تاریخ انتشار : تير 1392
عاقا 1سوتی دادیم منو آبجی کوچیکه الان آب شده ی من داره واستون تایپ میکنه..امرو ساعت 1رب به8 که شدبه آبجی کوچیکه گفتم اذان گف بدو روزمونو وا کنیم اینم بگم تلوزیونمون کلا قطه..اونم اومدو سفره وسبزی وپنیرو اینا اورد وعاقا شروکردیم افطار قشنگ تپوندیم 1گالن آبم خوردیمو 1دفه یادم اومد ای داد بی داد 1رب به9 اذانه نه1رب به8
به آبجی کوچیکه گفتم اون که انگار1پارچ آب یخ ریختن روش من تا2ساعت هر هر میخندیدم...عاقا عمدی نبود بخدا روزمون قبوله که نه؟:-)











.gif)
.gif)