من پیش دانشگاهی که بودم یه دوستی داشتم به اسم اعظم شریفی یه بار خواستم صداش کنم بلند گفتم:اشرررررف!!! آقا یهو دیدم دوستاش دارن رو زمین غلط(قلت...) میخورن خودشم داره ازکلش دود بلند میشه
خاطرات خنده دار
•••°•••°•••°حـــــــامـــــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
دیشب داشتم با گودزیلامون میحرفیدم کیلیپس دختر همسایمون از زاویهSin45رو به افق . عمودی تو حلقم اگه دروغ بگم دیدم ناخون هاش خیلی بلنده بهش میگم:
باران چرا انقد ناخونات بلنده؟؟ برو ناخون هاتو کوتاه کن ! @_@
میدونید به من چی میگه؟؟نع دیگه نمیدونید ب من چی میگه؟؟
برگشته به من میگه: به تو چه؟؟0_0 ما روایت داریم سر نماز موقع قنوت حتما باید ناخون هاتو ببینی!^__^
من:O_o
گودزیلا:^__^
ناخون:@_@
قنوت:0_0
تا ب حال تو زندگیم به این قاطعیت قانع نشده بودم ب همین پایه میز قسم
تلاشی که "بعضـــــــــــــــــــــــــــی" دخترا برای پیدا کردن شوهر میکنن
اگه واسه درس خوندن میکردن ....
الان دو سه تا دانشمند هسته ای خانوم داشتیم ...
:)
والا!! o-O
•••°•••°•••°حـــــــامـــــــد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
عاقا امروز جمعه خاستیم یه مقدار بیشتر از روزای دیگه بخابیم و دیشب ک شب جمعه بود به همه سفارش کردم منو فردا بیدار نکنید . سروصدا هم نکنید بزارید بخابم^__^
حالا امروز صبح ساعت7 بابام اومده بالاسرم بهم میگه:
حامد بیدار شو! بیدار شو دیرشد!!@@
من با حالت گریه و یه همچین قیافه ای =__= گفتم
:جانم آقاجون؟؟کیلیپس دختر همسایمون زاویه دار تو کلیه هام چی شده؟؟ تو رو ب همین پایه میز قسم بزار بخابم:000
بابام: پاشو تو مگه دانشگاه نداری؟؟
من:O_o آقــــاجــووون امروز جمعست
بابام:^__^ آها حواسم نبود باشه بابا بگیر بخاب^_^
من:O_o یا 0__0 یا @_@ یا ^<>^
میبینی داداش کامران اینا اصلا نمیترسن از روز رستاخیز
..
راستی داداش کامران شرمنده یادم نبود تولدتم مبارک داداشی
داداشم یه گودزیلا داره 5 سالشه اسمش کانیه (کانی) پیش دبستانیه
روز دوم ک رفته مدرسه رفته تو حیاط نشسته
خانم: چرا نمیای تو عزیزم؟؟
کانی: نمیام:@
خانم:آخه چرا!!؟
کانی:آخه شما زیاد حرف میزنید سرم درد میگیره:@
خانم o-O
سیستم آموزشی :$
من اصلا واکنشی نشون ندادم فقط هنگیدم
مـــامــــانم تـــعریف میـــکرد کـــه:
نـــــامزد کـــه بــــودن تـــو خــونه مامان بزرگم نــشسته بـــودن که عــمم(اونموقع9ســــالش بود)از مـــدرسه میـــاد شـــلوارشو در میـــاره همــــونجوری میــــشینه دفـــترشو درمیاره(بـــدون شـــلوار^ــ^)
مامانم میپرسه چــــــرا شـــلوارتو درآوردی؟؟؟
عـــمم مـــیگه:مــــعلممون گــــفته رسیــــدین خونه هـــمین که شـــلوارتونو درآوردیــــن بشینین مــــشقاتونو بــــنویسین...
مـــامـــانمO-o
بـــعله هـــــوش تــــا ایــن حـــــد!!!
از ساعت 5 بعدظهر به بعد تو مترو ها مسابقات جام :
1-تحمل فشار تا 1500 پاسکال !!
2- مسابقه دو با سرعت و مانع (افراد حاظر ) !!
3-قدرت سنجی دست ها برای هل دادن افراد !!
4-سنجش تحمل بالا برای بوی سیر ، عرق و گاهی هم سیگار !!
5-سنجش داشتن فن بیان برای بیرون اوردن مسافران و جا دادن خود به جای انها !!
6-قدرت تنه زدن به افراد و پرت کردنشون به یک کیلومتر دورتر از محل حادثه !
برگزار میشود از علاقه مندان خواهش مند است در این ساعات به متروها مراجعه کرده و خود را محک بزنند(از افرادی که دارای عارضه ی قبلین خواهشمند است به این مکان نزدیک نشوند)
این مادربزرگ سیدو تو عصر یخبندان چهار دیدید ؟؟
آقا ما نمونه ی بارزشو تو فامیلمون داریم!
این مادرشوهر خالم یعنی مو نمیزنه با گرنی !
فقط نمیدونم این ازاون کپی شده یا اون از این واقعا سوال سختیه مغزم گنجایشش رو نداره !
K : E @@@@@
دختر خالم پنج سالشه بهش میگم مریم گلی بیا بغلم یه بوس بهم بده ^_^
برگشته مگیه مگه تو خودت زن نداری ؟؟ بزار برم برا الهام بگم میخواستی بوسم کنی^_^
تازشم من میخوام زن وحید بشم
من : وحید کیه o_0 ؟؟
اون : پچه قشنگ مهد کودمونه ^_^
من : جااااان ، حالا اونم ترو میخواد ؟؟
اون : دارم روش کار میکنم ^_^
من : o_0 خرج زندگیرو چکار میکنید ؟؟
مریم : بچه پولداره ^_^
د لامصب اینارو کافور بریزید تو غذاشون اینا خطرناک شدن
کامران دور اندیش o_0
آقاخداازروزمین برداره منو اگه بخوام دروغ بگم چن سال پیش یه آهنگی رامین بی باک خونده بود اسم آهنگه چراعشقمونخواست بود من ازبس گوش دادم به این آهنگه پاک عقلمو از دست دادم دم به دیقه میگفتم چراعشقمونخواست واسه چی نموند کنارم و...رفتیم نمازجماعت رکعت دوم بودیم من همینجوری داشتم باخودم فکرمیکردم که دیدم آخونده داره میگه هوووووووووی عاشق بیابرو بیرون مگه اینجا استریو هس من به بغل دستیم گفتم چی شده گفت بابا داشتی این شعرو بلند میخوندی(چراعشقمونخواست واسه چیب نموندکنارم مگ بهش نگفته بودم کسی روجز اون ندارم) یعنی آدم بمیره اون لحظه ولی اینطوری نشه...مدیونی اگه رولایک کلیک نکنی ایول دمت جیز
آقا دوران دبیرستان پهلو خوابگاهمون یه خونه ای بود که یه درخت توت داشت اون چه توتی؟توت قرمزدیگه هروقت شب غذا دوپیازه بود عین میمون بالای درخته یه 100تای آدم داشتن توت میخوردن یبار از شانس بدما من بادوستام رفتم بالای درخته درحال کوفت کردن بودیم که یه سنگی خوردتو فرق سرم نکنه اون صاحبش بود وقتی سرپرستافهمیدن هممون رفتیم دفتر روزبعدش لایک=جورابت توحلقم
چن وقت پیش خونه عمم بودم میخواست زنگ بزنه به دومادش بگه امشب خونمون دعوتین گفت سلام ابوالفضل جان پریشب خونه مادعوتید یعنی هرکی اونجابود داشت دیوارچنگ میزد موست خراب شه اگه لایک ندی مدیونی خیال کنی گدام
بچه بودم بابام موهواره گرفت
(اخه اونموقعا مد بود)
اونموقا من بچه خیلی خوبی بودم...
هــــــــــه الانم هستما
اقا اینا نصبش کردنو غیره
دکمه استارتو که زد
من داشتم جفتک میزدم دور خونه میدودمو لا اله الا الله میخوندم
که پدرم با(همون شلینگو غیره... :,D) ترو خشکم کرد
منم طی یک حرکت انتحاری نصف شب نفت ریختم تو دستگا
تازه وقتی زدنش به برقو داشت اتیش میگرفت
من داشتم
ذکر میخوندم
لایک=بلند بگو یــــــاحســـیــــــن
مکالمو دوتا دختر بچه پیش دبستانی همسایمون
اولی؛اشکال نداره موبایلت کوچیکه عوضش تبلتت بزرگتره که
دومی(حالا خیلی ناراحت بود)؛نه بیتا اون بزرگه موبایله کوچیکه فقط اهنگ پخش میکنه کـــــــــة(mp3 player)
من :/
رفته بوديم حنابندون
حنا ها رو به شكل قلب درآورده بودن!
يهو ديدم خواهرم يكيشو برداشت گذاشت دهنش و گفت شكلاتاشون شكل قلبه!
من زبونم بند اومده از تعجب!
بعد يهو داد زدم حنا بود رواني!
و خواهرم به سرعت برق به سمت دستشويي سرازير شد!
يهو صداي شليك خنده ي مردم فضارو پر كرد.
بخدا من ديگه با اين گودزيلاي آبرو بر پامو تا دم كوچه هم نميذارم!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534875187










