***rozegoltanha***
یه مشکلی برای سیمکارت ایرانسلم پیش اومده بود زنگ زدم مرکز خدماتش!
هی میگفت برای فلان کار فلان دکمه را بزنید!
برای اطلاع از فلان طرح فلان کارو کنید!
برای فعالسازی فلان بسته فلان کد را بگیرید!
برای دریافت فلان چیز به فلان سایت مراجعه کنید!
آقا منم هشصد و خورده ای بیشتر ته جیب سیمکارتم نداشتم هی داشتم رنگ عوض میکردم آخر دستی هم طاقتم طاق شد قطع کردم!
موجودی گرفتم دیدم 5620ریال داره با خودم گفتم اگه قطع نمیکردم همینش هم پریده بود!
که یهو نمیدونم از کجا یه اسمس به گوشیم اومد این شکلی:
مشترک گرامی!
سرویس آوای انتظار شما تمدید و مبلغ 5000ریال از موجودی شما کسر گردید!
ععااااه قلبم!
با این 620ریال چیکار میتونم بکنم!
آها فهمیدم ! میتونم زنگ بزنم 119 ببینم ساعت چنده!
ورشکست شدیم رفت!
خاطرات خنده دار
با دوستم (پسره خیال بد نکنید)رفته بودیم ذرت مکزیکی بخوریم .قبلش بگم 4 تا دخمل قبل ما داشتن سفارش میدادن ...
.
.
.
این رفیق ما اومد بگه سسشم زیاد بریز که ما چیزی جز سسسم زیاد بریز نشنیدیم گفتن او همانا و دخملان بر زمین (برای جویدن کفش همدیگر) همانا
بدبخت گفت 5 تومنت میدم به کسی نگو ( به غرآن )
.
.
.
لایک = برای رفیقت آرزوی شفای عاجل میکنیم.
رفتم فروشگاه کلی خرید کردم، یارو فاکتورو بهم داده منم با کلی اعتماد به نفس کارت بانکمو دادم بهش، وایساده منو نگاه میکنه! میگم :کارت خوان ندارین؟ میگه:
چرا ولی کارت اتوبوسو نمی خونه!!! :|
یکی بمن بگه چرا من انقدر سوتی می دم?
خدا وکیلی عین واقعیت
ما یه روز خسته از سرکار رفتیم خونه حال وحوصله هیچ چیزی رو نداشتم جورابامو دم خونه در اوردم تا کنار یخچال دستم بود بعد از ظهرش هر چی گشتم پیداش نکردم چند روز کلا تو فک بودم کجا گذاشتمش دم اخر مادرم از تو فریزر پیداش کرد میترسم پیر بشم خودمو هم گم کنم
بلایکککککککککککککککککککککککک
داداشم اومده بم میگه:نِگی،یه سوال میپرسم ببینم هوشت در چه حدیه.گفتم بپرس.میگه:اگه گفتی خرگوش بعد از دو سالگی کوجا میره؟؟؟؟
من: اووووووم...یه لحظه ....یکم فک کنم بت میگم...یه دیقه واستا الآن بت میگم....در حال فک کردن...همچنان در حال فک کردن...راستش...راستش نمیدونم،خودت بگووو
برگشته میگه:چه اوسگولی تو...خب میره تو سه سالگی دییییییگه.. بعدشم هرهرهرهرهره میخنده!!!! عایا من واقعن جلبک هستم؟؟؟؟
***$$$!!!یک نفر در فکر کنکور!!!$$$******$$$!!!در فکر رتبه افتضاح!!!$$$***
جــــاتون خالی مســـــافرت بودیم قرار شــــــد شــــــب آش بخــــــوریم بابـــــــام رفت یه مـــــغازه رشتـــــه بگیره اومــــد گفت رشــــته داشت اما پلویــــی بود...
مغـــــازه بعدی که نـــــگه داشـــــــت من تیر پریدم(جهت ریا!!!!!) پایین رفتــــــم تو مغـــــازه گفتــــم داداش یه رشــــته آش میخواستم
یارو گــــــف رو چشــــم
منم دوبــــاره گفتـــــم :
فقط دمـــــت گـــــرم داداش از نوع پلــــــویی نباشه رشتــــــه آش ساده میخــــوام...)))))))))))))))))))))))))))):
دیدم یـــــــارو پشت دخــــــــل خم شد پایین گفتـــــــم حتما رفته رشته آش بیاره وقتـــــــــــی اومد بالا دیـــــــــدم یه تیکه از آهـــــــنی که گاز زده تو دهنـــــــــش بود...
LIKE = ببینم الآن شما دقیقن کجای جهان سومی؟؟؟
جواب لایک = خو من چیکار کنم نمی دونستن وگرنه این خل بازیا تو قاموس ما نیس...
يک روز تلفن همراه خانمم شروع کرد به زنگ زدن چون شماره ناشناس بود خانمم داد به من که جواب بدم الو که کردم کسي جواب نداد.
گذشت باز غروب طرف زنگ زد باز الو که کردم دوباره هم جوابمو نداد.
براي بار سوم طرف آخر شب زنگ زد جواب دادم اون طرف خط يه خانمي گفت ببخشيد با آقا امير محمد کار دارم. گفتم اشتباه گرفتين، قطع کرد.
گوشي به خانمم پس دادم هنوز 2 دقيقه نگذشت بود که اس داد:
((اوف چه صداي قشنگي ))
بعدش همين طور شروع کرد به اس دادن افتخار آشنايي ميدين.....
خلاصه سرتون درد نيارم بد شانسي من و ميبينين پيدا شدن مزاحم تلفني بجاي اينکه با خط من باشه با خط خانمم،اون اس ميده خانمم چپ چپ نگاه من ميکنه . شانس هم نداریم که مزاحم خط من بشن همش سیبیل کلفتا اشتب زنگ میزنن.
عموم با خونواده ش اومده بودن خواستگاری اینجانب برای تک پسرش (ناگفته نماند ک بدجور باکلاسن)،همه نشسته بودن دورهم داشتن حرف میزدن ،که گوشیم زنگ خورد رفتم گوشیمو از تو اتاق بردارم تا بلند شدم دوقدم رفتم،چوپولوق(تپق،توپوق،ی چیزی تو همین مایه ها)پخش زمین شدم،یعنی اون لحظه دوست داشتم تو افق محو بشم،ولی پول نداشتم بلیطشو بخرم منصرف شدم رفتم تو اتاق تا آخر مراسم بیرون نیومدم حالا اینکه اونا چقد خندیدن و مبل هارو گاز گرفتن بماند!!!...
تا حالا خدا اینجوری گداشته تو کاستون
سال دوم دبیرستان بودم کاریکتور معلم جامعه شناسی رو کشیدم پای تخته بعد معلم اومد دید و خیلی ناراحت شد فهمید کار منه خلاصه منو سه روز از مدرسه اخراج کردن معلممون بهم گفت امید وارم سرت بیاد
الان مدیر مدرسه ام بچه ها کاریکاتورمو رو در و دیوار مدرسه پر کردن
**غزل ــــــghazalــــــ**
سلامتی همه دخترایی که حاضرن 100 تا لقب:خل و دیوونه و مونگل وعقب افتاده رو بشنون....برای دیدن یه ثانیه لبخندپدراشون.....
سلامتی همه پدرا که نفس ما دختراهستن بکوب لایکو
راستی نماز روزه هاتونم قبول
دو سه سال پیش عروسی یکی از فامیلمون بود تو تالار.تالار هم یه جا بود زن و مرد جدا و چند تا تالار بود که همزمان عروسی برگزار میکردن.ما رفتیم بعد عروسی اخبار رو گرفتیم که:
یکی از فامیلامون رفته تو تالار نشسته از اول تا آخر بعدش شام رو خورده بعد از چند روز فامیلای عروس دوماد رو دیده گفته دستتون درد نکنه کباب خوش مزه ای بود.فامیلا هم گفتن شام که کباب نبوده!خخخخخخخخ فهمیدیم طرف رفته توی تالار دیگه نشسته بود که واسه عروسی یه نفر دیگه بوده!
تو اون وضعیت به آب شدیدا احتیاج داشت ولی متاسفانه آب قطع بود!
نامزده محترمم ساعت 1بامداد اس داده که یه سوال بپرسم قول میدی ناراحت نشی؟ منم گفتم بپرس میگه اول قول بده منم گفتم قول منم توو دلم دارممیگم خدایا چی میخواد بپرسه اینوقت شب داشتم خودمو برای یه جنگ جهانی آماده میکردم که پیام داده هواپیما بوق داره ؟؟؟ قیافه ی نامزدم ^ ^
منم به این طریق جوابش رودادم آره عزیزم بوق داره اونم 2 تا یکی برا صبح که صدای پرنده و چکاوکو لک لک با گنجشک میده که با هاشون همزاد پنداری کنه یکیم برا شب که صدای جغد و خفاش میده که اونا توو آسمون نترسن ازش بگن از خودمونه داداشمونه
نامزده محترمم آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ
من ^ ^
تو باشی دیگه از این سوالات از من نپرسی فک و فامیله من دارم عایا؟؟؟؟
وقتی من سال چهارم ابتدایی بودم با مامان و خواهر کوچوکم رفتیم قلم چی(خودکارچی،مداد چی ) حالا هرچی منو اونجا ثبت نام کنیم در اونجا شیشه ای بود و موقع برگشتن ما هم یکی بسته بود یکی باز خواهرم هم 4 یا 5 سالش بود با سرعت نور داشت میدوید که ناگهان... شَتَرَق محکم با سررفت تو شیشه صداش هم اون قدر بلند بود که همه داشتن عین فیلم سینمایی نگاش می کردندما وقتی از اونجا بیرون اومدیم تا راه خونه اون قدر خندیدیم که وقتی به خونه رسیدیم ولو شدیم وسط خونه خلاصه سرتون رو درد نیارم (این قصه کاملا واقعی بود)
به آجیم الکی میگم اگه روزم رو بخورم چی میشه؟اون سریع گفت:نخوریا باید 60تاگرسنه رو غذا بدی.من گفتم اشکال نداره فوقش 60تا نون.گفت:نون خالی!!! منم گفتم:اره اگه کسی گرسنه اش باشه نون خالی ام میخوره.
اقا من دروغ میگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(لایک بالای1000=نه ادم بازبون روزه که دروغ نمیگه):)
امروز رفتم دستشویی گـــــــــــــــــــــلاب بــــــــــه روتــــــــــــون
دیدم چشمهای زیبایی دارن ازسوراخ دستشویی دارن منو نگا میکنن
یکم توجه کردم دیدم موشه
مـــــــــــــــــــــــــــــــوش مــــــــــــــــــــــــــــــوش !!!!!!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 16882
کل بازدید: 532557294










