دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  157525

امروز صبح که از خواب بیدار شدم رفتم تو حال دیدم خواهر 6 سالم داره صبحونه میخوره. رفتم پیشش گفتم داری چی میخوری ؟؟؟ اونم با کلی ذوق گف : تخم مرغ شتر مرغ میخورم !!!!!
من: ))))))) :
خواهرم: ^.^
دیگه واقعا جاش بود سرمو بکوبم به دیوااااااااااااااااااار!

  157495

خرطوم فیل 4جوک تو جزایر لانگرهاسم اگه دروغ بگم ^_^
توو خیابون وایساده بودم که یه دختره اومد از من پرسید :ببخشید ساختمان پارسیان کجاست ؟
بهش گفتم :اون ساختمون بلنده رو میبینی اونطرف خیابون .اون ساختمون پارسیان هستش .
دختره گفت :یعنی باید برم اونطرفه خیابون ؟.
من:نه نمیخاد تو بری اونطرفه خیابون .میخای ساختمونو بگیم بیاد اینطرف ؟!!!.
دختره :خفه شو بیشعور ....یعنی من بی عقل هستم ؟!!!منو مسخره میکنی ؟.
من :تو دیگه به مسخره کردن احتیاج نداری .تو خدادادی مسخره بدنیا اومدی ..
توو همین جرو بحثا با این دختره بودم که یه دختره دیگه از راه رسید
از من پرسید :ببخشید آقا مستقیم کدوم طرفه ؟
من :یه ذره برو جلوتر بپیچ سمت راست .... همونجاست .
دختره:خیلی ممنون :| :))))
خدایا من از خاکم و به سوی تو بازمیگردم :|

  157481

دیروز دوستم اومده بود خونمون مثلا درس بخونیم ...
بعد نشسته بود واسه من داستان تعریف میکرد .
وااااای رویا دوتا پسر رو موتور نشسته بودن انقد این پسرجلویه گنده بوداون عقبیه شده بود عین عکس رو پیرهنش .^_^
اصلا این دوتا عین چای و چاپلین بودن @_@
من:جااااااانم مطمئنی چالی و چاپلین دو نفرن !!!!!!
مدیونید فک کنید منظورش لورر و هاردی بودااااااااا

  157470

بچه ها این دختر گودزیلای ما 5 سالشه(بچه ی خالم) دیشب قرار بود بریم پارک هی گریه میکرد میگفت من لباسم خوب نیس . مدل موهام خوب نیس . کرمم رو نیاوردم . عطر فرانسوی نزدم خلاصه دیوونمون کرد
منم اعصابم خراب شد بلندش کردم گفتم ببین من میرم اماده میشم تا دودقیقه دیگه اماده نباشی همه میریم پارک تورو با بابام تنها میزارم گازت بگیره خودمم میندازمت تو قابلمه میپزمت بعدشم یه قابلمه برداشتم دنبالش کردم اینقد گریه کرد که از حال رفت
به نظرتون حلالم میکنه *-* ^_^
نکته. هرکی لایک بزنه دل یه بنده خدارو شاد کرده پس یه دل منو شاد کن خیر امواتت خخخخخ

  157458

تو بیتاک دختره به زور 14سالشه تو پرو فایلش نوشته ;
تو همیشه می گفتی :
من یه تار موی تو را به هیچ کس نمی دهم !
اینقدر تارهای موی من را به این و آن دادی تا کچل شدم !
حالا برو دست از سر کچلم بردار...©_©
منم واسش نوشتم : دوای دردت ...... شامپو سیر پرژک خخخخخخخخخخخخخخخخ

  157443

جوش به دلتووووووووووون
بابای خودم نصفه شب کولر رو خاموش نمی کنه!!!!!!!!!
چون ما بالاپشت بوم می خوابیم کولری روشن نیس ک بخاد خاموش کنه!!!!!
فقط نصفه شب لحاف کلفت رومون میکشه ک گرممون بشه وبفهمیم قدرت دست باباهاست....حتی اگه کولری درکارنباشه:)))))))))))))

  157438

اولین شکست زندگیمو وقتی خوردم ک مامانم گفت وقتی بچه بودم شیرتخم مرغ میخواستم و شیر نداشتیم بجاش بهم آب وتخم مرغ قاطی میکرده میداده اصلا وقتی گفت کمرم شکست داغون شدم رفت...

  157384

اعتراف می کنم زمانی که داداشم بچه بود بهش میگفتم شبا یه 2هزارتومانی بزار زیر بالشت، صبح که پا میشی می بینی جاش یه دونه شکلات هست. :)

اینجوری نگام نکنین^_^
بالاخره زندگی خرج داره...;-)

  157367

گوشی موبایلم تو حلق حامدو حانیه اگه دروغ بگم.
یه بار سر زنگ ریاضی بودیم
اقای ص اومد یه ۷ بنویسه شبیه کلاغایی که بچه بودیم میکشیدیم
اون شکلی ۷نوشت
من اومدم بگم عه ما بچه بودیم از این کلاغا میکشیدیم
با صدای بلند گفتم:
ما کلاغ بودیم این جوری بچه میکشیدیم
:ِD
اون روز اشکه بچه ها از خندیدن به سوتی من دراومده بود
خدایا منو از این بچه ها و مدرسه نگیر
آمیـــــــــــــــــــن

  157366

امروز هوا داااااد میزد که دونفرس منم تو اتاقم نشسته بودم داشتم (مثلا) واس کنکور درس میخوندم دیدم مغزم فقط میخواد منو از درس خوندن منحرف کنه (استغفرالله) خلاصه بیسکوییت نسکافه مو ورداشتمو رفتم طرف پنجره..پرده رو دادم کنار ..کلا جو خیلی رمانتیک بود طوریکه به افق نگا میکردمو بیسکوییتمو گاز میزدم دیدم پسر مستاجرمون از دستشویی حیاط اومد بیرون طوریکه داش زیپش شلوارشو میکشید منو دید بهم دست تکون داد:|
هیچی دیگه منم عین مونگولا نیشمو باز کردم :|
خو چیه انتظار نداشتم همچین شه:(

  157360

خانومم داشت واسه امتحان ادبیات میخوند میپرسم شام نمیپزی؟
قاطی کرد گفت بله پزیده ام...
الانم به عنوان حق السکوت قراره تا یه ماه غذای خونگی بخورم...
لایک = خاک تو سرت زن ذلیل

  157353

در جواب SAH & My Wizard . "یه زمانی کی ازبزرگترین تفریحامون این بود:وقتی می نشستیم دوره هم,یه نفر میگفت:درمدرسه نشسته بودیم ناگهان خری گفت.اونوقت همه لال میشدن.بعضی وقتا 1 ساعت طول میکشی وهیچکس حرفی نمیزد "
آقا سر کلاس این کارو می کردیم بعد معلم میومد وارد کلاس می شد سلام می کرد همه ی بچه ها بش می خندیدن . بنده خدا هم یه ضرب میرفت دنبال زیپ شلوارش . فک می کرد سوتی داده . هی یادش بخیر

  157343

چند وخط پیش سر صب کلاس داشتم ولی دیر بیدار شده بودم . دویدم سر خیابون ماشین گرفتم . وسطای راه رارنده گفت : شازده پسر خبر داری کرایه ها گرون شده .
من : نه !! از کی تا حالا ؟؟؟؟
رارنده: دیشب اخبار سهمیه و نرخ بنزین رو اعلام کرد ، نرخ بنزین رفته بالا.
یه نگاه تو چشاش کردم و گفتم : خداوکیلی از دیشب تا حالا چقد بنزین زدی ؟؟
رارنده : خلاصه که کرایه دوبل حساب میشه
من: من که به نرخ قبلی حساب میکنم ، ناراحتی پیاده میشم .
خلاصه منو انداخت پایین .
منم دیدم به کلاسم نمیرسم رفتم مغازه یه چیزی بخورم که از گشنگی نمیرم ، دیدم اصلا کیف پولم رو نیاوردم .
موندم روزش بدشانسی آوردم یا خوش شانسی؟
mosio

  157342

داشتم با مامانم راجبه مخاطب خاصم صحبت میکنم
هییییی داشتم ازش تعریف میکردم
داشتم راضیش میکردم برین برای تحقیقات که طرف یه دختر فرشتست
یهو داداشم که 13سالشه اومده میگه:خب شیطون,حالا عکسشو بده ببینم چی مخ زدی!!!
مامانم هنوز داره میخنده
ما هم بچه بودیم والا!

  157335

دندون عقلم نهفته بود؛يه هفته پيش كشيدمش وبخيه خورد.امروز رفتم بخيه رو بكشم؛دكتره يكم نگاش كرد؛
دكتره:بخيه هاشو كشيده بودم؟
من:نه؛الان اومدم بکشيد‏!‏
دوباره نگاه كرد
دكتره:شما نخ بخيه رو قورت دادي خودت‏!‏‏!‏
من:o o
بعد چندلحظه دوباره من:‏^‏‏‏_‏‏^‏
ولي خدايي وقتي يادم مياد؛چهارپنج روز موقع خميازه دهنموزيادبازنميكردم يازيادحرف نميزدم تا يه وقت بخيه هاپاره نشه؛براي خودم خيلي اميدوار ميشم‏!‏‏!‏