دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  192867

امروز سرکلاس داشتم به بچه ها درس میدادم یه دفعه دیدم از ردیف جلو صدای پیس پیس میاد.نگاه کردم یکی از شاگردام سرشو آورد جلو آروم گفت خانوم ریور داری؟؟؟نگاه میکنی؟ساعت 4بشین پاش خیلی خفنه.
.
.
.
اینم از بچه های مملکت ما.من ریاضی یاد میدم اون کلن فازش یه جا دیگس.
فهمیدین دیگه من معلمم یا بیشتر توضیح بدم؟

  192860

آقا ما تو سرویسمون نشسته بودین درمورد یه فیلم کرهای که دانلود کره بودیم صحبت می کردیم بعد یکی از بچه ها گفت که اگه یه رو بچه داشتید فهمیدید بچتون یواشکی همچین فیلمی دیده چیکار می کنین؟همه ساکت بودن که بنده گفتم:دوتا تو گوشش میزدم و بهش می گفتم خاک بر سرت که یک صدم زرنگی مامانت رو نداری

  192847

ازبیرون اومدم یکی ازبچه های خابگاه تو راهرو پرسید:بیرون برف میاد?!

من:نه اما هوا سرده درحد گاگولا

اون:اون لالیگاس نه گاگولا !گاگول!


واینطوری بود که من ازخنده تصعید شدم:)))))

  192842

دختـر همسایمــون فاطمه رو دیدم میگــم :
- ازت خوشـم میاد ، میخوام بیام خواستگاریت
_ گفت : میخــوام درس بخونـم
- گفتــم : قبـول دارم
_ گفت : میخــوام گواهینـامه بگیــرم
- گفتـم قبول دارم
_ گفت : خونه مستقل میخــوام
- گفـتـم : دارم
_ گفت : ماشیــن چـی ؟!
- گفــتم اونــم دارم فقط تو رو کــم دارم
دیگه مونــده بود گفــت راستش قصـد ازدواج ندارم
گفتــم : شمــا بیخــود کردی با احســاسات جــوون ِ مردم بازی میکنـی..
بــرو ترشیتــو بـنداز !!! ^_^

  192836

چرا کیف پول میخری 80000تومن اونوقت توش 1200 تومن بیشتر نداری؟
پرسش یک کیف قاپ از ملت
مدیونی اگه فک کنی این سوال از من پرسیده شده^-^

  192829

آقا دیشب ما تریپ دلتنگی برداشتیم بالاخره دوری از خانواده سخته، رفتم تو محوطه خوابگاه مثل فیلما قدم بزنم و موسیقی گوش بدم همین جوری که تو حس بودم تازه داشت گریه ام می گرفت یهو صدا سگ اومد من که درجا درحال سکته کردن بودم بی خیال دلتنگی فقط دویدم اینجوری بود که گند زده شد به حس من حالا جالب اینجاست که سگها رو دم در خوابگاه پسرا گذاشتن فکر کنم می ترسن شبونه دخترا به خوابگاه پسرا شبیخون بزنند :))))))

  192816

دانشگاه بودم بعد امتحان همه جمع شده بوديم اتاق مديرگروه. استاد رو صندلي نشسته بودو ما اطرافش در حال پاچه خواري و مظلوم نمايي. صندلي استاد چرمي بود، يه هو استاد رو صندلي جابه جا شد و يك صدايي كه دقيقا شبيه خروج باد از دستگاه گوارش بود خودنمايي نمود، منه نادون منه لايعقل چشام گشاد شد و گفتم چي بود؟ صدم ثانيه طول نكشيد بچه ها رفته بودن بيرون تو سالن چسسبيده بودن به ديوار از خنده، خلاصه اون ترم استاد لج افتاد با منو هرچي تلاش كردم فايده نداشت كه نداشت. لعنت به صندلي چرمي......

  192813

ما یه بابا بزرگ داشتم (خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه!)
ایشون هر وقت که میومدن خونه ما با هر مسواکی که دم دستشون دندون مصنوعی هاشون رو تمیز میکردن!
خلاصه یه روز که اومد خونمون و منم 1-2روز بود که مسواک نو گرفته بودم...بعد کلی کارآگاه بازی فهمیدم که بابابزرگم چندین دفعه از مسواکم استفاده فرموندم و عصبانی شدم.
با کلی ناراحتی رفتم که بهش بگم چرا این کارو کرده...
بابابزرگمم با کلی عصبانیت گفت :
.
.
.
.
.
مگه من مسواکتو نمیشورمش؟!!!

کاملا قانع شدم و حرفمو پس گرفتم!

  192790

ما دیروز با مخاطب خاصمون قرار داشتیم ایشون ی پراید مشکی داره میدونین ک چقد پراید زیاد شده...بم گفت بعد دانشگاه بیا فلان جا منم ک خیلی خسته بودم ولی گفتم باشه رفتم سر قرار بعد دیدم ی پراید مشکی رفت داخل کوچه داشت دور میزد تا این دور بزنه من پریدم تو ماشین در حین رانندگی دستمو بردم جلو گفت سلام عشقمممم خوبییی؟! پسره با اون قیافش با اون لبخندش میگه اره عزیزم خوبم تو خوبی؟! بعد من جیغ زدم زدم تو گوشش خو هول کرده بودم بعد دیدم اقاممون اومدش فک کرده پسره منو به زور سوار کرده پسررو زد...o_O با بدبختی جداشون کردم کسیم نبود بش توضیح داد کلی شرمنده شدیییمممم...مدیونید فک کنید بعدش کلی منو زد..خو من چیکار کنم من ک نمیدونستم

  192737

ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ درس شیمی

ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﻮﺩ ﺁﯾﺎ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﻣﻨﯿﺰﯾﻢ

ﭼﯿﺴﺖ ؟؟

ﻣﻨﻢ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺑﻠﻪ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ

ﮐﺼﺎﻓﻂ ﻧﻤﺮﻩ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺑﻬﻢ

ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﻫﯿﭻ …

ﺳﻮﺍﻝ ﺑﻌﺪﯼ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﭼﻮﺏ ﺩﺍﺧﻞ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯿﻔﺘﺪ

ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺭﺥ ﻣﯿﺪﻫﺪ؟

ﻣﻨﻢ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺧﯿﺲ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﻫﻢ ﻧﻤﺮﻩ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ

دردش چی بود؟؟

  192736

آقا چند وقت پیشا رفته بودیم روستا،خونه باغ مان بزرگم.همه هم جمع بودیم،ی شب ک خواستیم بخوابیم،همه سر جای خودمون بودیمو خاله ها،مانم،دختر خاله،خواهر میگفتیم میخندیدیم،دختر خالمم دو سالش ی بچه شیطونو آتیش پاره،خیلی شلوغ میکرد خالم گفت فری پاشو این چراغو خاموش کن این دختره بگیره بخوابه،منم پاشدم آف کردم،کمی بعد سگ همسایه بغلی اومد حیاط هی هاپ هاپو هاپ هاپ،پارس و ازین سروصداجات وحشیانه،انقدم پررو بودا نمیرفت،منم با عصبانیت طی یک حرکت انتهاری و انفجاری مث میگ میگ پاشدم رفتم جلو پنجره داد زدم گمشو،گمشو،عوضیه آشغال،توله سگه میموووون،بس دیگه،بی صاحاب با اون ریختش...
اومدم بخوابم دیدم خالمینا از خنده غش رفتن هیچ نمدونم چرا دختر خالم داشت میخندید؟
بنظرتون فهمیده بود من چیا گفتم یا الکی میخندیده؟؟؟؟؟

  192726

سر یه کلاسی داشتم جزوه مینوشتم …
بعد از کلاس یکی از دخترای هم کلاسیم اومده بم میگه :
جزوه مینویسی؟؟؟؟؟؟
به تو هم میگن مرد؟؟
پس من واسه عمم دارم اینقد خوش خط و مرتب مینویسم؟

  192725

دبستان بودم و خیلی خجالتی، همیشه کیفم 3 برایر خودم بود. یک روز صبح برای رفتن به مدرسه سوار اتوبوس شدم، خیلی شلوغ بود به زور خودم جا کردم، راننده خیر ندیده در بست، پیس پیس! در های اتوبوسا بادی بود. در بسته شده کیف بیرون موند و دستش دستم بود. حالا تصور کن چهره اونایی که بیرونن ریسه میرفتن از خنده بی شرفا. منم خجالتی تا ایستگاه بعدی دسته تو دستم، کیف بیرون لپا قرمز.

  192720


دیروز یه اس ام اس اشتباهی فرستادم واسه داداشم ،-_-
.
.
.
.
.
.
.
توش نوشتم عزیزم هرچی تو بگی همونه،
فردا همه وقتم با تو، غیر تو کسیو ندارم:|
.
.
.
.
.
داشت زندگیم ازهم میپاشید که یهو تو پیام بعدی
نوشتم الکی مثلا منم دوست پسر دارم^_^
اونم کلی خندید و زندگی جریان داره.@_@
گفتم که استفاده کنین از این موقعیت
زندگیمو مدیون مبتکر الکی مثلا هستم(-:

  192717

ما یه استاد فیزیک داشتیم 2 بار سکته کرده بود بنده خدا...

خوب نمیتونست خط راست بکشه...

یه دفعه یه کشتی روی آب کشید کج بود انگار که داره غرق میشه

آقا من چون میدونستم احتمال دادم راسته استاد کج کشیده

استاد متوجه بود که کج کشیده به بچه ها گفت میدونید که این راسته من کجش کشیدم

حالا بچه ها رو میگی همه بهم نگاه میکردن و لبخند میزدن

اقا منم بیجنبه پووووف پوکیدم ازخنده

استاد اومد نگا به جزوه ها کرد دید بله همه کج کشیدن یکی از پسرامون

کلا سر وته کرده بود گفت میخواستم مثل شما بکشم خیلی کج شد...

همه باهم با استاد ترکیدیم از خنده...