م

مجید قدیریان

@ghadirmajid · ۵۵ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۰ رأی)

م
مجید سوزوکی ۱۱ سال پیش
جوک

چندی پیش در جوار خانواده نشسته بودیم، داشتیم چای مینوشیدیم.ناگهان خرده قندی در گلوی من پریده و ذراتش در مجاری تنفسی من ماند.به طرزی که بنده به سرفه افتادندی و گلو جر دادندی.حال مکالمه ی منو مادر:
مادر:ای بابا حواست کجاست تو
من: اههه اوههه(سرفه)...
مادر: نگا نگا... اقلا یه قلپ دیگه چایی بخور خوب شی خب
من:اههه ... بابا رفته تو گلو�
مادر:(لیوانو گرفتن طرف من)بیا... بیا بگیر بخورش بشوره ببره پایین
من:مامان جان رفته تو نای... چیرو بشوره آخه؟!!
مادر:باشه بگیر.همون تو نایتو میشوره میبره پایینO_O
.
عجـــــــــــــب!!!!!

م
مجید سوزوکی ۱۲ سال پیش
جوک

عاقـــــــــاااا دیروز رفتم سلمونی.از قضا من موهای خیلی چربی دارم ^_^
حالا مکالمه ما
ارایشگره:موهای خیلی چربی داریا!!!
من:اخ اخ اره گفتی.اعصاب برام نزاشته .هر روز باید برم سرمو بشور�
ارایشگره:خب چرا چیز نمیزنی...
من:چی؟
ارایشگره: تـــــاید .......... (o-O)
حالا جالبیش اینجاست که بعدش داشت تعریف میکرد که برا هرکی این نسخه رو پیچیده جواب داده. میگفت بابامم فقط تاید میزنه و صابون داروگر :))))))
دو دل بودم گفتم میام اینجا میگم اگه بالای 800 تا لایک خورد میرم تست میکنم ^_^
تروخدا لایک نکنینا.کچل میشم:)))

م
مجید سوزوکی ۱۲ سال پیش
پیام

سلامتی بعضی از داداشیای که عشقشونو عاقلانه انتخاب کردنو وقتی بهش رسیدن تا تهش پاش واستادن و
با خودخواهیشون ترکش نکردن و حتی به خاطرش از غرورشون گذشتن. بعد از اونم به هیچ دختری حتی فکر نکردن. چرا؟
چون اینا عاشق عشق اولشونن
لایکو بزن به سلامتی عشق اول

M
M-GH ۱۲ سال پیش
جوک

یادمه اون زمان که سریال یوسف پیامبرو (یوزارسیف) پخش میکردن یه شب رفته بودیم خونه مامان بزرگم.مامان بزرگمم که عاشق این سریال بود... تاشروع شد به ما گفت: اٍ اٍ اٍ یــوزرآف شروع شد..... @_@
حالا میبینه ما میخندیم میگه به چی میخندین خــب؟یوزرسافه؟...یوزر باف؟
خخخخخخ دیگه خودشم خندش گرفته بود.
ما :))))
O_o user off
مخترع کامپیوتر x_x
خداکنه فقط دایی های عزیزم این پستو نخونن ^_^ خخخخخخخ

M
M-GH ۱۲ سال پیش
جوک

بابام تو خونه بیکاره.از صبح تا شب میشینه همه اخبارا رو نگاه میکنه.
یه شب بابامو داداشم داشتن اخبار میدیدن بعد مجریه میگه : و خبر بعدی؛ قیمت خودرو ها تغییری نمیکند.
یهو داداشم میگه : ای بــــابــــــــــا.50 دفعه از صبح این جمله رو شنیدم.
حالا بابامم میگه:اره بابا.انقد میگنو تکرار میکنن که ادم خبرارو حفظ میشه O_o
خووو پدر من شما نشینی از صبح تا شب همه اخبارارو دروو کنی حفظم نمیشی.والاااا

M
M-GH ۱۲ سال پیش
جوک

حالت اول:
مامانم(با حالت عصبانی): اااااا؟ کی در این قوری رو شیکونده؟
حالا حرفای سه تا پسراش
داداشم: همه چی آرومه/من چقد خوشحالم...
اون یکی داداشم: مجیــد(منو میگه) این هنزفری منو کدوم گوری گزاشتی؟
من: در حال صوت زدن و درو دیوارو نگاه کردن ^_^
حالت دوم:
مامانم(با خوشحالی): اااااا؟ کی حیاطو شسته؟
داداشم: من مامان
اون یکی داداشم: قشنگ تمیز کردم مامان؟
من: تــازهههه باغچه رو هم آب دادم ^_^
مامانم :|
ما سه تا اعجوبه :)))
حیاط O_O
خواهرم که حیاطو شسته O_o
یعنی من کشته مرده ی این روابط خوانوادگیم

M
M-GH ۱۲ سال پیش
جوک

عاقا ما یه بار نصغه شبی(طبق عادت) اومدیم سر یخچال.از قضا دیشبش کالباس داشتیم.منم که از خداخواسته شروع کردم به گاز زدنو خوردن کالباسه. داشتم از خوردن کالباسه لذت میبردم که یه دفعه برگشتم پشت سرمو نگا کردم دیدم بابام واستاده با عصبانیت داره کمربندشو وا میکنه......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه...
الان در یخچالمون با کمربند بسته شده به در کابینت :)))
سلامتی همه باباها... بزن لیکووو

M
M-GH ۱۲ سال پیش
پیام

{{{جوک و اس ام اس جدید روح را جلا و زندگی را زيبايی می بخشد ( ناپلون بناپارت )
جهت ترویج طنز و شادی و تفریح سالم در جامعه هر نوع کپی برداری ، بلند کردن ، کِش رفتن مطالب و تصاویر سایت آزاد میباشد .
کلیه حقوق مادی و معنوی با احتساب 6% مالیات ارزش افزوده ، 7 کیلو هزار
بزنم به تخته ، بزنم به تخته ، رنگ و روت وا شده ، شاد و شنگول شده ...}}}
یعــــنی... 4جوک حق کپی رایتـــت تو حلقم (^_^)
.
.
.
دوست داریییم هوارتــــااااااا
لایکا به افتخار 4جوک

M
M-GH ۱۳ سال پیش
جوک

یادمه موقعی که ابتدایی بودم بعضی وقتا که مامانم صبح میومد برا مدرسه بیدارم کنه.میپیچوندمش دوباره میخوابیدم.بعد وقتی که میخوابیدم خواب میدیدم دارم اماده میشم لباسمو میپوشم،صبحونمو میخورم،بعد میرم مدرسه، زنگ اولم میگزره که یهو صدای مامانم میاد که پاشــــو مدرست دیر شـــد!!!
یعنی تو اون لحظه فقط میخواستم با کله برم تو دیوار!!