الان که دارم اینو می نویسم اینقدر شاکیم که هنوز لباس نپوشیدم با حوله پای کامپیوترم. آقا من یه بار شامپومو استفاده کردم توی حمام جا گذاشتم یه هفته رفتم مسافرت الان اومدم نه اینکه اثری از شامپو توش نبود.... بلکه یکی توش آب هم چرخونده بود که از مولکول های آخریش هم استفاده کنه... دیگه بوی شامپو هم نمی داد. :|
خاطرات خنده دار
امروز دانشگاه کلاس داشتم بعد کلاس به دختره گفتم جزوتو بده کپی کنم که کپی بستهبود بهش گفتم من وسیله دارم تو شهر میرم شمام بیاید که جزوه رو کپی کنم اونم گفت میشه دوستام هم بیان ؟؟!?!که من گفتم شرمنده ماشین من کوپه است فقط واسه 2 نفر جاداره !!!!یهو یه نیش خند زد بعد رفت پیش دوستاشو پچ پچ کرد اومد که بریمتو راه هی سوال میپرسید که اسمتون چیه و .... دوستاش به فاصله چند قدم قبل از ما میومدنتا رسیدیم دم در و رفتیم نزدیک ماشینوقتی در وانتو باز کردم قیافه این بشر دیدنی بود، یهو دوستاش شروع کردن به خندیدنمنم یهو زدم زیر خنده دختره هم 2-3 تا فحش داد جزوشم نداد رفت پیش دوستاش.هیچی دیگه منم موندم بدون جزوه
آقا خوابگاه ما یه در داشت گاراژی که توی این دره یه دره کوچیک بود.چون این دره همیشه باز بود ما در کوچیک رو ندیده بودیم...یروز ما از دانشگاه برگشتیم دیدیم در بستس..هی در زدیم،نگهبانا رو صدا زدیم،هیچکس نیومد.زیر در یه ۲۰سانت با زمین فاصله داش،من و دوستمم یه جوری که خیلی خاکی نشیم به صورت سینه خیز از زیر در...بله رد شدیم(گربه خودتی)
حالا اومدیم با نگهبانی دعوا چرا درو بستی هر چی صدا میزنیم جواب نمیدی؟
میگه دانشگاه گفته هیچ ماشینی نیاد تو.
گفتیم پس ما چی؟
در کوچیک نشونمون داد پرسید پس شما چه جوری اومدین تو؟
تصور قیافه ها با شما...
فقط بگم که با این در اگر در بند در مانی...
یه روز قرار بود برم تو کتابخونه که دوستم اغلب اونجاست (پشت کنکوریه ) رو ببینم و یکمم درس بخونم و برنامه نویسی کار کنم حالااا بعد یه یکی 2 ساعت که من مشغول بودم دوستم پا شد اومد پیش من یهو چشش به گوشی بغل دستی من پرت شد که iphone 5 داشت (تازه یکی 2 ماهی بود که روانه بازار شده بود) این دوست مام اومد گفت آقا میشه گوشیتو ببینم و فلان که iphone 5 که میگن همینه آقا اونم قبول کرد این گوشی عزیزمون یه ضد ضربه ایی داشت (یه جوری بود) دوستمون خواست کلاس بذاره گفت بابا این چیه انداختی رو گوشی حیف این علامت اپل نیست که پشت این مخفی شده اون عزیز هم یه خند های کوچیکی کرد و گفت این ضد ضربه 250 هزار تومن قیمتشه آقا حال قیافه دوستمون شده بود چیزی تا حدود این از اون طرفم منو خنده گرفته هی میخوام کنترل کنم نشد که نشد خندیدم بعد این دوستمون خواست کم نیاره گفت خوب پس بذار باشه خوبه ارزششو داره
حالا دوستمون اومده بیرون میگه بابا چرا میخندیدی گفتم چکار کنم آخه حالا میگم خوب شد به هدستش گیر ندادی از اون بیتس های اصل بود رفتم بیرون قیمت کردم بالای یه میلیون قیمت هدسته بود
بچه که بودم من و خواهرم خونه بابابزرگ که می رفتیم می رفتیم سر یخچالش نو شابه مشکی همیشه داشت نصفیش را می خوردیم بقیه ش را چایی پررنگ می ریختیم می گذاشتیم سر جاش.فکر می کردیم نمی فهمه.
خدا بیامرزدش هیچوقت به روی ما نیاورد
به یاد همه بابا بزرگا که دیگه بین ما نیستند.+1
سر كوچمون ی ساختمون نیمه سازه امروز داشتم از سر كوچمون رد میشدم دیدم ی كارگر أفغانی اومد گفت چطوری دوست من
حالا قیافه من:
بهش گفتم هم دانشگاهی بودیم یا هم بازی؟
میگه هیچی آبجی من دیشب تو کلوب تو رو دیدم چندتا لایك واست گذاشتم!!!
من :|
افغانیه
داداشم مغازه لباس فروشی داره بعضی موقع ها میرم بهش کمک میکنم دیروز رفته بودم گفت بمون مغازه میرم جایی زود میام ده دقیقه بعد یه دوختره با مامانش اومدن داشتن ویترینو نگاه میکردن رفتم خیر سرم جلب مشتری کنم دوختره منو دید گفت ببخشید طرح دیگه ای ندارین گفتم لطفا بفرماید از دیدن داخل کنید
بابام جدیدا یه کارواش زده ..دیروز دوست مامانم اومده بود خونه مون..
به مامانم گفت من از پاسداران چجوری بیام کارواش ؟؟
مامانمم داشت بهش توضیح میداد...
منم بهش گفتم خو چه کاریه با مترو که راحت تره!!از ایستگاه قلهک بیا کلاهدوز پیاده شو!!!
ینی خدا شاهده خونواده تا یه ربع بعد داشتن درو دیوارو گاز میگرفتن من هنوز داشتم بهش یاد میدادم از مترو کلاهدوز چجوری بیاد کارواش!!
***توجه توجه ***لایک بالای ۱۰۰۰ تا = تخفبف ویژه يکارواش برای فورجوکیا!!!!!!:)))))))))))))
ای خداااااااااااااا...تا دیروز تا لنگه ظهر خواب بودم و مامانم ب زور جرثقیل از رختخواب بیرون میاوردم,باز امروز ک روزه دارم از 7 صبح بیدارم..!!!!!
الانم دارم از گشنگی میمیرم....
شمام همینجورین ایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زندگیه من دارم؟:((((((((((
یه مزاحمی داشتم بلانسبت خیلی پرو وگیر.....
سیریش شده بود امارمودربیاره.
بهم گفت:کجایی؟
گفتم:ایرانی
گفت:کجایه ایران؟
گفتم:داخل ایران
گفت:کدوم شهر؟
گفتم:یه شهر از بین این همه شهر!اگه گفتیییییییییی؟؟؟؟؟!!!!!!
گفت:نمیدونم
بهش گفتم:واقعا که من اصلا باکسی که هیجی نمیدونه دوست نمی شم برو دنبال کارت>>>>>>
خلاصه دیگه انقدر پیچوندمش که بیخیال ما شد.....
حالا من موندم و این همه بیکاری محاله محاله محاله.......
تو خونه ما هر وقت می ریم حمام،در حماممون صدا میده.من امروز رفتم حمام داشتم لباس می پوشیدم که احساس کردم یکی در زد.
من:/کِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــــــیه؟کـــــــــــــــــــــــــــــیه؟
وقتی از حمام رفتم بیرون دیدم فرشی نمونده برامون.آخه این دره صدا کرده بود من فکر کرده بودم کسی کارم داره!!!!
عاج چپ فیل بالا صفحه تو حلقم اگه دروغ بگم!!!!!!!!!!!
آقا رفته بودیم انجمن روباتیک تو اصفهان برای تعیین قوانین مسابقات آینده(الآن فهمیدید مهندس رباتیکم یا نیاز به توضیح بیشتری هست) بعد اونجا حدود 35 مهندس مملکت نشسته بودیم که مثلا قوانینو تعیین کنیم در بریک تایم (آره کلاس زبانم
نشستیم داشتیم حرف میزدیم که یکی از دخترا پیشنهاد داد بطری (همون حقیقت یا عمل خودمون) بازی کنیم حالا فکر 35 تا آدم 25 ساله میزو صندلیارو زدیم کنار نشستیم تا بطری بازی کنیم بعد از یه ساعت بازی کردن افتاد به همگروه اسگول ما(پسر بودا درد سر نشه) گفتن حقیقت یا عمل گفت عمل بعدش گفتن که پاشو ده دقیقه برقص پاشد رقصید بعد در کمال ناباوری اومدن از وسط میز پارچه کشیدن عین دستشویی زنونه مردونش کردن!!!!!!!!!!!!
دخترا و پسرا در اون لحظه o_O
مسءولین رباتیک:'(
دوست اسگول من;-)
من در حالت تعجب وخجالت :-X
ساسی مانکن خدا بیامرزXD
لایک=عجب دوست اوسگلی داری¿¿¿
لایک=تو چه قدر بدبختی
لایک=دلمون خوشه مهندس داریم تو مملکتمون
به قول داداش عباس دوستان پرسیدنچرا ساسی مانکن خدا بیامرز¿¿¿
در جواب باید بگم خو لامصب انقدر خندیده بود که رودش پوکید میفهمید
یعنی متن بدون غلطم تو حلقتون هههههههههههههههه:-))))))
یادم نمیره 4ام ابتدایی تو میدون آزادی دوغ میفروختیم و یادم نمیره سطلی که دستم بود و باهاش آب میاوردم ، منتهی از حوض وسط میدون
دوران راهنمایی انقدر پاچه خواری معاونمو کردم که شدم رییس انتظامات مدرسه ی اداهایی در میاوردم و شکنجه هایی میدادم که بعضی ها جلوی من فرشته بودن مثلا زنگ که میخورد هر کی اضافه میشست تو دستشویی با لگد میزدم تو در ی بارم یکی از بچه ها هل شد فک کنم تمام در و دیوار و شلوار و همه جا رو رنگی کرد خدایا منو ببخش :/
عاغا برای داداشم (دوماهه ست) یه جقجقه (جغجغه) خریدن
بیشتر ازاینکه داداشم باهاش بازی کنه
من بازی میکنم
کلا با این جق جق ش رو مغز اعضای خانواده مسابقه دو گذاشتم D:
اصن یه وعضـــــــــی
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 18686
کل بازدید: 532548120










