دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  119846

*+*//■■^__^clonre*+*//■■^__^
به همین پستای تایید نشدم قسم
یه پست بود یکی از برو بکس فور جوکی نوشته بود که کلیپس از فولاد سخت تره اونو من امروز به وضوح توی مدرسه دیدم ناظم و مدیرمون (که نفرین دانش آموزان در حلقشان باد)کلیپسارو جم میکردن ماشالا همه هم کلیپسی وختی جم کرد با کوهی از کلیپس مواجه شدیم حالا این ناظمه میخواس کلیپسارو منحدم کنه چون دو بار دیگه جم کرد ولی بچه ها از توی سطل آشغال ورش داشته بودن هیچی دیگه حالا هر چی اینا زور میزنن مگه کنده میشد ما هم که هرهر بهشون میخندیم بر خورد بهشون بعدش متوصل به قیچی و چاقو شدن از آبدارخونه آوردن شروع کردن به کندن ولی متاسفنه بازم کنده نمیشد ینی ریش ریش میشد کاملا از بین نمیرف واسه رو کم کنیه ما رف از بابای مدرسه چکش آورد ولی بازم فقط کلیپسه میشکس و اصل مهم ینی گله هیچ مرگش نمیزد بعدش یکی از بچه های تپل وزنو آورد گف روی اینا بپر !!! ولی بازم موفق نشد سرانجام به بابای مدرسه گف یه حلب بیاره با پیت نفت با کبریت آتیش روشن کرد!!! همه ی کلیپسارو انداخ توی آتیش ولی ماشالا تعداد کلیپسا زیاد بود و کلیپسا باعث خاموش شدن آتیش شدن !! آخرش دیگه نزدیک بود افسردگی بگیره و در نهایت یه وانت گرف تمام کلیپسارو گذاش توش و یه جای دووور برد اصن یه وضی بود0__o

  119841

عاغا یه روز داییم اینا ناهار مهمونمون بودن، همه خوش وخرم مشغول خوردن یهو داییم به مامانم میگه "خاخر شمه خنه رسن دره"(ترجمه: خواهر تو خونتون طناب دارین؟) مامانم میگه آره چطور مگه؟ دایی: "اتّا دقه بَییر بیار مه گردن دَوِن مه ره بَوِر تا روخنه او هاده بیار"(یه دقیقه بگیر بیار دور گردنم ببند منو ببر تا رودخانه آبم بده بعد بیار.(قابل توجه یادمون رفته بود آب سر سفره بذاریم)
بعد از حدود 10 ثانیه تازه فهمیدیم منظورش چیه مهمانها مشغول گاز زدن سفره!!!
دایی شوخ طبعی داریم ما!!! عایا؟؟

  119836

دیشب ساعت 12 یکی تلفن زده میگه واستون شله زرد آوردم بیاین سر کوچه بگیرین و بلافاصله قطع میکنه....
بابام سریع لباس پوشیده یه ساعته سر کوچه واستاده......
حالا هر چیم بهش التماس میکنیم میگیم سرکاریه آخه کی 12 شب شله زرد میاره باور نمیکنه....
از وقتیم برگشتع خونه ما داریم می ترکیم از خنده اون زل زده به دیوار....شده مث اینایی که عشقشون رفته و باور نمیکنن!
اصن یه وضی!!!!!!

  119829

♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا کــیــلــیــپــس دختر همسایمون تو لوزالمعده أم اگه دروغ بگم
من و ماها (دختر عموم) و مامانم داشتیم انار پوست میکندیم
همینجوری حرف میزدیم که یهو داداشم (علی) از اتاقش اومد بیرون و به من گفت: حامد تو نشستی پست سیستم من؟؟؟؟
من:@_@ کی؟؟؟؟من؟؟؟؟بام؟؟؟؟؟شیب؟؟؟؟شیبدار؟؟؟؟؟؟
علی:مسخره بازی در نیار!!!!! هر وخت تو میشینی سیتمم هنگ میکنه
و همچنان من:^__^ نه عزیزم من نرفتم داش
علی:حاضرم شرط ببندم که مثل سگ داری دروغ میگی :000
ماها: علی درست حرف بزن! این چه وضعه حرف زدن با داداش بزرگترته!
علی:آخه ماها کامپیوترم هنگیده هر وخت این میشینه پشتش اینجوری میشه:(((((
من:من ننشستم پشت اون سیستمت
علی: چرا نشستی :0000 داری دروغ میگی
منم اعصابم داغون شد یه نصفه انار رو برداشتم و پرت کردم سمت علی
علی هم جا خالی داد خورد به دیواری که تازه رنگش کرده بودیم
علی تو اون صحنه:DDDDDDDDDDD
ماها:xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
مامانم:yyyyyyyyyyyyyyyyالبته با جیغ و داد
منم:zzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzz
الانم تو حموم(سنگر همیشگیم که قرص و محکمه) دارم واستون پست میزارم
هی اینا میگن بیا بیرون کمکم کنید بچه ها

  119823

♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا کــیــلــیــپــس دختر همسایمون تو لوزالمعده أم اگه دروغ بگم
سر کلاس بودیم بعد پسره ترم بووووقیه اومده به ما میگه :
ببخشید ولی انگار شما جای من نشستید !!!!!!
.....و همانا ما خودزنی میکردیم از خنده
این منم بعد از رو به رو شدن با این صحنه :DDDDDDDDDD
این دوستمه :xxxxxxxxxxxxxxxxxxx
این دخترست که ردیف اول نشسته بود:yyyyyyyyyyyyyyyy
اینم استاده:zzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzz
پسره هم الان چن وختیه تو افق متواری شده و ما داریم دنبالش میگردیم

  119796

سال اول دبيرستان كه بودم سرويس من و دوستام دير كرده بود. ماهم حوصلمون سر رفته بود تصميم زنگ مدرسه رو بزنيم و اذيت كنيم. يه سريا هم شكلك پشت آيفون درميوردن. كه يهو ناظم صدا زد اين اداها چيه! زشته واسه شما. حالا ماهم اينورو نگا اونورو نگا كه ناظم كجاست!
كه ناگهان فهميديم آيفون تصويريه و دوربينش توش مخفي!
ديگه از اونوقت كه انضباطم شد ١٦سه ساله من حتي يه لحظه مكثم جلو آيفون نميكنم موقه رد شدن و تو اون محوطه لال ميشم:-

  119674

هنوز کسی مثل دوسته من پیدا نشده که با تمام سرعت تو راه رو دانشگاه بودوعه( بلد نیستم بنویسم ) و بزنه پس کله استاد و بگه : چطوری استاد
یعنی همچین ادمایی داریم تو دانشگاه

  119672

دیروز تو خیابون با ایال و اینا داشتیم میرفتیم ، بعد یهو یکی از پشت سر داد زد سید......
همه برگشتن نگاش میکنن :)
به خانومم میگم تو دیگه چرا نگاه میکنی مگه سیدی؟
میگه نه میخوام ببینم کی باهات کار داره؟
یارو اومد از کنارم رد شد منم همینجور نیشم باز موند....
.
.

عید غدیر ، عید سادات بر تمام بچه های گل این سایت مبارک باشه...
برا عیدی هم یه بوس برای تمومتون میفرستم ، انشالله همیشه خوش و خرم باشید...
راستی برا دخترا فقط دست تکون میدم ، بوس موس خبری نیست ، من زن و بچه دارم :))

  119664

عاقا دیشب یه کانتینر مهمون داشتیم یهو تلفن خونمون زنگ خورد(یارو اشتباه گرفته بود) منم گوشی رو برداشتم میگم:بفرمایین/اقاهه پشت خط میگه:سلام اقا مسعود هست؟/منم ک اسکاریس تو وجودم به تکاپو افتاده بود گفتم:یه چند لحظه صبر کن تا صداش کنم
اون:اقا توروخدا سریع تر قضیه مرگ و زندگیه!!
من بعد از دقیقا 6دیقه و 37 ثانیه:اقا گفتی با کی کار داری؟/اون:اقا مسعود
من:بابا زودتر بگو دیگه الان صداش میکنم
اون:اقا زودباش /من بعد از 2دیقه:اقا رفته حموم یه ساعت دیگه زنگ بزن.
.
اون بعد از یه ساعت:سلام اقا مسعود اومدش؟؟
من:اره داداش ولی رفت تا سره کوچه چیزی بخره.نیم ساعت دیگه حتما خونس. /اون:اهههه باشه..(تق گوشی رو گذاشت)
.
اون دوباره بعد نیم ساعت:اقا چی شد اومد؟؟
من:اره گوشی..(گوشی رو دادم به داییم ک از خودم بدتره)
داییم:جانم؟؟ /اون:اقا مسعود؟؟
داییم:بله بفرمایین؟/اون:مسعود توکلی دیگه؟؟/داییم:نه گلم بنده مسعود رضایی هستم/اون:گوشی رو بده به اون اقا اولی یه لحظه
من:بلهه؟؟/اون:(این قسمت به علت خشونت بیش از حد سانسور میشود فقط همین قدر که یارو به فش های کش دار علاقه مند بود بعدشم به عمم تو افق سلام رسوند و گوشی شاتاراق گذاشت)
حالا گوشی رو گذاشتم همه خونواده از جمله داییم به اتفاق سرشونو به نشانه افسوس تکون میدن میگن شب اول قبر چی میخوای جواب بدی؟؟

  119661

عصر سرد پاييزي باشه
تو خيابون باشي
خيابونم شلوغ باشه
بعد يكي از پاشنه‌‌هاي كفش خيلي پاشنه بلنده مخاطب خاصت شكسته باشه
بعد كاملا پنگون مانند راه بره . . .
اصلا بايد مرد باشي تا بفهمي "ّ آبرو قطره قطره جمع گردد وانگهي يه برباد شود !!!
بعله اين جورياست :)

  119654

آقا به این سوی چراغ قسم,امروز یه کلیپس دیدم داشت رانندگی میکرد!!!دوره آخر الزمان شده...!!!

  119636

تازه گوشی گرفته بودم هنوز کامل بهش عادت نکرده بودم بعضی وقتا یادم میرفت سر کلاس که هستم سایلنتش کنم
یه بار سر کلاس بودم گوشی )سایلنت بود( شروع کرد به زنگ زدن منم که ته کلاس بودم )گروه خونی ما هم اینجوریاس دیگه موشكليه؟( دیدم تا پاشم برم بیرون قطع میشه همون جا سرمو آوردم پایین آروم جواب تلفنو دادم " الان سر کلاسم بعدا زنگ میزنم" قطعش کردم با خودم گفتم خب اینم از این بهتر که نرفتم بیرون
سرمو بلند کردم دیدم همه بچه ها دارن منو نگاه میکنن استاد زل زده به من یهو برگشت گفت آقای سوری اگه تلفن دیگه ای ندارید اجازه میدید ادامه درسو بگم !! کلاس ترکید !!
دیدم ای دل غافل فک میکردم آروم صحبت کردم شدم مثل لبو. 20 سانت سرمو آوردم پایین که تو دید نباشم !!

  119612

جاتون خالی چند سال پیش بامامان و بابام رفتیم کربلا . اتوبوس هنوز حرکت نکرده بود . مسئول کاروان داشت آمار میگرفت که همه اومده باشن .وقتی آمار گیری تموم شد مسئول کاروان گفت آقا تکمیل.بعد یهو مامان ما گفت الله اکبر.نگو فکر کرده طرف گفته تکبیر.خلاصه سفر معنوی ما اینگونه آغاز شد..!!

  119592

رفتم ی خط رایتل خریدم بردم ب پسر عموم نشون دادم میگه یعنی اگه بهت زنگ بزنم میتونم قیافتو ببینم؟میگم اگه گوشیت دوربین دوم داشته باشه اره
گوشیشو ورداشته بهم زنگ زده وقتی وصلش کردم میبینم داره جلو فلش دوربین بام میحرفه!‏‏!‏‏‏!‏‏!‏‏(محض اطلاع گلکسی اس 3 داره‏)‏
من:o_O-!-!-O_o
رایتل:DDDD
مخابرات:^¤^

  119583

اقا ما یه خواهرزاده 3 ساله داریم هروقت بابا میزنگید خونه که چیزی لازمه سر راه بخرم بر میداشت میگفت خیار سیب زمینی بخر.ما همه ذوق میکردیم بچمون به فکر چه چیزاییه.تا اینکه یه روز اینو برداشتم بردم مغازه رفت سمت خوراکیا اشاره کرد ازین خیار سیب زمینی ها برام بخر
من 0.o
خلال سیب زمینی !!!!!
خیار سیب زمینیD: