دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 235110

تاریخ انتشار : مهر 1396

یه رفیق داشتم خیلی رو اعصاب بود...
نامرد شَست دست هرکی رو میدید زارتی میخواست مُهرشو بشکونه اونم از تو مفصل کف دست...
یه بار حواسم نبود همین کارو کرد جونم بالا اومد...
دستمو شل کردم و خوابوندم تو گوشش...
با من که قطع رابطه کرد...
ولی بچه ها میگن دیگه هیچوقت اون آدم سابق نشد...
بایکی دیگشونم سره اینکه هر رو یه مخاطب خاص داشت قطع رابطه کردم...
یکی دیگه ام حواسم نبود. DVDرو یه ذره محکم پرت کردم سمتش پیشونیش پاره شد...
اون خودش بام قطع رابطه کرد...
خلاصه این ته مها یه دوسه تا رفیق واسمون مونده که دمشون گرم هرچقد من بیمعرفتم...
اونا تحملم میکنن...
این پستم بهونه بود که یه یادی ازشون بکنم...
نگفته بودم ولی خیلی دوستون دارم...
(^_<)F:M:Z(>_^)