سر سفره بودیم که صدای یه کامیون اومد ، یهو دیدیم مامانم زد زیر گریه و با هق هق گفت : شماها هیچوقت منو حمایت نکردین ، من میخواستم پایه یک بگیرم…آخه مادر من شما یازده سال طول کشید تا پایه ۲ گرفتی ؛ من توی ماشین آموزشگاه بزرگ شدم ! والااااا
خاطرات خنده دار
اغا خيلي وقت پيشا كه عموي بوووووووووووقم(باهاش مشكل دارم) جوون بود يك سيبيلي داشت كه نگو........
اينم عاشق سيبيلش بود.....
يه بار ميره ارايشگاه يكي از دوستاش كه سيبيلشو كوتاه كنه هي ميگه مواظب باش تاااخر اون دوستش از سر بدجنسي سيبيلشو ازته زد
بعله ايشون هم حدود دوهفته از اتاقش بيرون نميومد وبيرون از خونه كه اصلن نميرفت هركي مامان بزرگمو ميديد ميگفت بچت چه لاعلاجي گرفته كه؟
خودش:-$/
سيبيلش:دي
رفتم به مامانم میگم با دوستم برم چادگان میگه برو از بابات اجازه بگیر به بابام میگم میگه از مامانت اجازه بگیر الکی به مامانم میگم بابا اجازه داد دیگه برم میگه باباتم که اجازه بده من نمیدم دقیقا همینم برا بابام تکرار شد
یک شب ساعت ۳ نصفه شب برام اس ام اس اومد از خواب بیدار شدم دیدم روش نوشته:چیه؟ضایع شدی دیدی چیزی تو اس ام اس نبود حالا فش نده برو دوباره ادامه خوابتو بکن دیگه هم انقدر ضایع بازی درنیار :|
پای کامپیوتر بودم داشتم تو نت چرخ میزدم دستشوییم گرفت اما از ترس پسر عمم گودزیلای مهمونمون و بقیشون داشتم با خودم کلنجار میرفتم که دیگه صبرم سر اومد رفتم دستشویی و عجله ای پریدم بیرون .
دیدم گوزدیلا ها دارن تو اتاق پذیرایی بازی میکنن خیالم راحت شد ! اما ای وااااااااااااااااای ای پسر عمه ما کو ؟!؟! باعجله رفتم تو اوتاق دیدم نشسته پشت سیستم با یه حالت طلبکاری به من میگه :.
ای بیشرف این عکس ها چیه ؟؟؟ ما تو خانوادمون از این چیزا نداشتیم !!!!.
بهش 2000 تومن دادم گفتم برو برا خودت بستنی بگیر پولو پرت کرد جلوم با گریع و زاری گفتم از جون من چی میخوایییی کثافت ؟؟؟؟
.
.
.
دست کرد تو جیبش یه فلش در آورد و داد بهم !!!!
.
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !!!
بدترین حادثه ای که تا 10 سالگی میتونست برام اتفاق بیفته میدونی چی بود ؟؟
این بود که صبج بیدار شم ببینم شلوارم خیسه !!
یه بار رفته بودیم مسافرت خونه یکی از دوستای کلاس بالای بابام همه ساعت 9 بیدار شدند رفتن نشستن صبحانه بخورم من ساعت 10 تو اتاق تنها بیدار شدم دیدم ای واااااااااای روزگااااااااااار شلوار خیسه !!!! فکر میکنی به همین راحتی تسلیم شدم ؟؟؟؟ نه عزیزززززز دلللللللللل برادر !!!!
در یک عملیات کوماندویی تشک رو برعکس انداختم گند زدم به فرش و زندگیشون !!
کارم باحال بود عایاااااااااااااا !!!
لایک = خاک تو سر لجنت کنن ! از تو بیشتر از این انتظاری نیست !
نه لایک = باز هم همون بالایی !
اغا مامانم تعريف ميكنه اون قديما كه تازه تلويزيون اومده بود مامانم يه فاميل زن داشت كه هروقت فيلمي داشت پخش ميكرد كه توش مرد بود اين چادر سرش ميكرد كه مرداي تو فيلم نبيننش!
؟
؟
؟
؟
؟
ودر اخر بازم:؟
بچه ها روزی که والیبال ایران و ایتالیا بود وقتی امتیاز ها 2 به 4 بود من به جاش گفتم دچار!! حال می کنید با این کشفم؟؟
بعد اومدم بخوابم یه جوک به ذهنم رسید که محدودیت هام پر شده بود و اینجوری نوشتم برای خودم : تلویزیون - فیلم - اخبار! الان کسی می تونه بگه یعنی چی؟؟ خودمم موندم!
اخیش بالاخره تموم شد
حالا میتونم با خیال راحت برم و به کارام برسم
البته قبلش باید برم کتاب و جزوه هامو جلد کنم تا تو این چند سال پر تلاشی که پیش رو دارم شل و شیت نشن
لایک=قوی باش و بجنگ تو میتونی
لایک=خاک بر سرت اخرشم هیچی نمیشی
هی ...
امروز میخواستم موهای بچم رو کمی کوتاه کنم اخه موهاش اومده بود رو گوشش
تا ماشین رو گرفتم سمت راست سرش یهو سرشو چرخوند ماشین چسبید به سرش و کچلش کرد
هیچی دیگه برا این که تابلو نشه تمام سرشو کچل کردم و به مامانش گفتم چون هوا گرمه کوتاش کردم اونم استقبال کرد و گفت اینجوری خیلی بهنره گرمی نمیکنه
سر کلاس فیزیک بودیم.
هیچکی به درس معلم گوش نمیکرد!
منو سه تا از دوستام هم داشتیم نفر جلویی رو اذیت میکردیم!
اینقد این بیچاره رو اذیت کردیم که صبرش تموم شد با صدای بلند میخواست بگه اقا معلم نگ اینا کن دارن اذیتم میکنن.گفت مامانم اینا....!
همه بچه ها قرمز شده بودن از خنده نزدیک بود بترکن.
معلم هم جلو خودشو گرفته بود که یهو ترکید از خنده!!!!
در یک لحظه کل کلاس رفت رو هوا:D
تا زنگ خورد خندیدم!
بیچاره هر وفت میخوایم صداش کنیم میگیم هوییی مامانم اینا:))))
اغا زن داييم وداييم انقدر خسيسن به بچشون سالي يه بارم بستني نميدن
اونوقت زندايي جديدم داره به بچه بستني ميده اين زندايي خسيسه من بش ميگه به بچه بستني نده لكنت زبون ميگيره
؟
؟
؟
علووووووووووووووم پزشكي اين زن داييم تو حلقتون
کلا سوتی دادن تو جمع خیلی آبرو بری منم چپ و راست جلو همه سوتی میدم...
چند وقت پیش مهمون اومد خونمون سر میز شام یه سوسک دیدم زیر پامه منو میگی بلند جیغ زدم(جوری که قابلمه از دست مامانم افتاد)وفرار کردم حالا همه داشتن از خنده می مردن منه بیچاره نمی دونستم چی کنم(بهتره نگم قیافم چه شکلی بود)از خجالت سرخ شده بودم (خیر سرم دیگه مرد شدم)شما بودید چی میکردید؟؟؟
لایک=احمق ترسو.
لایک=آخی بیچاره.
لایکه=دست خودش نیست اتفاقه میفته.
کلا سوتی دادن تو جمع خیلی آبرو بری منم چپ و راست جلو همه سوتی میدم...
چند وقت پیش مهمون اومد خونمون سر میز شام یه سوسک دیدم زیر پامه منو میگی بلند جیغ زدم(جوری که قابلمه از دست مامانم افتاد)وفرار کردم حالا همه داشتن از خنده می مردن منه بیچاره نمی دونستم چی کنم(بهتره نگم قیافم چه شکلی بود)از خجالت سرخ شده بودم (خیر سرم دیگه مرد شدم)شما بودید چی میکردید؟؟؟
لایک=احمق ترسو.
لایک=آخی بیچاره.
لایکه=دست خودش نیست اتفاقه میفته.
تو مدرسه داشتم سوت زنان را میرفتم. یکدفعه یکی از پشته سرم اومد توی گوشم فوتید! منم رفتم بگم عوضی که ی هو دیدم إی دله غافل ناظممونه. و من که نصفه فحشو داده بودم در یک عکس العمل (خارالعاده ، خوارقلاده ، خارالقلاده ) أه أصن هر چی. گفتم عوض شدی آقا !! گفت آره إسهالم!!!!
من که دیگه داشتم از شدت خنده میترکیدم رفتم کلمو کردم تو بوفه... یادش بخیر، ولی عجب هوش سرشاری داشتما
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25329
کل بازدید: 532514431










