خ

خانومه عاغا امین

@خانومه عاغا امین · ۲۴ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۰ رأی)

پیام

اگه یادت از همه پیر و جوان دل می رباید
به هوای کوی تو هر لحظه دلپر میگشاید
هم امید قلبی ، هم پناه جانی
نور مطلق زمین و آسمانی
جلوه ی زیبایی های بیکرانی
تو شدی دنیای من رویای من ای جان جانان
رود از چشمان من اشکم نیاد همچو باران
با تو در امانم ، ای امید جان�
بی تو بی پناه و بی نام و نشان�
بی تو در تاریکی ام راهی ندار�
تا در نفس در سینه دارم اسم تو ورد زبان�
عطر دلخواه و شمیم عشق تو آرام جان�
نور بیکرانی ، لطف جاودانی
من گنه کارم ولی تو مهربانی
بهر قلب عاشقان نام و نشانی
بی تو ای آرام جان ای مهربان تنهاترین�
تا ابد در کوی تو عاشق ترین فرد زمین�

پیام

عجب زمونه ای شده دیگه کسی وفا نداره
تا به یکی دل میبندی میخواد اشکتو در بیاره
عاشق شدن دروغه دوست داشتنا دورغه
تمام این دل بستنا به اون خدا دروغه
دروغه همه عشقای این زمونه
دیگه کسی پای حرفاش نمیمونه
تموم شد اون زمون که واسه هم میمردن
دلای آدما مث ِ یه تیکه سنگه تو کویر....
دروغه همه عشقای این زمونه ..........

پیام

از روزِ اول روزگار ، تو رو نوشت به اسمِ من
پشتت به کوهه با منی
بسپار دلت رو دست من
حواسمو هر جا که پرتش میکنم میفته باز کنار تو
من عاشقتم راستی
ثابت میکنم خواستی
میون بادو بارون رعدو برقم باز میخندن
چه احساس لطیفیست
عشقم گر میکشم ز

جوک

توی چت یه پسره اومد خصوصیم گفتم بانو اهل کجایید منم گفتم تهران
گفت : خب بانو از کجای تهران؟
منم گفتم : قیطریه
گفت : وا چرا جدیدا هر کی تهران میشینه اهل اون بالا مالاهاست ، حالا بگو ببینم کدوم خیابونش؟
منم دیدم ضایع میشم ،نمیشناسم که گفتم : خب الکی مثلا من بچه پولدارم
اونم خیلی قانع شد
خدایا شکرت که الکی مثلا کشف شده
چاکــــــــــــرِ مخترع الکــــــــــــــــــــــی مثلا
آی لــــــــــاوی یــــــــــو الکی مثلاااااااااا
...

پیام

من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد
معنی معجزه شو زود به قلبم برگرد
جاده تحویل بهاره حالمو زیبا کن
روی دنیای منو به روی عشقت باز کن
کاشکی امشب مثِ ماهی توی تنگِت بود�
مثِ سالای گذشته مات و گنگِت بود�
کاشکی امشب مثِ عشقای تو کوتاه میشد
اونکه باید برسه یکدفعه پیدا میشد

جوک

اعتراف میکنم بچه که بودم ،مورچه های بزرگ و سیاه رو مینداختم داخل یه کاسه آب ،
بعدش که خفه شدن سرشونو با چاقو یا نخ جدا میکردم . چقدر خوش میگذشت B-)
بعله من همچین موجود خبیثی بودم خخخخ خو چیکار کنم اونو موقع تبلتو سیستمو موبایلو اینا نبود که :0)
(✿◠‿◠)
مامانم هنگام دیدن این جنایت :o.O
بابام :@.@  
مامان و بابام میگن خداروشکر جنایت کار نشدی ،همون بچگی این کارات تموم شد (◐.̃◐)

☺هدیه☺ ۱۱ سال پیش
جوک

یه سال پیش میرفتم اموزشگاه رانندگی . مربیم پسر بود 27 ساله بود خوش تیپم بودا
خلاصه بهم اموزش دادو روز امتحان رفتم افسر ازم امتحان گرفت همون اول قبول شدم
باور نمیکردم افسره خغلی بداخلاقم بود
وای دیدم قبولم گفت برو اموزشگاه دوییدم رفتم مربیم دیدمنو گفت چه خبر منم تو حال خودم نبودم رفتم بغلش کردم گفتم نوکرتم خخخخ
عاغا خعلی ضایع بازی بودا سرخاب سفیدشدم سرمو انداختم پایین رفتم داخل معذرتم نخواست�
مدیونید اگه فکر کنین بعدش اومد خاستگاریمو همسرم شد....

☺هدیه☺ ۱۱ سال پیش
پیام

اخرین یادگاری از مرتــــــــــــــضــــــــــــی پـــــــــــاشــــــایــــــــــــی:
ســــــــــرت رو برنـــــــــــگردوندی ببــــــــینی داره دنیـــــــــا ســــــرم اوار میشه چقدر این صحنـــــــــه ی تاریــــــــک رفتن داره تو زنــــــــــــــــــدگیم تکـــــــــــــــــــــــــرار میشه
سرت رو برنگردوندی ببینی چقدر خــــــــــــــــــــــــواهش توی چشمام دارم ببینی کاری از من بر نمیاد به جز اینکه چشم ازت برندارم ......
دیگه حس و حال دانشگا رفتن ندارم با رفتنت مرتضی نابود شدم ....

☺هدیه☺ ۱۱ سال پیش
پیام

روزی روزگاری بود دوتا رفیق دوتا داداش
باباشون دستشونو باز توی دست هم گذاشت
به کوچیکه سپرد که اون بزرگه رو ول نکنه
تا یه روز یه جا توی جنگی میکنه صدا
باباشون پر کشیدورفت، رفتش به سوی اسمون، موندن این دوتا داداش تنهایی توی کهکشون
انقدر مردم اون زمونه دوست داشتنشون، تا یه روز ستمگره زمونه کردشون نشون
دوتایی بعد نگاه به اسمون گفتن :بابا ما میخواییم با هم بریم به سوی دشت کربلا
اسبارو زین میکنن میرن این دوتا طلا
دوتایی حاضر شدن که بِکَنن شر بلا
دشمن نامرد تو جنگ اب رو به رو اونا میبست ،هشت روزو هشت شب تشنگی صدا رو تو گلو شکست
روز نهم فرا رسید روز برادر کوچیکه رفتو اجازشو گرفت اب بیاره چیکه چیکه
اما تو راه زخمی شدو از روی اسب افتاد پایین یاد وصیت باباش افتاد که میگفت تویی و این
وقت وداع با زندگی برادر بزرگ نشست سر برادرو گرفت گفت، به خدا کمر شکست
دستی نداشت بغل کنه چشمی نداشت نگاش کنه تنها یه بار تو زندگی تونست داداش صداش کنه ...
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

☺هدیه☺ ۱۱ سال پیش
جوک

(الان یکی از بچه ها درمورد فحش مادرش به عمش گفت یاد این خاطره افتادم گفتم بنویسم )
.
.
یه روز عمه هام سه تاشونم با اقتدار خونمون اومده بودن≧◔◡◔≦
خواهر کوچیکم گودزیلامون هم خونه بود هی شلوغ میکرد خواهر بزرگم عصبی شد گفت عمت بمیره یه لحظه هیس شو
عاغا هیچی دیگه مادر بنده سرخ اب سفید شد در اشپزخانه و عمه هام چپ چپ نگا کردن به مادرم بعدO.o روبه خواهرم گفتن تقصیرر تو نیست از مادرت بیشتر از اینا انتظار نمیره O.o
هیچی دیگه الان رو نداریم بریم خونشون :-S
الان خانواده ای تو افق محویم تا عمه خانوما مارو قورت ندادن خخخخخخ

☺هدیه☺ ۱۱ سال پیش
جوک

گودزیلامون اومده بهم میگه یه شوال خشوشی و شخصی دالم ≧◔◡◔≦ (یه سوال خصوصی دارم )
گفتم بگو ببینم ؟
گفت : اینجا نمیشه بلیم بیلون بگ�
گفتم باشه بریم
منو کشت تا بگه گفت : چلا میگین دسشویی شماره یک و دو در حالی که دسشویی من اول دو میاد بعد یک .....
منم جوابی نداشتم تا حالا انقدر ضایع نشده بودم نتونم جواب بدم
هیچی دیگه سوالش تو حلق تمام گودزیلا ها O.o
عاخه اینا کی ان از کجا حمله کردن
من تا حالا به مغزم نرسیده بود که امکان داره دو زودتر از یک بیاد :-S
چقدر این بشر دقت داره O.o
ما بچه بودیم اصلا دقت نداشیم :|
فک و فامیل ما داری�
یه روز من این گودزیلاهارو میخورم راحت شیم:-S

☺هدیه☺ ۱۱ سال پیش
جوک

عاغا دقت کردین
..
.
.
.
الان هر کی از راه میرسه یه ماه تولدشو به اول جمله میچسبونه که (ما ه تولدا )(مثلا ما مهر ماهیا)
لَبخَندشون؛
گِـریه هاشون؛
تیپــِشون؛
رَفتارِشون؛
اَخلاقـِشون؛
اِحساساتـِشون؛
دوست داشتَنِشون؛
اینـا خاص نبودن که (ماه تولدشون ) بودن که خاصن..:D
یکی نیس بگه لامصب اگه همینایی که میچسبونین به ماه های تولدتون دنیا گلستون بود که
خخخخخخخخخ عاخه این همه اغراق:-S
من نگرانشونم:-S

☺هدیه☺ ۱۱ سال پیش
جوک

یادش بخیر دوران مدرسه
پیش دانشگاهی که بودم یه دبیر زبان داشتیم خیلی بیخیال بود ینی میگفت هرکی دوس داره بره بیرون هرکی دوس داره بشینه سرکلاس
معلوم بود دیگه میرفتیم بیرون هیچی هم از زبان حالیم نشد خب معلومه پدرم دانشگاه داره در میاد
خلاصه اخرین روز بود با معلم زبان کلاس داشیم
گفت هرکی میخواد سوالای مهم امتحانو بگم بشینه هرکیم نخواس بره
فکرشو کنین 30 نفر همه یهو بلند شدیم کیفامونم ورداشیم
معلمه عصبی شد O.o همه د فرار
30 نفری تو سالن میدویدیم اینم دنبال ما
منم از قضا یه کفش تاستونی سفید داشتم که با جوراب از پام درمیومد ولی خیلی خوشگل بود
همه داشتن فرار میکردن از دسش
لپام سرخ سرخ شده بود هههه
داشتم از پله ها میرفتم پایین کفشم در اومد برگشتم که وردارم معلمه منو گرفت و زد خخخخخخخخخ
فرار کردم از دسش اشتباهی رفتم داخل یه کلاس دیگه عاغا همه منفجرشدن از خنده
هممون به در و دیوار خوردیم تا باز برگشتیم کلاس و خانمه اومد
جالبش اینجا بود که ما واسش قیافه گرفته بودیم (◑.◑)
بعد بچه ها گفتن که من از دسش دلخورم که منو زد مگه من بچم
اونم اومد بوسم کرد کل کلاس حسودیشون شد خلاصه اونارم بوس کرد :*)
اخرشم برامون چیپس خرید و از دلمون در اورد ◠‿◠
اره ما همچین ادمایی هسیم خخخخخ≧◔◡◔≦  

☺هدیه☺ ۱۱ سال پیش
جوک

ﺧﻮﺑﯿﻪ خیانت کردن ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ≧◔◡◔≦
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.≧◔◡◔≦
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خیانت کردن ﺧﻮﺑﻰ ﺩﺍﺭﻩ؟ :|
ﺑــﺎﺯﻯ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﺎ اﺣﺴﺎﺳﺎﺕِ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺧﻮﺑﻴﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﮕﻪ؟
ﺍﻭﻣﺪﻯ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺩﻧﺒﺎﻝِ ﺧﻮﺑﻴﻪ خیانت کردن ﻣﻴﮕﺮﺩﻯ ﻛﻪ ﭼﻰ؟
ﻣﻴﺨﻮﺍﻯ خیانت کنی؟ !!O.o
ﺗﻮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ؟؟O.o
ﺗﻮ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺩﺍﺭﻯ؟O.o
ﺍﺯ ﻋﺎﻗﺒﺘﺖ ﻧﻤﻴﺘﺮﺳﻰ؟O.o
خجالت بکش :|
بزنم پرت شی افق مریخ