-گرونترون ورزشی که تجربه کردی چی بوده؟!
+کوهنوردی،اونجا که مجبور شدم وسط راه از دکه یه شیشه آب معدنی کوچیک بخرم
خاطرات خنده دار
─═हई╬ عدس پولو ╬ईह═─
دیشب داشت یه فیلم میداد که تو یه سکانسش یه خوانواده سه نفره داشتن دور هم صبحونه میخوردن . محتویات صبحونه هم از این قرار بود: پنیر . خامه . مربا . چای . آبمیوه . شیر. نون سنگک . نون لواش .نون بربری. کله باچه :| شامی. شعله زرد . حلیم . آش رشته . آش دوغ. آش... سوپ عدس و ..... خلاصه کلا یه سفره چیده بودن 2× وسعت خونه ی ما... (خونه ی ما 80 متره) :|
:| :| :|
د آخه لامصبا معده رو با چی شما اشتباه گرفتید آخه؟ :|
بعد جالب تر از همه اینکه کل سکانس دو دقیقه بود بعد اینا هم تا آخر سکانس صبحونه رو تموم کردن :| 3/چهارم از اون دو دقیقه رو هم داشتن حرف میزدن :| بعد اینا این همه غذا رو از کدوم ور تو کردن خدا میدونه :|
من :|
نون لواش یه هفته پیش :|
ته مونده پنیر لقوان :|
کارگردان کله تهی اون فیلم :)
با دختره کافه بودیم گفت شوهر سابقم تا چشماش ریش داشت، گفتم سابق؟ گفت آره این جدیده زیاد ریش نداره.
گفتم شوهر داری بعد اومدی سر قرار؟ گفت آره آخه دارم جدا میشم. بعد ازم پرسید این موها چیه داره از لباست میریزه بیرون؟ گفتم هیچی نیست پشمام داره میریزه تو ادامه بده
مامانم تعریف میکرد قدیما که باید میرفتن نفت بیارن برابخاری،یه دفعه که این پدربزرگ ما داشته پیت تفت رو میاورده،شلوارش گشاد بوده میره زیره پاش،کشش درمیاد شلوارش میره پایین.!:)
چشمتون روز بدنبینه زیرشلوارش چیزی پاش نبوده.
گزارش شده تمامیه افراد حاضر درصحنه سریعا محلو ترک کردن رفتن یه گوشه از خنده ترکیدن..تایه هفته هم با کاردک همین جوری آدم از روی زمین جمع میکردنند..!!!!
این خاطرم مال یه ماه پیشه. ما رفته بودیم خونه بابابزرگم (پدر پدرم) مامانم و عمم از هم متنفرن شدید . بعد عمم اومد چایی بگیره همه بردارن، به مامانم نداد مامانمم به داداش کوچولوم یواشکی گفت (رضاست سه سالشه)عمته نکبتت چایی رو جلوم کوبید حالا مگه داداشم میزاره میره میاد میگه چرا چایی رو کوبیدی زمین. جلو اون همه ادم عمم روضایع کردحالا روح خبیث مامانم:)))
ﭼﻨﺪﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ اجیم ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺮﻍ ﭘﺎﮎ ﻣﯿﮑﺮﺩ....
بهش گفتم چرا این مرغ نره انقد چربی داره....
آجیم=/
بعد که فهمیدم چه سوتی دادم اومدم درستش کنم گفتم:
اهان چرا این خروس نره انقد چربی داره؟؟
هیچی دیگه دارم میرم دربست بگیرم مستقیم تو افق محو شم..
میگما اولین پستمه..
ببینم کاربرای۴ جوک که انقد ازش تعریف میشه چطوری و چقد با لایک حمایتم میکنن...:))
عاغا امروز پسره جوری در مورد گرون شدن دلار سخنرانی میکرد انگار هفت جد آبادشون تو کار صادرات واردات بودن....
کسی نیست بگه آخه کلنگ تو که هنوز از بابات پول توجیبی میگیری دیگه زر مفت زدنت واسه چیه
واااااااااااااالا بقرآن
دهه شصتیا یادتون میاد آدامس شیک هایی که بسته هاش چار تایی بود دندون رو میذاشتی روش اول اینکه دندون آدم تا مرز شکستن میرفت بعدم آدامس۱۰۰ تکه میشد تازه مشغول میشدیم نارنجک چهل تکه رو سر هم کنیم ولی خدایی دست آخر راضی بودیم.چقدر ما قانع بودیم
خاطره ای از یک دهه شصتی
یکی از همکارام میگفت بچه بودم روضه داشتیم خوابیده بودم بیدار شدم دیدم گشنمه رفتم آشپزخونه دیدم پام رفته تو سینی حلوا ...
کف آشپزخونه پر سینی حلوا نذری، دیدم گند زدم یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم دیدم صدای جیغ میاد ...
گفتم آقا گندش در اومد، رفتم نگاه کنم دیدم همه میزنن تو سرشون چند نفر غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی، اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن همه محل صف کشیدن یه ذره ببرن ...
شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت شفا بگیری جا پای حضرته.
میگم مردم چجور به زنشون خیانت میکنن
والا من زمان بچگیم چیپس داداشمو دزدکی خوردم تا یه ماه عذاب وجدان داشتم تازه شبا هم کابوسم میدیدم ه ــــ ه
اقا از بد شانس های روزگار منـــــــــــــــــــم . میدونید چرا ؟ واسه اینکه من 2
ماه تمام دبال یه فیلم میگشتم نه اسمشو نه اسمه بازیگراشو میدونستم.
بعد این ور اون ور داشتم میگشتم که دیدم یهو شبکه نمایش تیتراژ و داده بالا
و خواستم ببینم بازیگراش اسمشون چیه یهو قطــــــــــــــــــــــــــــع کرد :(
لایک = بیچاره طفلک
لایک خفه شو باو :/
تنکس گاد:/
سلام دوستان
چن وقت پیش رفتم یه کارگاه کفاشی برا کار( بعله من تلاشگرم پ چی????) یه خانمی بود واسم توضیح میداد چی به چیه و اینا. تو توضیحاش گف این دو لایه رو لب رو لب میزاری رو هم، منم که به خانم شیرزاد گفتم زکی، فرداش رفتم سوال ازش بپرسم گفتم دقیقا اینارو چجوری لب تو لب میزاری؟
اون: لب تو لبــــــــــــــ!؟؟؟؟????
من:????
به معنای واقعی محو شدم.
آقا یه بار پلیس جلومو گرفت گفت این خانوم بد حجاب چه نسبتی باشما دارن؟
حالا هی میخواستم بگم که این امیر رفیقمه
خنده نمیذاشت که :)))
بچه که بودم صابون میفتاد زمین با شامپو میشستمش^_^^_^
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کوفت!نخند:-[
دیروز یکی زنگ زد بهم گفتم بله؟بفرمائید با کی کار داشتید؟؟
گفت اشتباه گرفتید لطفا مزاحمت ایجاد نکنید اینقدر آخه این چه وضعشه...
در حین غرغر کردن قطع کرد :|
خوبه حالا خودش زنگ زد من زنگ میزدم میخواست چی کار کنه:-
روانی شدن ملت:(
من:|
اون:))))
مخابرات:|
انیشتنگ :(
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531630038










