دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  192698

اخیرا چند ماهه(6) بدون دوس دختر سر میکنیم... :دی تیپ سولو گرفتیم فعلا.
دیروز رفته بودم پست تا ی بسته ای رو ارسال کنم.
دو فقره دختر(بنظر پیش دانشگاهی میومدن) همراهشون باهم وارد شدیم.
یکیشون از نگاه اولش فهمیدم مخه...
عاغا ی پاکت پستی درشت گرفتم واسه ارسال قطعه،اومدم اون قسمتای آدرس،کد پستی و شماره رو پر کنم همشو درست نوشتم جز شماره ک اونم شماره بابامو نوشتم و گذاشتم تو نوبت،تا بسته و شماره تماس ارسال کننده روشو رو دید(شماره براحتی خونده میشد) چشاش برق زد و یواشکی یادداشتش کرد.
ظهر ک داشتیم نهار میخوردیم با خینواده...جلو مادرجان ب بابام گفتم دختره بهت زنگید؟معلوم بود بهش زنگیده بود تا اینو شنید رنگش سرخ شد و کپ کرد... و مامان من لینچان...!!! بقیشو خودتو حدس بزنید.
الانم وایسادم رو تیر برق ب وای-فای خونمون وصل شدم و اینو برای شما مینویسم(الکی مثلا فای فای دارم) و پدر گرام هم پایین کمین کرده واسمون.
انا لله و انا الیه راجعون...

  192666

به این میگن دختر
دیروز لگو(آجر.خونه سازی ) بردم تو کلاسم تا بچه ها باهاش بازی کنن.یکی از پسرای کلاسم رفت چند تا از لگو های دخترا رو برداشت
یهو یکی از دخترا بلند شد یقه پسره رو گرفت چسبوندش به دیوار بهش گفت اگه پسشون ندی همچین میزنمت برچسب رو دیوار شی.
من0_o
پسره:(
دختره⊙~⊙
برچسب رو دیوارم خودتون تصور کنید.
من که فکر میکنم این دختره با جان سینا یه نسبتی داره.نظر شما چیه؟

  192665

امروز رفتم دندون پزشکی
دکتره می گه ریشش خیلی عمیقه خدا کنه در بیاد!!!!!!!!!
وقتی با کمک دو نفر و یک کلنگ درش اوردن دیدم دندون نیست لامصب استخونه و یک قسمت از مغزمم همراهش بیرون اومد
هیچی دیگه الان اسم خودمو و مخاطب خاصم یادم نمیاد
اونم باهام کات کرد
دندونه داریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  192664

15سالم بود که خانوادم برام گوشی خریدن منم از بچگی از اون دختر سرتقا بودم و هرچی پسرعموهام میگفتن شمارتو بده قبول نمیکردم تا اینکه بالاخره یکیشون شمارمو از مامانم گرفتو
بهم اس داد :
اگه میدونستی که دستای سردمن چقدر به دستای گرمت احتیاج داره انقد دستتو تو دماغت نمیکردی... :)))
من:/
منم که عمرا اگه کم بیارم زود ج دادم:شاید میخواستم تورو از تو دماغم پیداکنم:D
حالاپسرعموم :(
حالا همین پسرعموی کلنگ بنده پشت BMWمیشینه....خداااا چیمیشد اگه منو یکم بی زبون می آفریدی شاید فرجی میشد و ....

  192661

آقا...

يه بار با بچه ها دعوت شده بوديم
يه همايشى مربوط به دانش آموزان.
وقتى كه خواستيم بريم وارد سالن بشيم يكى از اينا هستن كه ميان جلوت خم و راست ميشن خوش آمد ميگن
آقا يكىشون اومد جلوى منو رفيقام خم شد خوش آمد گفت!
يعنى يه لحظه خواستيم منفجر بشيم.انقدر خنديده بوديم كه ديگه پهن زمين بوديم يارو هم خودش فهميد ما جنبه اين چيزا نداريم خودش رفت!.!

الانم دارم از افق براتون پيام ميزارم.راستى اينجا سرعت اينترنت خيلى بالاست،!.

  192652

امروز داشتم از توی کوچه خلوت رد میشدم ععصابممم دااااغون داشتم با خودم صحبت میکردم پسره با موتور از جلوم رد شد بهم گفت:خود درگیری داری خانمی خودم رفعش میکنم برات
منم که سگ دنبال پاچه می‌گشتم بهش گفتم:برو یابو سوار خودت خوددرگیرق داری
دیدم ااز موتور با اعصبانیت پیاده شد اومد جلوم واستاد
منم به شکر خوردن افتاده بودم داشتم تو دلم خواهش میکردم ازش نیاد بزنه لهم گنه که دیدم یدفه گفت:پخخخخخخ
منم یه جیغ بنفش کشیدم یه متر از جام پریدم که دیدم داره بهم میخنده بعدم رفت سمت موتورش منم داشتم همینجوری فشش میدادم همینجوری تو هوا مشت میزدم مثلا دارم اونو میزنم که یکم عقدهام خالی بشه که برگشت
منم هول شدم سریع گفتم:مرگ بر شاه مرگ بر شاه
ینی پسره پهن شده از خنده کف زمین
هیچی دیگه ابروم به فنا رف شرفم مرفم رفت کف پام

  192649

ی شب ب مامانم گفتم:مامان میشه شام پیتزا بخوریم
-نه نه نه برو بچه پول ندارم
من:/
-باشه مامی
وقتی مامانم حواسش نبود شمامو تو گوشیش به نام پیتزا 7شب عوض کردم...خخخ...بعد بهش اس دادم
مشترک گرامی سفارش شما 3 عدد پیتزا و نوشابه و ...
وقتی مامی مسیجو دید...
لان بهترم ولی جای بخیه هام هنوز درد میکنه

  192647

کشف شد
ایا شما جزو کسانی هستید که در حمام و دستشویی زیر اواز میزنید؟
پیشنهاد ما اواز خواندن در یخچال است.
نه اینکه مال ما همش خالیه صدا توش میپیچه.:)

  192622

من برا کار شوهرخواهرم رفتم یکی از بانکهای شهرمون و قرار بود یه سری از کارا رو انجام دم که وقتی شوهرخواهرم امد فقط امضا کنه و ...رفتم پیش معاون بانک و کارمو گفتم و مدارکو دادم و ... بعد چند دقیقه و کلی سوال پرسیدن از من پرسید با این فرد چه نسبتی دارید؟ که من باصدای کاملا واضحگفتم خواهر خانمشون هستم و عاقا 5دقیقه نشده بود که پرسید آقا مجرد هستن؟
قیافه من وصف شدنیo_o نبود
مونده بودم بهش چی بگم تنها کاری که تو اون شرایط کردم ب تاکید بیشتر گفتم خواهر همسرشون هستم.
بعداز چند دقیقه بربر نگاه کردن من
گفتند: آهان من فکر کردم گفتی خواهرشم؟سوتیش اونجا بود قبلش فامیلی من رو پرسیده بود ( فامیلیمون بافامیلی شوهرخواهرم فرق داره)شده بود سوتی یکی اساتید که به دو نفر با نام مشترک با نام خانوادگی متفاوت میگفت دوقلواید؟]
این با این هوش و استعدادش میخواست رئیس بانک بشه سابقه نداشت نذاشتنش تازه شاکی هم بود..*_*

  192602

اقا دیروز سر کلاس اقای سروش دبیر فیزیکمون آخرای زنگ یه دفعه گوشی یکی از بچه ها شروع کرد به اذان گفتن حالا خودتون تصور کنید قیافه ی معلمو تو اون لحظه اقا معلم رفت بالا سرشو گفت گوشیو بده اونم همین جور سرش پایین بود و مثلا داشت کتابو می خوند خلاصه بعد یکی دو دقیقه که معلم مدام می گفت گوشیو بده و اون التماس می کرد معلم گفت خوب پس می گم مدیر بیاد ازت بگیره و داشت می رفت سر میزش کل مدرسم مدیرو می شناسنو می دونن که تو این جور موارد خیلی حساسه این رفیقمونم گوشیو به امید این که رمز داره داد دست معلم بعد ما دیدیم که معلم داره درپشت گوشیو باز می کنه و باتری و در میاره غافل از این که به این روش داره رمز گوشیو باز می کنه بالاخره ساعت 2 که تعطیل شدیم این رفیقمون با التماس و ... گوشیو گرفت و وقتی روشنش کرد دید که بعله معلممون در یک حرکت سامورایی کل محتویات گوشیو اعم از مخاطبین و فیلم و عکس پاک کرده
امیدوارم خوشتون اومده باشه

  192601

رفتم بانك ملت ( عجب شير) يه نفر بيشتر تو بانك نيست
جلو باجه دوم وايميستم ميگم اقا ببينيد اين چك پول داره ؟
برگشته ميگه : اقا برو ته صف

  192592

چن روز پيش داشتيم تو مدرسه فوتبال بازي ميكرديم،يكي از بچه ها گل به خودي زد!!!بجز من و خودش هيچ كي نفهميد كه گل زده شده،گل به خودي بوده!برا اينكه لوش ندم الان يه هفتس برام خوراكي ميخره!زنگ تفريحا ماساژم ميده!تمرينامو حل ميكنه!تازه دستامم ماچ ميكنه دم به ديقه…
يك كيفي ميده!

  192587

من کارنامم رو گرفتم شدم 18 و خورده ای بعد به مامانم میگم ببین من از پارسال چ پیشرفتی کردم(پارسال شدم 16)کادو می خوام.خلاصه رفتیم کلی خرید(رتبه سوم کلاس)بعد مامانم برای داییم تعریف کرد داییم گفت نازنین(دختر دایی)رتبه اول مدرسشون شد هیچی براش نخریدیم اون وقت این رتبه سوم کلاسشون شده این همه خرید کردی؟؟؟؟
بله این گونه بود که من درحد بازی ایران و آرژانتین خیط شدم بعلهههههه
البته ماشاالله به پیشرفتم

  192586

عاغا نشسته بودیم پا شبکه 4 (الکی مثلا ما طرفدار پروپا قرص صدا و سیماییم) داشت اهنگ های دهه 60 رو میزاشت چار پنجتا اهنگ از حمیرا و هایده گذاشت بابامم رفت تو حالو هوای
قدیم برگشت بم گف : ببین بچه چه موسیقی و صداهای قشنگی ازین رپرا چقد قشنگتر میخونن
عاغا مام برا اینکه نخوره تو ذوقش (و تو سرو صورتمون :) )هیچی نگفتیم و با تکون دادن سر تاید کردیم که اهنگ بعدی اومد "سندی" (لازم به ذکره ایشون نه صدا داره نه متن نه اهنگ پس زمینه اهنگشم چارتا غول بیابونی گذاشته (با سیبیلای لاتی)میرقصن)
من:بابایی نیگا کن چقد قشنگ میخونه :))))) چه موسیقیو چه هنری واقعا افرین :)))))
هیچی دیگه در همین حد بگم که بابام داره تو حال با اهنگ ساسی مانکن قر میده :)))
-عییی عه عـَـــه عو عـــِ عـــــِ عــه عـِ عه عوووییی عو عه :)))))

  192583

خواستم خدمت تون عارض شم که.....یادم میاد اون قدیما یه بار به طور اتفاقی با خواهرم دعوام شد... مامانم داشت جارو میکشید اون موفع هم جاروبرقی مد نبود که با این جارو زبراااا ... اقا چشم تون روز بد نبینه چنان ما را با این جارو زد که صد رحمت به نامادری سیندرالا بعد که خودش خسته شد( من و خواهرم مثل مظلوما زیر میز گیر افتاده بودیم و گریه میکردیم) داشت می رفت پاش گیر کرد به تی ( طی) زمین شو اقا دوباره تی برداشت افتاد به جون ما..... هیچی دیگه شب هم ما و هم اون از خستگی و کوفتگی بدن مثل سنگ افتادیم .... ولی به قول مامانم عوضش یاد گرفتید با هم دعوا نکنید.... میدونم بیشتر گریه دار بود تا خنده دار ولی.... بخند