داداشم میگه تو سوپر مارکت بودم یه گداهه اومد طفلی لال بود با اشاره پول خواست
فروشنده و منو حاضرین بهش کمک کردیم
کلی هم دلمون براش سوخت. . .
داشت میرفت بیرون سرش بدجوری خورد به یکی از قفسه های خوراکیا. . .
اومد جلوم واستاد سرشو خم کرد گفت:
ببین خون نمیاد از سرم؟!!!!!!!!
یعنی مدیونید اگه فک نکنین از شدت ضربه تونست حرف بزنه!!!!!
اصن یه وضییییییییییی!!
خاطرات خنده دار
******************(3 تا!!! یا 3تا ؟؟؟ داخل همه پستهام هست)علامت اختصاصی abas_m223
یـعنـی کـشـتـه مـرده ی خـودمـمــا!!! ^_^
صـدای آلـارم گـوشـیـم بـرا صـبحـا آهـنـگ آرمـیـنـه!!!
هـمـیـن کـه مـیـگـه:سـر صـبـحـه و از خـواب تـازه تـو پـا مـیـشـی ولـی مـن هـنـوز بـیـدارم و تـو بـاعـث و بـانـی شـی ,کـه 24 سـاعـت بـه تـو فـکـر بـکـنـم....
لـامصـب سـر صـبـحـی خـیـلـی بـهـم انـرژی مـیـده کـه یـه نـفر بـهـم فـکـر مـی کـنـه و تـو نـخـمـه!!! ^_^
هـــــــعــــی خــدا تـاثـیرات مـجـردیـه دیـه!!! ^_^ ⊙﹏⊙
ینی برید از خدا بخواید اگه یه موقه خدایی نکرده گذرتون به دندون پزشکی افتاد دکتره بی حوصله نباشه اگه نه مثه منه بدبخت دهنتو سرویس میکنه!
ینی کم مونده مته اش رو هم بزنه تو لثم کصافط:|
انگار باباشو کشته بودم:(
سلامتی مامانم چون وقتی دید برنجمو اونقدی شل و کته ای دراوردم که از کفگیر کنده نمیشه شروع کرد به تعریفه خاطراته عمم وقتایی که غذارو بد از آب درمی اورد.فقط بخاطره اینکه بابامو خلع سلاح کنه تا ازم ایراد نگیره:))
عاقا جاتون خالی رفتم 4jok از یه مطلب خیلی خوشم اومد like کردم بعد رفتم حافظه اینترنت(clear recent history) رو زدم دوباره like کردم در کمال تعجب دوباره صفحه شما برنده شدید باز شد منم کلی حال کردم که میشه اینطوری کلی like کرد ولی وقتی شما برنده شدید رو بستم دیدم نوشته شما یکبار رای داده اید ! فهمیدم فقط تبلیغات دو بار باز میشه
..و آبی...
.
.. دیــــروز بـــا دختــــر مانـــتو آبــیـه ( همـــون کــه سایـــلار میگــه)قــرار
.... داشتـــــم , رفتــــم ســـرِ قـــــرار دیـــدم بــا یــه ماشیـــنِ
. هــای کلـاس اومـــد از مـاشــین پیــاده شــد و اومـــد طـــرفِ مـــن
.. یــه کــم اومــد جـــلو رنــگ از رخســارم پـــرید , بیشـــتر اومـــد جلـو
.... لـــرزه بــر انـــدامم افتـــاد ,, کمـــی بیشتـــــر اومـــــد جــــلو
........... عــــــرق بـــر پیشــانـــیم نشسـتــــ ...
............... کــــاملــا کــه نـــزدیـــک شـــد غــــش کــــــردم...
.. چشــامــو کــه بــاز کــــردم , ای خــاک بــر ســرم شــد ,دیــدم اون
. دخــــتر مــانتــو آبیــه همـــون ننــه ی دوستــــمه ...
...کثــافـط ,,ایــن ننه دوسـتِ مــادیگــه واســه مــن وی چـتــــ بــاز شـــده....!!!!
...ســایــلار بـــرو از خــــــــدا بتـــــــرس...!!!!!
در پـی صـحـبـت هـای (k : E) کـامـران عـزیـز بـگـم کـه .. مـاهـم یـه دوسـت دخـتـر داشـتـیـم ..
کـه تـو پـارک بـی هـوا بـغـلـش کـردم و فـشـارش دادم بــدجــور .. اونــم گــــوزیــــد... دیــگــه هـیـچ وقــت نـدیـدمـــش
هــر جــا هـسـتـی بـیـا عـب نـداره بـابـا آدمـیـزاد دیـگـه ...
..و آبی...
.
.. عکــس ننــه ی دوستــم رو فـــرستــــادم واســه (خـودتون میدونید
.دیگــه کجا رو میگــم^ــ^)پــــسره..(فکــر کنــم یــازده سـالش بــود)
....کــامنتـــ گــذاشتــه : مــن بــه درد شمـــا نمیخـــــورمـــا..!!
. گفتـــم: پ ن پ میخـــــوای بیــا خــاستـــگاری بیشـــتر بــاهــم آشنــا
....شیـــم اونـــوقــتــ بعــدش ازدواج میکــــنیم,, مــاه عســـل هــم ..
...... میـــــریم شمـــــال..!
.......جــواب داد:: مــــن اژ بــابــا و مــامــانم خجــالتـــ میکشـــم
..... میشــه شمـــا یکـــی رو بفـــرستــــین بیــاد اونـــا رو راضــــی کنـه
.تـــا بیــآیــم بــا هــم آشنــا شــیم ,, یــا اصــن میخـــوای قــرار بــزاریــم
....... کــافــی شــآپ اونجـــا همـــدیگـــه رو ببینـــیم تــا قــرارامـــون رو
................ بــــذاریم...!!...... ^ــــــــ#
..آقـــا صـحــــرایِ سیـــنا از کـــدوم طـــرفــه تــابــرم ســرمــو بکــنم
........... زیــــر خـــــــــــــاکــــ ........!!!
امروز مدیرمون گفت اگر یک بار دیگه صحبت کنی گوشتو می گیرم 2 دور میچرخونمت بعد میندازمت تو وسط درخت خرما!!!
من :|
مدیر :))
متحم :(((
زمان ما این سوسول بازیا و " وی چَت " و اینا نبود که!
با سنگ میزدیم به شیشۀ همدیگه بعد مخ کار میگرفتیم ..!
من خودم تا شعاع هفتصد متری بُرد داشتم
تو دبیرستان یه ناظم داشتیم وسط سرش کچل بود و دورش مو داشت
مثل الان نبود همه با تیپ های فشن برن مدرسه و کسی چیزی نگه یه بار گیر دادن به موها و تهدید و ... که همه باید کچل کنن ناظم اومد سر صف اشاره کرد به وسط سر خودش و گفت فردا همه باید عین سر من موهاشونو بزنن
فرداش رفتیم مدرسه دیدیم یکی رو سرش کلاه سر صف ناظم صداش زد زود بیا بالا و کلاهتو بردار تا موهاتو ببینم یهو دیدیدم این دیوونه برداشته وسط سرش رو تیغ زده و دورش رو نگه داشته عین کله آقا ناظم...
در یک لحظه در مدرسه زلزله ایجاد و چهره ناظم بسیار دیدنی...
******************(3 تا!!! یا 3تا ؟؟؟ داخل همه پستهام هست)علامت اختصاصی abas_m223
دیشب حوصلم سررفته بود گفتم یه کم خانواده رو اذیت کنم رفتم حموم دوش رو باز کردم شروع کردم بلند بلند خوندن:
به افتخاره پدره کچله ماه داماد بزن دست قشنگه رو ,این آهنگ تقدیم به پدر عزیزه خودم آقارضا کچل !!!^_^
امشب دل من هوس کتک کرده / عاشق شده از عشق تو تب کرده / امشب شب عشق و رقص و آوازه /مرغه دله من تو اوج پروازه
بابام :خفه شو گوسفند ساعت 12 شبه مردم خوابن,وایسا الان حالیت میکنم بچه پررو.بعد یهو دیدم بابام اینا آب رو قطع کردن
. مامانم از اونور گفت:عباس جون حالا تا صبح بمون اون تو با مرغ دلت پرواز کن!!!
منم که کم نمیارم رفتم تشت رو برداشتم گفتم یا آب رو باز میکنید یا تاصبح میزنم روش و میخونم, هم نمیذارم بخوابید هم کاری میکنم همسایه ها ازتون شکایت کنن ^_^
(بعد دیدم دودیقه ای آب رو باز کردن دره حموم رو باز کردم سرم رو آوردم بیرون دیدم بابام با کمربند و مامانم با مگس کش پشته در وایسادن!!! ^_^)
من : مگس کش و کمربند رو بدید تا منم تشت رو بدم بهتون صلح کنیم,منم قول میدم ساکت بشم!!!^_^
اونا هم قبول کردن و سلاحهاشون روگرفتم گفتم: من دارم میام بیرون, به خدا اگه اقدامی ضدبشردوستانه انجام بدید به جرم کودک آزاری ازتون شکایت میکنم میندازمتون زندان!!!^_^
هیچی دیگ از در که اومدم بیرون خودم خم شدم نفری یه پس گردنی که جزو کودک آزاری نیس بهم زدن بعد رفتیم خوابیدیم !!!
شرمنده دست خودم نیس عاشق هیجان و ریسکم کلا ^_^
ديروزمنتظراتوبوس بودم ازاون دوردورا1پسري پديدارگشت باموهاي بلندتراز موهاي راپونزل وابروهايي تميزترازابروهاي جاري دخترعموي من وتي شرتي صوووووورتي(وگل گلي:)) اومدوايستادجلوآگهي استخدامي كه روشيشه ايستگاه زده بودن،خيلي شيك گفتم چرادارين اينوميخونين!!!فك نكنم به دردشمابخوره چون نوشته به تعدادي مرررردجهت همكاري نيازمنديم^_^شماتشريف ببريدخونه منتظرخواستگاراتون باشيد...
دختراپرچم فضاست.....
گودزیلا که میگن راسته
من مامانم معلم اول دبستان یکی از شاگرداش موهاشو نمیبسته تا اینکه با ناز کشیدن حاضر میشه ببنده خواهر منم رفته بود کمکه مامای که میبینه این بچهه هی موهاشو میریخته تو صورتش بعد که خواهرم ازش میپرسه چرا اینجوری می کنی :))))))))
میگه اخه از مدل ابروم خوشم نمیاد ضایع ست
خواهرم :0
بچه اول دبستانی :)))))))))))))))
شایان ذکر است که ابروهاش خوبه و اصلا مثل ابرو های ما نبوده
و در اخر ابرو های ما ://////////
بروبچ از خودم تعریف نمیکنم خیلی بچه باحال و در عین حال ساکت ماکتیم(البته تو فامیل معروف شدم به این صفت)،
قبلنا سر منم میزدی بازار نمیرفتم یه بار خواستم با مامانم بریم بلوز بخریم همین که از جلو مغازه ها رد میشدیم یه گروه 3تایی دختر میگذشتن حالا ، اد جلو مامانم برگشته به دوستش میگه:إ ببین سامانه!!!
بعد من!!!!
مامانم که اصلا قیافش به نوشتن و تصویر نمیاد
من بدبختم که نه اونارو میشناختم نه هیچ دختر دیگه ای رو
مامانم:اونا چطور تورو میشناختن هان؟
من:مامان جون نه اینکه شهر کوچیکیه ،منم که بچه درس خون معروف شدم
مامان : =|
من بازهم تو هنگم چطور منو میشناخت (به جان خودم مخاطب که هیچ شنونده هم نداشتم و ندارم )
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534853418










