Mobina_gholamy
آقا ما چند سال پیش(کلاس چهارم.الان میرم هفتم)داشتیم از مدرسه با خواهرم بر میگشتیم.روز قبل هم حسابی بارون اومده بودو همه جا گلی.خلاصه ما داشتیم میرفتیم که یهو هر دو تامون تا زانو رفتیم تو گل.حالا ما هم شروع کردیم جیغ و داد و هیشکیم اونجا نبود.دیدیم داریم میریم پایین همش.یعنی باتلاقی بودا.تا بالاخره بعد از تلاش های بسیار خواهرم اومد بیرون و منم کشید بیرون ولی بد بختی که یکی دو تا نبود که کفش من موند تو گلی.به بدختی درش آوردیما یعنی.دیگه وقتی داشتیم بر میگشتیم خونه شده بودیم دو تا کپه گلی. خخخخخخخخ
خاطرات خنده دار
رفتم مغازه ی اسد آقا حبوبات بگیرم...
طرف اومد گفت:
سلام عدس آقا، اسد دارین؟
من ????
عدس آقا! ????
اسد ????
فک نکنم دیگه روش بشه بیاد مغازه عدس آقا????????
پارسال ولنتاین از زیدم خواستم منو ببره یه رستوران شیک :)
اونم منو برد یه رستوران خعلی خععععععععععلی شیک و اول یه پیش غذای گرون بعد یه غذای خعلی گرون ( تا اونجا ۲۰۰ تومن شد تقریبا)
بعدم یه دسر خوشمزه و باکلاس خوردیم •-•
بعد هم چند تا کارگر یه بسته ی هدیه ی بزرگ رو آوردن داخل 0-o
ولی جناب زید گفت بازش نکن تا من از دستشویی بیام
یه ساعت گذشت...
دو ساعت گذشت...
نیومد که نیومد
منم کادو رو باز کردم یه نامه تهش بود
بازش کردم دیدم نوشته :
غذا ها خیلی خوشمزه بود
از این به بعد هم کات هستیم
دنبالم نگرد فرار کردم :)
نمیدونم پول غذا هارو از کجا میاری
اصن به من چه
مگه من فضولم ؟!
ظرف شستن خوش بگذره
.......
هیچی دیگه الان یک سال گذشته
یه ماه واسه اون رستوران کار کردم عین سگ -_-
از اون به بعد اسم ولنتاینو میشنوم تشنج میکنم:(
شب بود تو یه کوچه خلوت یه دختره جلو تر از من داشت راه میرفت
تیریپ مردانگی برداشتم سرعتمو زیاد کردم ازش جلو بزنم احساس امنیت کنه...
که یدفعه اونم سرعتشو زیاد کرد ... من دوییدم...اونم دوید داد زد کمک !! کمک !!
با خانواده رفتیم خواستگاری بابام قبلش گفت ببین مهریه بالا نمیدیما. گفتم حواسم جمعه. رفتیم باباش گفت باید اندازه سال تولدش سکه بدین.
دیدم داره میره تو پاچمون گفتم من واسه مادربزرگتون مزاحم شدم، ایشون متولد 1301 بودن دیگه؟ خداروشکر 80 تا سکه کمتر رفت تو پاچه م
????
من ابتدایی بودم اون شیفتمون دخترا بودن
کلاس چهارم ک بودم نامه مینوشتم برا دخترا اسمو فامیلمم میزدم رو برگه
یه بار وسط سال منو بردن دفتر
من زیاد دفتر نمیرفتم ولی اینبار بردنم منم خیلی حق به جانب صحبت می کردم
بعد مدیرمون نامه هارو نشونم داد
بعدشم با لگد از دفتر پرتم کرد بیرون
هنوزم ک هنوزه طرف دختر ک میرم نامه ها یاد میاد
* *
+
-----
یه بنده خدایی میگف:
سوار تاکسی شدم دیدم هوا گرمه گفتم داداش این کولرت سالمه ؟
گفت سالمه اما میخام زجر اون کارگری که در عسلویه داره کار میکنه رادرک کنم
گفتم کلمنت آب داره؟
گفت آب داره اما میخام اون بچه هایی که در آبادان آب ندارند را درک کنم
گفتم دستگیره شیشه را بده حداقل شیشه را پائین بکشیم خفه شدیم
گفت یعنی شما نمی خواهی همراهی کنی و درک کنی بی برقی اون هموطنانمان را در هوای شرجی ایرانشهر و زابل را؟
منم دیگه ساکت شدم و چیزی نگفتم
.
.
.
.
وقتی خواستم پیاده شم کرایه ندادمو درو بستم رفتم
گفت آقا کرایه چی شد ؟
گفتم نمیخای وضعیت آن پدری که شش ماهه کارخانه اش خوابیده و حقوقش را نگرفته و جیبش خالیه رو درک کنی ؟
ترمز دستی رو کشید
تا اومد پارک کنه من تو کوچه ها فلنگو بستم
رفتم انتشارات دانشگاه.
کمی عجله داشتم، فقط چند برگ کاغذ آچار لازم داشتم.
گفتم: دوست من چندتا آچار لطف میکنید؟
گفت: کاغد آچار باید بری از بیرون دانشگاه بخری. این کاغدا یارانه دانشگاست. واسه همینه هر برگ کپی 20 تومن میشه.
گفتم: خوب منم پولشو میدم که...
گفت: نه، بحث پولش نیست. اینجا فقط کپی میگیریم. کاغذ نمیفروشیم.
فکر کرده بود به همین راحتی کوتاه میام منم کم نیاوردم، توی کیفمو گشتم یه برگ آچار سفید پیدا کردم دادم بش گفتم: بی زحمت بیست برگ از رو این برام کپی بگیرین!!!!!
یعنی طرف داغ کرده بود در حد تیم ملی:/
يه بار داشتم ازين اهنگ چرند هاي امروزي گوش میدادم
بابام اومد شنید گف بیا بریم حافظ بخونیم اینا چیه
خلاصه با هزار زحمت مارو برد نشوند رو مبل
دیوان حافظ رو اورد نشست باز کرد که بخونه
خط کتابو که دید منو بلند کرد اورد تو اتاق گف همون اهنگ جدیده رو بزار حال کنیم
یه بار از معلم جغرافیا پرسیدم چرا ابر ها اول صدا میدن بعد میبارن
.
.
.
.
بهم گفت خودت وقتی میری دستشویی اول چکار میکنی؟
اونجا بود که عاشق جغرافیا شدم :)
مردم عادی وقتی اشتباه تایپ میکنن :
-رقتم
-رفتم (edited)
من وقتی اشتباه تایپ میکنم :
رقتم
زقتم(edited)
زفتم(edited)
رفتمخ(edited)
رفتخحپابگحرنزبب (edited)
طرف مقابلم :
+خفه شو!
چن روز پیش با مادرم رفتیم بیرون واسه کار اداری. ساختمون چن طبقه بود مام تو طبقه ٧کار داشتیم ٧طبقه رو با مامی طی کردیم بعد اینکه کارمونو انجام دادیم منشی که فهمید با اسانسور نرفتیم بالا اومد بزور منو مامیو سوار اسانسور کرد هرچی بش میگم ما قبلا گیر کردیم میترسم میگف نه تواین دیگه در امانی.
بعد اینکه رسیدیم همکف دیدیم در باز نشد. مامی: بچه ببین چیکار کردی!!! وای خدایا جدی جدی گیر افتادیــــــــــــــــــم.
من با پا در حال ضربه زدن به در: نگران نباش من نجاتت میدم(^_^) اون لحظه حس بروسلیو داشتم
مامی درحال دعا کردن...
یدفعه دیدم یه در دیگه از پشت سرم باز شد
من:(((((((
مام:)))
خداکنه فقط کسی فیلم دوربینارو نبینه(~_~)
با دوستام Rainbow six بازی میکردیم(یک بازی اکشن مث کانتر با گرافیک و ... بهتر) بعد رفیقم یه جا افتاده بود زمین نیاز به کمک داشت من یک دود زا پرت کردم سمتش که میرم کمک منو نزنن،ولی دودزا خورد به کله رفیقم مرد ! ینی با این کار، کل پشمای برنامه نویسای شرکت یوبی سافت ریخت!
یه بارم سر کلاس فیزیک بودیم
معلم گفت: دما بره بالا...
همه ما ردیف آخر با هم گفتیم : عجب شبی بشه والا
خلاصش که...آره دیگه...
رفتم سلمونی کلی تعریف کرد که بیا واست کراتینه کنم خیلی جذاب میشی ! گفتم چقدر میشه؟ گفت با توجه به حجم موهات ۱۵۰تومن!
یه موجودی گرفتم فهمیدم کچلا جذابن.
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531628793










