام سرشو کچل کردم و به مامانش گفتم چون هوا گرمه کوتاش کردم اونم استقبال کرد و گفت اینجوری خیلی بهنره گرمی نمیکنه

  85327

سر کلاس فیزیک بودیم.
هیچکی به درس معلم گوش نمیکرد!
منو سه تا از دوستام هم داشتیم نفر جلویی رو اذیت میکردیم!
اینقد این بیچاره رو اذیت کردیم که صبرش تموم شد با صدای بلند میخواست بگه اقا معلم نگ اینا کن دارن اذیتم میکنن.گفت مامانم اینا....!
همه بچه ها قرمز شده بودن از خنده نزدیک بود بترکن.
معلم هم جلو خودشو گرفته بود که یهو ترکید از خنده!!!!
در یک لحظه کل کلاس رفت رو هوا:D
تا زنگ خورد خندیدم!
بیچاره هر وفت میخوایم صداش کنیم میگیم هوییی مامانم اینا:))))

  85320

اغا زن داييم وداييم انقدر خسيسن به بچشون سالي يه بارم بستني نميدن
اونوقت زندايي جديدم داره به بچه بستني ميده اين زندايي خسيسه من بش ميگه به بچه بستني نده لكنت زبون ميگيره
؟
؟
؟
علووووووووووووووم پزشكي اين زن داييم تو حلقتون

  85317

کلا سوتی دادن تو جمع خیلی آبرو بری منم چپ و راست جلو همه سوتی میدم...
چند وقت پیش مهمون اومد خونمون سر میز شام یه سوسک دیدم زیر پامه منو میگی بلند جیغ زدم(جوری که قابلمه از دست مامانم افتاد)وفرار کردم حالا همه داشتن از خنده می مردن منه بیچاره نمی دونستم چی کنم(بهتره نگم قیافم چه شکلی بود)از خجالت سرخ شده بودم (خیر سرم دیگه مرد شدم)شما بودید چی میکردید؟؟؟
لایک=احمق ترسو.
لایک=آخی بیچاره.
لایکه=دست خودش نیست اتفاقه میفته.

  85316

کلا سوتی دادن تو جمع خیلی آبرو بری منم چپ و راست جلو همه سوتی میدم...
چند وقت پیش مهمون اومد خونمون سر میز شام یه سوسک دیدم زیر پامه منو میگی بلند جیغ زدم(جوری که قابلمه از دست مامانم افتاد)وفرار کردم حالا همه داشتن از خنده می مردن منه بیچاره نمی دونستم چی کنم(بهتره نگم قیافم چه شکلی بود)از خجالت سرخ شده بودم (خیر سرم دیگه مرد شدم)شما بودید چی میکردید؟؟؟
لایک=احمق ترسو.
لایک=آخی بیچاره.
لایکه=دست خودش نیست اتفاقه میفته.

  85315

تو مدرسه داشتم سوت زنان را میرفتم. یکدفعه یکی از پشته سرم اومد توی گوشم فوتید!‏ منم رفتم بگم عوضی که ی هو دیدم إی دله غافل ناظممونه. و من که نصفه فحشو داده بودم در یک عکس العمل (خارالعاده ‏، خوارقلاده ، خارالقلاده ) أه أصن هر چی. گفتم عوض شدی آقا ‏!!‏ گفت آره إسهالم!!!!‏
من که دیگه داشتم از شدت خنده میترکیدم رفتم کلمو کردم تو بوفه... یادش بخیر، ولی عجب هوش سرشاری داشتما