خردادماه 90 اولین سالی بود که من امتحان نهایی داشتم(سوم ریاضی)
هندسه فیزیک حساب و ... روهم انباشته شده بودن
خلاصه تخصصیارو یه جوری خوندیم ولی عمومیا موندن.
با معلم عربیمون صمیمت خاصی داشتم وهمیشه شوخیایه لالیگایی با هم می کردیم.انگار نه انگار ارشد عربی داشت.
خلاصه روزامتحان عربی مارفتیم سرجلسه نشستیم.یه ربع گذشت گفتم:اجازه مشکل کلیوی دارم باید برمWC.برگه دوم پرسشنامه رواوردم بیرون.لامصصب یازده نمره توش خوابیده بود.رفتم پشت دستشویی زنگ زدم رفیقم.سه سوت اومد پشت دیوار.برگه رو بهش دادم گفتم میری پیش اقای...(معلم عربی).البته خونش نزدیک حوزه بوداااا.بهش زنگ زدم گفتم یازده نمره برام بنویس.برگشتم تو سالن امتحانات.البته گوشی رو گذاشته بودم یه جایی از بدنم که .... نگیرنش.بیست دقیقه بعد با 1000جورالتماس اجازه گرفتم رفتم بیرون.برگه رو گرفتیم و اوردیم داخل...خلاصه ما عربی3 رو با نمره 12ونیم پاس کردیم
نمایش مطلب شماره 88856
تاریخ انتشار : تير 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
5497
بازدید دیروز: 16882
کل بازدید: 532559977
بازدید دیروز: 16882
کل بازدید: 532559977










