آقا این کمک های مدرسه رو نمیشه پیچوند چرا؟ما پیش میرفتیم عادت داشتن هی بچه ها رو از وسط کلاس بکشن پایین که کمک به مدرسه رو بدیم!اسمش مثلا کمک به مدرسه بود!!!!مام نمیدادیم!وسط امتحانات دی ماه اومدن بکشنمون پایین بازم مثل بز نگاه کردیم!حالا صدا معاون درومده بود که من که نمره م خوبه چرا عین خیالم نی وسط امتحان تو دفترم!:|:|:|:|آخر سال شاد و خندان اومدیم بریم گفتن یا کمک به مدرسه میدین یا کارت ورود به جلسه ی امتحان نهاییتونو نمیدیم:|ما مجبور شدیم بدیم:|حالا یکی به من بگه راه حل بهتری بود و ما پیدا نکردیم؟
خاطرات خنده دار
استادمون تعریف میکرد میگفت:گودزیلای خواهرم هر روز میاد میگه من زن میخوام.بعدشم تو مدرسه شون هم هر دختری رو میبینه ازش خواستگاری میکنه.استادمون هم برگشته گفته:من هنوز دایی توام زن نگرفتم از این حرفا.اونم برگشته گفته به من چه؟شاید تو نخوایی تا آخر عمرت اذواج کنی....این یکی ماشاا...خیلی فعاله.
دیروز یه دوغ خریدم تو ترکیباتش نوشته بود :
پودر کاکائو،شکر،آب،استارتر
فکر کنم دوغ کاکائو بود:l
چشتون روز بد نبینه
سرما خورده بودم
خواسم برم امتحان بدم
دستمال هم نبود خونمون
مامانم گفت دستمال دستشویی و ببر بابا از هیچی ک بهترِ من ب مامانم گفتم
مااااامان دستمال دستشویی؟؟؟
زشته بابا
گفت مگه چیه ببر بهتر ازینه ک جینگت بریزِ تو برگت(معذرت مامانم زیادی رُکِ)
عاغااااا
دستمالو گرفتیمو رفتیم سر جلسه امتحان
وسطای امتحان بود همین که دستمالو از کیفم دراوردم سُررررررررر خورد رفت طرف مراقب
کل کلاس ترکید از خنده
منم ک داشتم اب میشدم از خجالت
ازونموقع پسرای کلاسمون نمیدونم چرا منو مببینن بلند بلند میخندن
همسايــــه بغليمـــون ي پيرزنــه،ي روز ك داشتـــــم از بيرون ميرفتــــم خونه گفـــت:پســـــرم بيا اين نخـــو واسم كـوك كـن،منـــم مثل اين آدمــــاي خوبو مهـــــربون گفتــــم چشـــم مادر بدش ب مـــــــن...
سوزنو نخـــــــو داد دستم هـــركاري كردم نخـــــــــه تو سوزن نميرفـــت منم گذاشتمـــش تو دهنـــــــم تا صاف بشه و از ســـوزن رد بشه ك حس کردم ی نموره خودش از قبل خیس بوده خودش
هممممممممم قبلا گذاشتــتـش تو دهـــــــنش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هنوز ك هنـــوزه يادش ك ميفتــــم 3روز حالت تهـــوع ميگيـــرم..
خخخخخ
یه عدد بابا بزگ داریم باحال و پایه اغا
من معدلم کم شد امسال بابام سرم داد زد گف من همسن تو بودم معدلم 20 بود حالا بابابزرگم با دستای لرزون ولی
با غرور اومد یه کاغذ انداخت جلوم
کاغذ رو برداشتم دیدم کارنامه اول دبیرستان بابامه خخخ همه رو افتاده بود
هیچی دیه بابام دید رنگش پرید دیه حرفی نزد رف خخخ
بابابزرگم زد رو شونه ام گف من میدونم تو ترم بعد موفق میشی
از ائن موقع نمره کم نگرفتم
به سلامتی همه بابا بزرگا و پدر بزگ خودم که ماهه ^_^
ﻋﻤﻮﻡ ﺍﯾﻨﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻮﻥ ﺑﻮﺩﻥ. ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮﺵ ۲-۳ ﺳﺎﻟﺸﻪ
ﺍﺯ ﭘﻠﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺯﺍﻧﻮﺵ ﯾﻪ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺯﺧﻢ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪ!
ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ:
ﺍﻻﻥ ﺑﻮﺳﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻪ!
ﺑﻮﺳﺶ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﺩﯾﺪﯼ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ؟
ﺑﭽﻪ ﺵ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮔﻔﺖ :ﮔﻪ ﺧﻮﺭﺩﯼ! ﮐﻮﻭ؟؟؟
تو یه برنامه دیدم که طرف میگفت من تنوع رو دوست دارم مثلا صبحونه پیتزا میخورم ناهار کره عسل .منم گفتم خب منم یه بار اجرا کنم ببینم چی میشه ...صبح شد من به جا صبحونه یه همبرگر خوردم با بستی ..به ناهار نکشید اینقدر حالم بد شد که نگووووو..حتی مدرسه نرفتم.فرداش ناظممون گفت چرا نیومدی ؟گفتم اینطوری شد ...اینقدر خندش گرفت که سرخ شد ..از اون به بعد هر وقت هم غیبت میکنم میگه باز به جای صبحونه همبرگر خوردی...
یه بار راهنمایی بودم معلممون بهم گفت چطوری خر؟!! :-)
من O.o وا چرا آقا!!!؟؟؟؟
معلم : خر یعنی بزرگ ^.^
من آها ^.^ خوبم مرسی شما خوبی؟پدر خرت خوبه؟
.
.
.
.
.
.
.
زدنی ازم کرد زدنی ازم کرد که تا یه هفته کمرم راس نمیشد :-(
فک کنم با باباهه مشکلی چیزی داشته ناراحت شده حالشو پرسیدم!!!
ســــر شبــــی داشتم از پل هوایی رد میشدم، عجــله هم داشتم یهـــــو یه پسره پریــد جلوم یه چی شبیه کارت گرفت سمتم..منم فکر کردم تبلـــیغاته ( قران و آیه الکرسیه کوچولو بود ) گرفتم و سریع رد شدم..یــــارو افتاد دنبالـــم..منم عین بز ترسیدم پا تند کردم..صدام کرد : بیـــا خانوم.بیا یدونه از اونا برا مامانتم ببر! (نگو کصافط داشته مخسرم میکرده )
منم بدون اینکه برگردم گفتم :مرسی عاغا همین یدونه بسه!
سرعتمو بیشتر کردم دیدم باز داره دنبالم میاد و هی صدام میکنه
" خانوم؟خانوم؟خانوم واسا یه دیقه! "
یهـــو ریده شد به سلولای عصبیم و کف و تف قاطی کردم.برگشتم با کولم محکم کوبیدم تو شیکمش.
من-بــــــرو مرتیکه بی ناموس.مگه خودت خوار مادر نداری مزاحم دختر مردم میشی کصافط؟آییییییی مردم کمک...آیییییی مردم...این مزاحم من شده.شما خودتون خوار مادر داریـــن بیاین بزنین عنش کنین مردمــــــا کمـــــــــک!
مردم جمع شدن دورمونو مردا شروع کردن با یارو بحث کردن..منم پا گذاشتم به فرار.
همین داشتم پامو میذاشتم رو پله یکی زد رو شونم.برگشتم دیدم همون یاروعه.
مرده-خانوم نمیخوای پولشو بدی؟
من-عـــــه؟مگه پولیه.خب پس نمیخوام بیا بگیرش ^ـــــ^
تـــــــو عمرم اینجوری ضایه نشده بودم.یارو دلش واسم سوخت فکر کرد شیش و بش میزنم قرانه رو بخشید بهم.
.
.
یکی نیس بگه عاخه اسکل.تو که قیافت شبیه 2 سال مرگه! ) الکی ( کی میاد مزاحم تو بشه بزغالــــــــــــه؟
چیزی نیس تاثیرات نزدیکی ولنتاینه D: خـــــــوب میشم! ^ـــ^
یه سال پیش میرفتم اموزشگاه رانندگی . مربیم پسر بود 27 ساله بود خوش تیپم بودا
خلاصه بهم اموزش دادو روز امتحان رفتم افسر ازم امتحان گرفت همون اول قبول شدم
باور نمیکردم افسره خغلی بداخلاقم بود
وای دیدم قبولم گفت برو اموزشگاه دوییدم رفتم مربیم دیدمنو گفت چه خبر منم تو حال خودم نبودم رفتم بغلش کردم گفتم نوکرتم خخخخ
عاغا خعلی ضایع بازی بودا سرخاب سفیدشدم سرمو انداختم پایین رفتم داخل معذرتم نخواستم
مدیونید اگه فکر کنین بعدش اومد خاستگاریمو همسرم شد....
ﺭﻓﺘﻢ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﯾﺎﺭﻭ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺭﻭ 180 ﺗﺎ ﮔﺮﻩ ﺯﺩ:|||
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﻪ
ﺭﻭﺵ ﺑﻨﻮﯾﺲ لعنت بر پدرومادر ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻌﺒﻪ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻪ :|
نمیدونم چرا عصبی شد با لگد زد پرتم کرد بیرون گفت اصلا شیرینی نداریم
ولی دروغ میگفت کلی شیرینی داشت
خودم دیدم:)))
آقا دایی مامانم فوت شده بود (خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه)تو مسجد براش مراسم گرفتن آبجیم رفته بود میگفت یکی از همکارام اومده نشسته کنارم گفته مراسم کی هست؟آبجیم گفته دایی مامانم خانومه گفته مرد بوده یا زن آبجیم گفته مرد بعد دوباره پرسیده کجایی بوده؟آبجیمم گفته همشهری خودمون بوده
آخه به این موجود چه میشه گفت؟؟؟!!!!آبجیم که وسط مراسم ختم ترکیده از خنده
اینا همه اثرات تحریمه ها
یه روز صبح مثه همیشه با خانواده محترم مشغول خوردن صبحانه شدیم که دیدم داداشم زل زده به من.بهش میگم چیه مثه جغد زل زدی به من. یهو مامانم گفت جغد که زل نمیزنه اون بزه که زل میزنه.بحث بالا گرفت آخرش هم نفهمیدیم بز زل میزنه یا جغد. در ضمن دلیل زل زدن داداش گرام رو هم نفهمیدیم.به سلامتی همه مادرای با حال بزن لایکوووووووووو
یه دختر خواهر شوهر دارم،خیلی خوش زبونه.
تازه که زنداییش شده بودم،طفلکی نه که با واژه زندایی آشنایی نداشت،هر دفعه منو اینجوری صدا میکرد:
خاله زندایی عمه کیــــان!
خخخخخ.
من :-|
خاله زندایی
عمه O_o
گودزیلا ^_^
داییش :-)))
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 29987
کل بازدید: 533250212










