دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  235227

دستم نمیرسد که بچینم تورا ولی...
بالا بلند من تو کمی قد خمیده کن...لامصب
.
.
.
.
.
.
.
.
من وختی رو چارپایه ام و سعی دارم عنابی که رو سر درخته رو بچینم...

آبجیم_سگ توروحه شاعرت بیا پایین نمیخواد پاچه خواری درخت بکنی...

من_نچ...تو نیمیفمی مرضی خانوم...من دارم باش ارتباط برقرار میکنم...

اون_o_O چه خریا دیدی با عن+آب ارتباط برقرار کنه؟

من_خر عمته...من ^_^

آبجیم_بلندبالا بیا پایین با چوب میزنم بش...

(^_<)F:M:Z(>_^)

  235221

(اینو دیدم برای خودم اتفاق نیوفتاده)
تو خیابون منتظر اتوبوس بودم دو تا پسر نشسته بودن رو کاپوت یه بنز...یه دختره رفت سمتشون گفت آقا کاپوت ماشینتون فرو میره ها!
یکی از پسرا گفت نترس خانم یکی بهتر نیخریم...اون یکی گفت حالا جایی میرید میرسونیمتون
یهو دختره در ماشینو باز کرد ماشینو روشن کرد و رفت!!!
مردم در و دیوار رو میبلعیدن...پسرا هم سینه خیز از محل دور شدن :)))

  235219

.•°AzErA°•.
يه گوشه سالن واستاديم با دوستم داريم ميحرفيم يدفه ديدم يکي شخله داره مياد سمتمون(:)))) )
اومده با يه حالت بدبخت و غمزده اي ميگه من يه سوال سيستمي دارم!با خودم گفتم اوفيييش بلاخره استعدادم بچشم اومد! با عشوه گفتم معلللهههه٨٠٨ بفرما اسکل ورگشته ميگه اون شيره هست رو توپ آبيه.. برا من سه تا گرديه تو همه، اون شير نارنجيه نميادش.. فک کنم ويروسي شده!ويندوزمو عوض کنم درست ميشه؟ -___-؟؟؟((o______O))
چشتونو درد نيارم سيبيلام ريخت تا بش بفهمونم که کروم و فايرفاکس فرق دارن باباااا :))))))))))جالب اينه برگشته ميگه بلد نيستي زر نزن! :\\ :|||
دوستم:)))))))) من٧___٨ خود هويجش:]]]
اون روباهه که شيره:((( کروم؛((( استيو جابز در گور :{|

  235198

يه همکلاسی داشتم پپههههه..ينی اصن آی کيوي يه بچه جلبک نصف سبز نصف قرمز صد و بيست درصد معلول مغزي جسمی روحی ته روخانه های شمال شرقي گورگانو ازش ميليونها بار بيشتر بود(نفسم گرفت)
÷|
يبار دبير ي سوال خوفيو خوند پرسيد کي ميدونه جواب چيه؟؟؟
قيافه ها OO OO OO OO OO OO OO
اين دوس مام دستشو برده بود بالا..معلمه با خوشحالي بش گفت:عزيزم تو جوابو ميدوني؟
اينم نه گذاشت نه برداشت گفت دستم رو سرمه جواب نميخوام بدم ک..DDDD:
يني نظام اموزشيو قهوه اي کردا:)))))))))

  235197

خونه تکونی سال پیش بابام داشت موکت میشست،بعد مامانم بش گفت حالا نمیخواد تو این سرما همشو بشوری...اوجاها ها که کثیف تره بشور
بابا : کجاهاش کثیف تره؟
مامانم : همش کثیفه
:///
بله.از اونجایی که دخترم و بچه ی آخرم هستم ازم کار نمیکشن(فحش نده )

  235173

سال دوم دبیرستان بودیم یه روز معلم زیستمون آخرای کلاس یه فیلم کوتاه درباره ی رشد و نمو جنین گذاشته بود حالا همه محوفیلمه بودیم یهو این دوست مشنگ ما با یه حالت ذوقت مرگی از آخر کلاس داد زد ااااااه خانووووووم بچه دختره
همین قدر واستون بگم که دیگه میزو صندلی نمود تو کلاس ما
دلتون بسوزه من با یه همچین آدمای نخبه ای درس خوندم
خخخخخخخخخ

  235162

با فامیل نشسته بودیم داشتن درباره پسر خالم حرف میزدن،داییم گفت این تو خونه دانشجوییش هر غلطی کرده
مادر بزرگم گفت تو مگه چیزی دیدی ازش؟
داییم گفت نه ولی حلال زاده به داییش میره :/
بعد از این اتفاق واژه ی خودزنی از دایره‌المعارف لغات در اومد و گفت من دیگه نمیتونم و رفت...

  235144

بچه که بودم بابام منو برد بهداری واکسن بزنم، تا چشمم افتاد به آمپول خون گریه میکردم و التماس میکردم. چند نفر گرفته بودنم منم زجه میزدم(بار روانیش خعلی زیاد بود )وقتی الکل رو زد رو بازوم گفتم دیگه کارم تمومه به عنوان آخرین حرفم بلند داد زدم: یـــا حســـــــــیـــن شـــهیـــد... :/
همه پرسنل بهداری از خنده موزاییک هارو میخوردن

  235137

امروز سر زبان(مدرسه)دبیرمون گفت دوتایی این کلماتو کار کنید کلمه هاشم مثلا door-pen و از اینجور ساده ها بعد یهو بغلدستی بووووووقم برگشت گفت تیییییچر ریحانه اینارو بلد نیست حالا معلمه شروع کرده دونه دونه ریحانه این چیه؟ریحانه اون چیه؟ انقددددددد لجم گرفتتتتت
یعنی شما تصووووررررر کنید من ۵ساله میرم زبان هفته بعد قراره مدرک بهم بدن اونوقت این دوست بوووووق...(^∇^) ولی حالا ببینید چه بلااااایی به سرش میارم.

  235130

یه دبیر ریاضی داشتیم که میگفت‌: ‌"پارسال یه دانش آموز داشتم همیشه اون تخته رو پاک میکرد.
الان دانشگاه صنعتی شریف درس میخونه !!!"
‌نمیدونم اینو گفت که یکی داوطلب بشه تخته رو پاک کنه یا ...

  235123

‏بچه محل ما یه بار یه زنه رو سوار کرد میگه شانس آوردم تا اومدم سر حرفو باهاش باز کنم بهم گفت پسر ناهید خانوم دستت درد نکنه من همینجا پیاده میشم

  235110

یه رفیق داشتم خیلی رو اعصاب بود...
نامرد شَست دست هرکی رو میدید زارتی میخواست مُهرشو بشکونه اونم از تو مفصل کف دست...
یه بار حواسم نبود همین کارو کرد جونم بالا اومد...
دستمو شل کردم و خوابوندم تو گوشش...
با من که قطع رابطه کرد...
ولی بچه ها میگن دیگه هیچوقت اون آدم سابق نشد...
بایکی دیگشونم سره اینکه هر رو یه مخاطب خاص داشت قطع رابطه کردم...
یکی دیگه ام حواسم نبود. DVDرو یه ذره محکم پرت کردم سمتش پیشونیش پاره شد...
اون خودش بام قطع رابطه کرد...
خلاصه این ته مها یه دوسه تا رفیق واسمون مونده که دمشون گرم هرچقد من بیمعرفتم...
اونا تحملم میکنن...
این پستم بهونه بود که یه یادی ازشون بکنم...
نگفته بودم ولی خیلی دوستون دارم...
(^_<)F:M:Z(>_^)

  235093

سال قبل یه ناظم داشتیم اسم نمیبرم
مسئول انتظامات بود بعد ما در طی چند مرحله مثل بستنی خریدن و... اعتمادشو جلب کردیم و گفتیم اقا میشه ما انتظامات بشیم اونم دو هفته مارو پیچوند
و ما اخرش انتظامات شدیم دو روز اول خوب بودا اما به روز اشتباه کردمو اقا هم دقیقا همین رو گفت:کدوم انتظامات بی عرضه و خری اینجا بوده؟!!
ما هم به خاطر این کار برکنار شدیم
.


.

حداقل تونستیم دو هفته پز بدیم که خودمون انصراف دادیمو و معروف شدیم به ساواکی(نمیدونم چرا!)وقتی فهمیدن اقب عوض شد شدیم کشککی!!
.

.

.
قیافه مدیر وقتی لقبمو فهمیدO_O

قیافه خودم در حال درغ گفتن^_^

امضا:@_@ssbbzz@_@

  235092

خالم میخواست به بچش آب پرتقال بده،نمیخورد...گفتم بده من بهش میدم
بردمش تو اتاق هرکاری کردم نخورد،منم از لجش همشو سر کشیدم...به خالم گفتم همشو خورد.گفت:دستت درد نکنه شکمش کار نمیکرد دارو اسهال ریخته بودم توش : !
هیچی دیگه گلاب به روتون رختخواب رو جلو دسشویی انداختم :((

  235070

یه ماه پیش خونه همسایمون آتیش گرفته بود همه مرده بودن از ترس.....یکی از همسایه ها زنگ زد به آتش نشانی.کلی منتظر موندیم نیومد این همسایه ی گرام دوباره زنگ زد باز منتظر شدیم نیومد !!! ایندفعه من زنگ زدم گفتم اینجا آتیش گرفته یهو مرده گفت:اخه کجا؟؟؟آدرس بدید!!!
بله،این همسایه ی باهوش ما زنگ زده گفته اینجا آتیش گرفته و قط کرده
فکر کرده آتش نشانا علم غیب دارن و سریع محل شناسایی میکنن...
یه صلوات واسه سلامتی همه آتش نشان های فداکار