وقت نهار بود صدام کردن که برم , نشستم پای سفره و اولین کارم روشن کردن تلویزیون بود )چشتون روز بد نبینه!(
عجب فیلمی بود )اکشن از اونا که من دوست دارم( حسابی تو بهر فیلم بودم و مابین سکانسا یه لقمه ایم میخوردم
رسید به جایی که یکی از شخصیتا فیلم داشت خودشو به کشتن میداد )از اون صحنه ها که داد میزنن "نرو تو نباید بمیری"(
این وسط منم تو جو فیلم احساس کردم گلوم خشک شده اومدم تقاضای یک لیوان آب کنم که !!!!
)حواسم نبود( یهو برگشتم سمت داداشم داد زدم " آب بده" )واقعا داد زدما, تو مایه های حاجی سیدتو کشتن!(
جالب اینجا بود که کسی تا چند لحظه متوجه داد من نشد )همه تو جو بودن( !!
بعد داداشم بهت زده برگشت طرفم که چته ؟ آب میخوای چرا داد میزنی ؟
تازه اونجا بود که فهمیدم چیکار کردم:-|
نمایش مطلب شماره 114253
تاریخ انتشار : مهر 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
17673
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534863595
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534863595










