صبح جسيكا گير داده بريم بهم رانندگي ياد بده. ميگم ععزيزم تاج سرم شوما خودتو اذيت نكن هرجا خواستي بگو خودم ميبرمت. ديگه زياد اصرار كرد منم رضا قبول كردم. آردي رو برداشتيم و زديم به دل جاده. بعد يه ساعت كامل ياد گرفت ماشالا خيلي باهوشه خـيــلـي. حالا ادامه مكالماتمون
جسي: رضا (داخل پرانتز بگم يه رضا ميگه صدتا رضا از دهنش ميريزه)
من: ععزيزم
جسي: تو حاضري واسه عشقمون چكار كني
من: خب معلومه هر كاري
جسي: حتي تا پاي جونت؟
من: معلومه ديوونه
سرعتمون بالا بود خيـــــلـــــــي، يهو فرمونو تا آخر پيچوند يه سوكوهارا جمع با دوتا چرخش اضافه رو هوا زديم انصافا حركت خيلي قشنگ بود خيـــلـــي طلا مال ما بود تو مشتمون بود اما متاسفانه موقع فرود به جاي چرخا با سقف فرود اومديمو داورا چند نمره خطا ازمون كم كردن -_-
كيصافط كليپِ اون دوتا دخترو ديده اومده مثه اونا خوشمزه بازي در بياره دوربينم كار گذاشته بوده
چه خبرتههه (پرستارآهم اعصاب ندارن آنژيوكتش از زير آرنجم زد بيرون) خودمو خودش كه خردو خاك شير شديم، غصم واسه آرديِ مگه آردي گير مياد -_- نابود شد از اون بدتر دوربينم له شده كليپم نداريم
خاطرات خنده دار
یه روز این سارا گودزیلا(دخترخاله 5سالمه) اومده بود خونمون رفت دستشویی برگشته میگه شما هم مو جیش میکنید؟!
من : چی؟! 0_o موجیش چیه؟!
گودزیلا: مو جیش دیگه... خونمون هر کی میره دستشویی موجیش میکنه واسه همین همیشه تو دستشوییمون موئه
من: :-
مامان: 0_o
اهالی محل: 0_o
امروزیه پسره رو دیدم ابروشیطونی!پنکیک زده بودلامصب صورت نبودکه آینه ازهمه مهم تیریپ صورتی زده بود حتی رژشم صورتی بود منم همینجوری باتعجب نگاش میکردم یه دفعه گف چیه خانمممممممممم نگاه میکنی من قصد ازدواج ندارم......................................یعنی نابود شدم@__&
عـــــــــــــــــاغا یه روز که از مدرسه برگشته بودم در حین عوض کردن لباس داد زدم مـــــــــــــــــامـــــــــــــــــان گـشنـــــــــــــــــمه نـــــــــــــــــاهار چـــــــــــــــــی داریـــــــــــــــــم ؟ گودزیلامون برگشت گفت : اون کفشـــــــــــــــــام که جنسشون ژلـــــــــــــــــه ایه رو دیگه نمیـــــــــــــــــخوام میتونی بوخوریشـــــــــــــــــون!!!!!!
هیچی دیگه مونده بودم بخندم یا عصبی بشم . نیم وجب بچه به همـــــــــــــــــین راحتی منو دچار دوگا نگی شخصیتی کرد !
ی بار توی اتوبوس ی خانومه ازم پرسید پولیه یا بلیط ؟خواستم بگم پول زبونم گرفت گفتم پیل :)) خانومه گفت چی ؟ دوباره گفتم پیل :)) بنده خدا به زور جلو خندشو گرفت :))
+ اولین پستمه اگه لایک کنی بهت پیل میدم :)
آقامون معدش درد میکرد رفتش دکتر بهش میگم: دکتر چی گفت
میگه: دکتر گفت عصبی با کسایی که عصبیت میکنن حرف نزن و....
منم پریدم وسط حرفش گفتم: خوب با مامانت حرف نزن دیگه
آقامون˚_˚‖
مامانش:-)
من با نیش باز
بدبخت آقاییم هیچی نگفت بحثو عوض کرد
اقا دراوردم همینجورالکی الکی!به همکلاسیم گفتم مگه قرارنبودتویه پیتزابه ما بدی چی شدپس؟!
گفت:ای وای پس چراهیچی نمیگی؟؟ببخشیداین درسا که اصلا واسه ادم حواس نمیذاره..
یه وقتی روبگوبریم...!!! اون لحظه:
منO>o
روح خبیث درونم :)))))
پیتزا :(((((
خلاصه جاتون خالی پیتزاروزدیم تورگ حالشوبردیم...
لایک=کوفتت بشه
می خواستیم ناهار بخوریم، گودزیلای خواهرم عوض غذا داشت ماست می خورد.
بهش گفتم به نظر من که نمیشه جای غذا ماست خالی خورد.
برگشت بهم گفت به نظر تو نمیشه، به نظر من میشه!!!
من :|
گودزیلا ^_^
بقیه حضار D:
دوستم اسمش مهدیه اس اسم مستعار lindy رو واس خودش انتخاب کرده ازش میپرسم ینی چی میگه کیبورد ک انگلیسیه اسممو فارسی تایپ کنی این میشه مام گفتیم از این راه واس خودمون یه اسم بذاریم
مخلص شما lhmni هسم
از این جهتم شانس نیاوردیم
همدردا بلایکن لطفن
یه روز با پسر خالم رفتیم کاخ سعد آباد پسر خالم یه چینی یه رو دیده می گه hi چینی هه هم جوابشو می ده ... بهد چینیه می گه
What is your name ؟ پسر خالم در جوابش می گه:
yas yas
آقا همه زدیم زیر خنده . چینیه که فهمید این اینگیلیسی بلد نیست راه شو کشید و رفت تازه بعدش پسر خالم برگشته می گه : چه قدر اینا خنگن انگیلیسی هم بلد نیستند
اقا ما داشتیم با دوستمون از مدرسه بر میگشتیم دوستم خوشحال بود گفتم چی شده ؟ ها؟ خوشحالی الان؟برگشته با کمال جدیت میگه گشاد باباته ینی یه وضییییی من میرم دوش اسید بگیرم کسی نیست؟؟؟!!!!!!
اخه خوشحال کجا گشاد کجا اصن!!!
یه دفعه مامانم از دست گودزیلامون عصبانی شد بعد از کلی دادا و فریاد با نگاهی خشمگین گفت:یه بار دیگه این کارو بکنی فشار خونمو روت میریزم○_○
!!!!ولحظه ای بعدگودزیلامون که بخار شد رفت هوا منم از خشت اول تا ثریام فرو ریخت کف مرکز زمین
دور هم نشسته بودیم حرف از بچگی خواهرم شد. مامانم خندید گفت همش دعواش میکردم چون همش خودشو خیس میکرد.
همه به خواهرم خندیدن. اما خاله گفت کارت درست نبود نباید دعواش میکردی
خواهرمم از فرصت استفاده کرد و گفت : بله نباید دعوام میکردی. چون اون موقع هنوز ارتباط بین نخاع و مراکز مغزیم تشکیل نشده بود
قربوووووووون خواهرم بشم که با دلایل علمیش از خودش دفاع میکنه
دیروز بابام تو پذیرایی خوابیده بود.منم گفتم تا خوابیدس اون کولر را روشن بنمایم [ یه همچین آدم خبیثی هستم من ]
خیلی شیک همه در و پنجره هارو بستم،داشتم دنبال کنترلش میگشتم (دکمه ی کولرمون خرابه) که بابام چشمشو باز کرد و گفت: کور خوندی.کنترل تو جیب منه.
یهو پاشد وایساد میگه: نه! من نمیتونم یه آم مفت خور و با کولر نازنینم تنها بذارم :/
رفت فیوز و زد برق کل خونه رو قطع کرد اومد خوابید :(
همون پنکه روهم از دست دادم :(
ینی بابای من ب روباه مکار گفته زرشک !
سلام...
اینحا خونه ی ما شبیه کوره داغه
ما داریم آتیش میگیریم
آی لاو یو پی ام سی *_*
از سر جلسه سنجش با روحیه داغون پاشدیم اومدیم بیرون دیدیم پسره تو کمریش نشسته یه دختر تیتیشم رف نشس بغلش
گفت: عالییییی بوووود
پسره گفت: پس بیا جلو جایزتو بگیر ماچچچچچ
ما: :oooooooo
دوستان این مسولین که میگین کجان؟ چرا رسیدگی نمیکنن به این دوستان که دوپینگ میکنن؟
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21910
کل بازدید: 535374636










