دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  122542

زنگ زدم به بابامو
سريع گفتم، من كاظم، پول لازم!
و فورا تلفن رو قط كردم كه بابام بهم زنگ بزنه هزينش برا اون بيفته!
اونم زنگ زد و در عرض سه ثانيه گفت، من مريض، قر نريز!
و تلفن رو به سرعت برق و باد قط كرد.
باباي حاضر جوابه كه من دارم؟!
آخرش يادم رفت چي ميخواستم به بابام بگم:-D

  122535

مادربزرگم میگفت:
تازه12سالم بود که نشونم کردن واسه بابات(پدربزگم)... شب اول بود که بابات اومده بود خونمون.با کلی دوق و شوق چارقدمو که از سرم دراورد.ننه تا دوساعت شکمشو گرفته بودو رو زمین غلت میزد.
با تعجب گفتم چرا؟؟؟
گف اخه داییت(داداشش)خدابیامرز تازه سرمو با ماشین تراشیده بود
من: :|
بابا بزرگم خدابیامرز =)))
دایی مامانم :D

  122533

رفته بودیم خونه دخترخاله مامانم شام دعوتمون کرده بودن درحال خوردن غذابودیم که ....یاخدااااااااااا........
بله یه موی دومتری توغذام بود منم که هرچی این مورو میکشیدم بیرون تموم نمیشد!!
دخترخاله مامانم گفت:سایه جان داری چیکارمیکنی؟
من:یه موی دومتری توغذامه،خاله ماشالارشدموهاتون خیلی خوبه ها
دخترخاله:وااااسایه چراتوهم میزنی؟حتمامژه ست
من:جااااااااااااااااااااااااااان؟؟؟؟؟مژه؟مگه شماپای مژه هاتون کودمیریزین؟؟؟

  122521

چند شب پیش به شوخی به داداشم گفتم واسم یه میمون بخره ولی مامانم شاکی شد و نذاشت :|
حالا دیشب به داداشم میگم اگه من صد ملیون داشتم دیگه هیچ غمی نداشتم!
مامانم از اونور داد میزنه میگه هروقت رفتی خونه ی شوهرت هر غلطی دلت میخواد بکن.
میگم چرا؟؟؟؟!!!!!!!!
میگه الان گفتی اگه سگ میمون داشتم دیگه هیچ غمی نداشتم!!!
من :|
مامانم :|
صد ملیون :-o
سگ میمون :))

  122519

وقتی منو داداشم کوچیک بودیم یبار رفتیم عروسی......
وسطای عروسی یه پسره که خیلی جو گیر شده بود یهو پرید وسط شروع کرد تکنو رقصیدن....
داداشم یهو داد زد:
مامان این آقاهه چرا داره کاراته بازی میکنه؟؟؟میخواد ما رو کتک بزنه!!!
بوروسلی خدا بیامرز^_^
خردادیانo_O
عروس;-)
بیچاره مامانم....دوتا اسکل بزرگ کرد....!

  122518

اون موقع ها که پلی استیشن و این چیزا نبود....یکی از سرگرمی های سالم داداشم این بود که منو مث چی کتک میزد...
بعدشم منو مجبور میکرد باهاش فوتبال بازی کنم...منم تو دروازه وامیستادم و گریه میکردم اونم هی بهم گل میزد و میخندید و خودشو تشویق میکرد....:|
ینی ریگی رو گذاشته بود جیب چپش!!!

  122506

سـر کـلاس فـارسی عـمومی نشسته بـودیم
یدفـه دخـتره بـغل دسـتیم دستـشو گـذاشت رو دهـنش گفت حالم بده و دوید رفـت بـیرون
مـام هـمه ذهـنامون منحـرف داشتـتیم میترکیدیم أ خنده !
امـان از دست این فیلمـای ایرانی :)))

  122505

آقاما داریم اثباب کشی میکنیم تنها استرسی که دارم اینه اینترنت وایرلس اونجا خوب آنتن میده یانه؟دعا کنید از نون شب هم واجب تره اینترنت

  122500

چندسال پيش يه بار كه سوار ماشين بودم باهمكارا‏(خانومن‏)داشتيم برميگشتيم از سركار؛سرگرم صحبت بوديم كه ديدم راننده داره از محلي كه ميخوام پياده شم رد ميشه؛هول شدم گفتم:آقا خيلي ممنون؛همين جا منو "پارك كنين‏‏"‏!‏‏!‏
راننده كه يه لحظه از تو آينه به من هنگ كرده بود؛باتركيدن همكارام اونم منفجر شد‏!
هيچي ديگه هنوز بعد چهارسال يادشون ميفته؛درحال ضعف رفتن ميگن؛نميخواي پاركت كنيم؟‏!‏
قسمت سوزناکش اينجاس كه رعايتم نميكنن؛هرهمكارجديدي اضافه ميشه؛عين جوك براش تعريف ميكنن‏!‏‏!‏
اصن لنگ نشسته ي دانش آموزام تو حلقشون‏!‏‏!‏

  122498

این خاطره واسه دوستمه میگه دیروز برادر زاده م داشت واسه مامانم قصه میتعریفید قصه بز زنگوله پا بعد گفت مامانی این بزه سه تا توله داشته به اسم:پنگل/منگل و حبل انگل .من دیگه حرفی ندارم

  122493

اقا جان ما 2شنبه ی پیش نشسته بودیم سر کلاس شیمی
(استادمونم یه خانومیه که استعداد عجیبی توی پودر کردن شخصیت دانشجو های کلاس داره)
این استادمون اون روز یکی از پسرا رو به اسم ارین سوزه کرده بود هی بهش دستور میداد ارین درو ببن ارین درو باز کن ارین تخته روپاک کن.........
بگذریم این طفلی سر انترک رفت بیرون واومد استاد بهش گف بره پاتخته مسئله حل کنه اینم رفت خیلی مسلط حل کرد و با سرخوشی وایستاد روبهروی استاد
استاد یه ذره نگاش کرد یه ذره بو کشید بعد خیلی شیک بهش گفت تو دبیر خوبی میشی ولی دبیر سیگاری ومعتاد چه به درد می خوره واقعا که................................
دیگه تصور عکس العملش به عهده ی خودتون
ولی فک کنم کلا بره این واحد حذف کنه بهتره نه؟؟

  122485

آقا ماپارسال یه معلم داشتیم خیلی از کلاس مابدش میومد بطوری که به کلاس ما میگفت اسطبل ما اینو امسالم دیدیم (امسال معلممون نیست)
شروع کرد به بدگفتن ازکلاس پارسال ناگهان یکی از بچه های پارسال به سرعت از پله ها اومد روپله ها افتاد خورد به معلم بدبخت دوتایی تاپایین پله هارفتن هیچی دیگه الان دارن پی مدرسه رو درست میکنن بچه ها گاز زدن€

  122464

بوفه مدرسه ما رنگ تفریح ها خیلی خیلی شلوغ میشه یه دونه اقای اصغری وایمیسه اونجا کلی بچه هرکدوم یه چیزی میخوان...
حالا منم دیروز خیرسرم رفتم یه بستنی عروسکی بخرم یه ربع بود اونجا هی داد میزدم اقای اصغری یه بستنی عروسکی اونم اصلن گوش نمیکرد منم دیگه حرصم گرفته بود یهو داد زدوم اقاااای عرررروووووسکیییییییی یه بستنی اصغری!کل بوفه ترکید!
اقای عروسکی؟!

  122447

امروز تو صف عابر بانک بودم یکی اومد به نفر جلویش گفت آقا یه انتقال وجه دارم خیلی ضروریه میشه نوبتتون رو بدید به من؟؟
دومی: نه آقا نمیشه منم یه ساعته تو صف امیستادم
اولی : باشه:-(
بعد که نوبت دومی رسید
دومی به اولی : آقا بفرمایید
اولی : نه مرسی
دومی: جان من تعارف نداریم که
اولی : ممنون
به محز(محض،محظ،محذ) شنیدن ای تعارفات ستون دم در بانکو گاز گرفتم از شدت خنده
خب برادر من نه به اون ضد حال اولت نه به تعارف مخلصانت که فقط زبونی بود

  122419

در شیشه عسل باز بوده دیویس سیصدتا مورچه رفتن توش غرق شدن بی شعورا بابام نشسته همشونو با چوب کبریت در آورده. سر سفره نشستیم صبحانه بخوریم دیدیم ی چیزای ریز ریز توشه میگم بابا اینا چین؟ میگه بعضیاشون خیلی صفت چسبیده بودن دست و پاشون کنده شده اگه نگا نکنی مزش اصلا معلوم نیست.
هیچی دیگه گلاب بروتون الان دو روزه نفخ معده دارم روم نمیشه برم دکتر. اگه بگه چی خوردی چی بگم
من:/
بابام :)
مورچه ها:(