عاغا شمام تو خونتون اینترنت جیره بندی شدست عایا؟؟؟؟
لامصب انصاف ام نیست بابام 4 ساعت پیاپی ،اونوخ من نیم ساعت ه مجزا ....
سریع لایک کن من اعصاب ندارماااااااا
خاطرات خنده دار
اقا ضایه شدن تا چه حد.
چند وقت پیش با شوهر امم پای لپ تابش نشسته بودیم رفتیم فیسبوک(اره فیسبوک داریم)داشت رویداد هاشو چک میکرد که تو رویداد هاش عکس یک دختره بود که عکسشو لایک کرده، ما هم در همون حین گفتم : هه ،ببین این دختره عجب قیافه ذاقارتی داره.که اونم یک چش خوره خفن کرد و گفت:این خواهرمه.منم در همون هین رفتم تو افق محو شدم. تا اخره شبم دیگه جرات اظهار نظر کردنو نداشتم
روزه داران
یه چند روزیه بعد ظهر که میخوابم تو خواب هفت پادشاه و داستان های کلیله و دمنه و شاهنامه و ... رو کامل تا اخرش میبینم بعد که بیدار میشم میبینم ده دقیقه فقط خوابیدم
شما هم اینجوریین یا من تو نظریه نسبیت گیر کردم
لایک : خوش به حالت مال ما که یه دقیقه هم نمیشه
رفتیم توصالن (سالن, ثالن) والیوال .
صحبت این شد که هرکی چه ماشینی داره؟ یکی از والیبالیستها که اومد مثلن خیلی شیک و باکلاس بگه چه ماشینی داره ییهویی جو میگیرتش بجای۲۰۶سفید میگه سفید شیش ۲۰۰!!!!!خخخخخخ
حالا حظار تو سالن هر کدوم واسه خودشون یه گوشه هلیکوپتری میزدن!!!
حضار(^_^)
اون بنده خدا(@_@)
و بعد از این ماجرا هیش کس اونو دیگه ندیده! خخخخخخخخ
خردادماه 90 اولین سالی بود که من امتحان نهایی داشتم(سوم ریاضی)
هندسه فیزیک حساب و ... روهم انباشته شده بودن
خلاصه تخصصیارو یه جوری خوندیم ولی عمومیا موندن.
با معلم عربیمون صمیمت خاصی داشتم وهمیشه شوخیایه لالیگایی با هم می کردیم.انگار نه انگار ارشد عربی داشت.
خلاصه روزامتحان عربی مارفتیم سرجلسه نشستیم.یه ربع گذشت گفتم:اجازه مشکل کلیوی دارم باید برمWC.برگه دوم پرسشنامه رواوردم بیرون.لامصصب یازده نمره توش خوابیده بود.رفتم پشت دستشویی زنگ زدم رفیقم.سه سوت اومد پشت دیوار.برگه رو بهش دادم گفتم میری پیش اقای...(معلم عربی).البته خونش نزدیک حوزه بوداااا.بهش زنگ زدم گفتم یازده نمره برام بنویس.برگشتم تو سالن امتحانات.البته گوشی رو گذاشته بودم یه جایی از بدنم که .... نگیرنش.بیست دقیقه بعد با 1000جورالتماس اجازه گرفتم رفتم بیرون.برگه رو گرفتیم و اوردیم داخل...خلاصه ما عربی3 رو با نمره 12ونیم پاس کردیم
یکی از تفریحات بچگیم این بود که تو جا های شلوغ تو مدرسه چند نفر جلو تر رو بشکون میگرفتم بعد بنده خدا با پشتیش دعواش میشد(-;
آی بزن بزنی بودا الان نزن کی بزن.منم دور وایمیستادم و از صحنه لذت میبردم.
اصن یه لذتی داره ها (-:
اصن یه وضعی ها یه بار امتهان کنید D:
لایک=خدا شفا بده.
بچه ها تازه کارم حمایتم کنین
ممنون
عاقا 1سوتی دادیم منو آبجی کوچیکه الان آب شده ی من داره واستون تایپ میکنه..امرو ساعت 1رب به8 که شدبه آبجی کوچیکه گفتم اذان گف بدو روزمونو وا کنیم اینم بگم تلوزیونمون کلا قطه..اونم اومدو سفره وسبزی وپنیرو اینا اورد وعاقا شروکردیم افطار قشنگ تپوندیم 1گالن آبم خوردیمو 1دفه یادم اومد ای داد بی داد 1رب به9 اذانه نه1رب به8
به آبجی کوچیکه گفتم اون که انگار1پارچ آب یخ ریختن روش من تا2ساعت هر هر میخندیدم...عاقا عمدی نبود بخدا روزمون قبوله که نه؟:-)
تولد یکی از دوستام بود.رسید مراسم باشکوه بازکردن کادوها. من کادوها رو باز میکردم ونشون میدادم که یدفعه
.
.
.
.
اینم کادوی آقا مهدی
یه دونه دیوانه شعره از *آقای فروغ فرخ زاد*
نبودید چه انفجاری شد.نامردا ول کنم نبودن.تو فیلم هم فوق العاده ضایع افتاده بود. اما بعد فیلمو بردم میکسش کنم اون تیکه رو صداشو حذف کردم
(هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.دوستان پست اولمه)
سلام ديگه فك كنم بااون دايي وزن داييم به طور كامل آشنا هستيد
اينا خانوادتن علاوه بر خصاصت سفات حصنه ديگه اي هم دارند از جمله يك جفت چشم كه همه چي رو از كار ميندازه و نحص بودن
يه شب اومدن خونمون رفتن تو اشپزخونه به مامانم گفتن چه مولينكس خوبي دارين.اغا از غذا اون مولينكسه كه29 سال برامون كاركرد همون شب از پا افتاد.يه سالم اينا اولين كسي بودن كه عيد اومدن خونمون اون سال بدترين سال زندگيمون بود.مامانم مريض شد من نزديكاي قند خون رفتم بابام آرتروز گرفت و....
؟
عاغا يه روزداشتم نمازميخوندم سرنماز يه خميازه كوچولو كشيدم ديدم يه پشه مستقيم رف تو سقف دهانم چسبيد حالا سرنمازهي خخخخخخ ميكنم مگه درميادهيچي ديگه بعدنماز يه ليوان خوردم روش رف پايين الان هيچ حسي ندارم كه بيان كنم خخخخخ
لايك =مام خورديم نگران نباش
لايك=عهههه حالم بدشد خاك توسرت
راستي اولين پستمه بزنين لايكوووو
غاغا یبا داشم با ماشین راه میرفتم جایی..
وسط راه راننده یچی بم پروند ک بم برخورد!
تودلم گفتم دارم برات.!.
موقه ک رسیدم کرایه رو گرفتم جلوش گفتم بفرما.. اوشونم گفتن قابل نداره ک... منم کرایه رو أ تو دسش کشیدم گفتم قربون شما تشکر:-p
هاجو واج موند منو نگاکرد بعدشم درو چنان کوبوندم ک شیشها ریخ!
بعدشم باروی خوش گفتم خدافظ شما!
آی حرص خورداااا
آی کیف کردمااااا
حقش بود نههههه؟
لایک=اره حقش بود دمتجیییززز
یه بارم یکی از اد لیستام برگشت گفت: من شارژ ندارم :|
منم گفتم: حقیقتش مال خودمم داره تموم میشه
نمیدونم چی شد یهو رفت بیرون حذفم کرد!!
خوب عزیز من انقد بی جنبه بازی در نیار بعدش میخواستم بگم الان میخوام برم بیرون بخرم, میخوای واسه تو هم بگیرم؟!!
عاقا من امروز بعد از 4ماه دوباره اومدم 4جوک..این فیل بالای صفحه یه جوری مظلومانه نگاهم میکرد که از خجالت آب شدم
الان نمیدونم چجوری ازش عذر خواهی کنم که این همه وقت تنهاش گذاشته بودم!!
یعنی بهش پیشنهاد کافی شاپ بدم بالای صفحه ی 4جوک را ول میکنه بیاد با من بریم کافی شاپ!!!
سلام به همه ی4jokهای عزیز:
عاغا یه شب بیرون بودم رفتم از عابر بانک شارژ بگیرم که دیدم بعداز من چندتا دختر هم باهم اومدن..زدم شارژ10تومنی که رسیدش اومد بیرون ولی خیلی کم رنگ بود حروفش.من هم جوگیر شدم رسید رو انداختم توی سطل..دوباره زدم که دوباره همون جوری اومد بیرون...بلند گفتم اینم که کم رنگه!!!!خاستم دوباره بندازم تو سطل که یکیشون گفت ببخشین زیر نور راحت خونده میشه..دیدم بله درسته..گفتم یعنی اون هم....وااااای....
هیچی دیگه اونا شروع کردن به گاز گرفتن عابربانک///
من00//
لایک:مگه کوری!!!
لایک:خاک تو سر دختر ندیده ت...جوگیر!!!!
پارسال یه روز من و دوستم گوشی برده بودیم مدرسه.گوشی بردن تو مدرسه ما جزو کارای زیر آبیه....
بعد سرکلاس عربی معلم دوستمو صدا کرد که بره سر تخته و درس جواب بده.منم از موقعیت سوءاستفاده کردم گوشیشو گذاشتم رو زنگ.همین که اومد نشست سرجاش.من به موبایلش زنگ زدم.صدای زنگ تو کل کلاس پیچید....
دوست منم مثه آفتاب پرست رنگش عوض میشد.معلم هم خودشو زد به کوچه علی اینا وعکس العملی نشون نداد...
ولی نمیدونم چرا زنگ تفریح دوستام دنبالم دوید و منو زد.آیا شما میدونید چرا؟؟؟؟؟؟؟
.
.
لایک:مگه مرض داری دختر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 16882
کل بازدید: 532558589










