دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  192570

ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
ﮐﻠﯿﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻋﺸﻖ ﻭﺭﺯﯾﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﺍﺳﺘﺎﺩ : ﺁﺭﻩ ﺧﺐ !
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﮐﻠﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻥ ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.

.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻬﻠﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻮﺩ

  192534

ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺩﺍﯾﯿﻢ بود
ﺑﻌﺪ ﺩﺍﯾے ﺑﺰﺭﮔﻢ 1 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﺗﻘﻠﺒﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮎ ﺑریزه ﺳﺮ ﺩﻭﻣﺎﺩ ﭘﺮﭼﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﺭﻭ ﺑﺒﺮﻩ ﺑﺎﻻ ﮎ ﺑﮕن ﻣﺜﻠا ﻣﺎ
ﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ :)))
ﺧﻼﺻﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺩﺍﯾﯿﻤﻢ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭ ﭘﻮﻝ ﻣیریخت ﺭﻭ ﺳﺮ ﻣﺎ
ﻣﺎ ﮎ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﺗﻘﻠﺒﯿﻪ ﺍﺻﻦ عین خیالمونم ﻧﺒﻮﺩ ﻓﻘﻂ ﻣﯽﺭﻗﺼﯿﺪﯾﻢ، ﻫﻤﻪ ﮐﻔﺸﻮﻥ ﺑﺮﯾﺪ ﺑﻮﺩ، ﻭﺳﻂ ﺭﻗﺺ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮎ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﯾﻬﻮ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﯾﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ریختم،
ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻠﯽ ﺷﺪﯾﻢ O_O
ﻋﯿﻦ ﯾﻪ ﮔﻠﻪ ﮔﺮﮒ ﮎ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍ ﭘﺮﯾﺪﯾﻢ ﺭﻭ ﻣﻬﻤﻮﻧﺎ ﭘﻮﻻﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﯾﻢ -__-
8-7 ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺘﻮ ﭘﺎﺷﻮﻥ ﺷﮑﺴﺖ
ﺑﺎﺑﺎبﺰﺭﮔﻢ ﺯﯾﺮ ﺩﺳﺖﻭ ﭘﺎ ﻣﻮﻧﺪ ﻫﻤﻮﻧﺠﺎ جان به جان آفرین تسلیم کرد،
ﺩﺍﯾﯽ ﮐﻮﭼﯿﮑﻢ ﺩﻣﺎﻏﺶ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺷﮑﺴﺖ، خالم ﺭﺑﺎﻁ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ
ﭘﺮﭼﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ حلقمون =|
ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﮐﻞ 500 ﺗﻮﻣﻦ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﯾﻢ ^___^
قیافه ما تو اون لحظه :(((
مهمونا قبل از بسته 5تومنے: O_O
بعد از فهمیدن موضوع: Looool

  192518

چندسال پیش دوسته آبجیم فوت کرد ایشاا.. جنت فردوس جایگاهش . خلاصه ما خیلی کنجکاو بودیم عکسشو ببینیم خواهرم عکس دونفره خودش و دوستشو واسمون فرستاد آخه خواهرم ی شهر دیگه ست عکس کاملأ حجابی بود ب داداشم که خدای سوتی ٬ گفتیم بیا عکس خدا بیامرزو ببین. داره عکسو نیگاه میکنه میگه کدومشونه ؟!!!!
من :o-O
عکس دونفره ی آبجیمو دوستش o-O
خدایا خودت داداشمو حفظ کن

  192508

دختر دایی م اسمش سحره یبار نشد وقتی دایی م تنها میومد خونه پدربزرگم . پدربزرگم برنگرده بگه ااااا چرا افطارو نیاوردی

  192490

اقا ما یه گودزیلا داریم هفت سالشه عاشق فوتباله هر وقت گلاب بروتون میره wc با هیجان زیاد شروع میکنه به گزارش رونالدو عجب شوتی میزنه اووووه تیرک شد ،کاسیاس عجججب توپیو میگیره از اول تا اخر یه چهل و پنج دقیقه کارش طول میکشه قشنگ یه نیمه رو گزاش میکنه بعد میاد بیرون تا نیمه ی بعد !!!!!!!!
داداشم ^___^
رونالدو o_0
قیافه ما -__-

  192478

جلسه اول کلاس زبان فارسی استاد گفت یه ورق کاغذ دربیارین میخوام سطح کلاس دستم بیاد سوال اولش این بود که راجع به زبان فارسی دری وپیشینه ان هرچه میدانید بنویسید بعدامتحان چندتااز جوابارو خوند رسید به جواب یکی از دخترا که نوشته بود زبان فارسی دری زبان کنونی کشور ایران است ومردم در یادگیری ان بایدکوشاباشند کلاس رفت هوا ومتاسفانه هنوز به سطح زمین برنگشته

  192440

بیاین باهم صادق باشیم.مطمئنم که خیلی هامون تو بچگی یه بار حس آرایشگری بهمون دست داه و زدیم موهامونا کلی کوتاه کردیم!!!یادش بخیر

  192425

امروز تو دفتر بحث کارهایی بود که تو بچگی انجام میدادیم
من:من مشماع فریزر پام می کردم رو فرش لیز می خوردم حس پاتیناژ داشتم
دوستم(دختره):منم این کار و می کردم یه بند همه تو کوچه فوتبال بازی می کردم
دوست سوم(اینم دختره):ما با بچه ها کوچه رو میبستیم نمیذاشتیم ملت رد بشن
پسرهاo_O
دوست دوم:پس یعنی شما پسرها چیکار می کردید؟!
من:معلوم دست میکردن تو دماغشون در میاوردن می خوردن
والا با این بچگیاشون!!!!

  192420

ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﺮﻩ !,
ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻌﻠﻤﻤﻮﻥ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻣﺚ ﺍﻻﻍ ﺯﺩ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﺑﻌﺪﺵ ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ ﺷﺪ ﮔﻔﺖ : ﺁﺧﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺷﻤﺎ ﭼﺮﺍ ﻣﻨﻮ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ
ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﻢ ﺑﺰﻧﻤﺘﻮﻥ ؟؟؟ ﺷﻤﺎ ﻣﺚ ﺑﭽﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﻤﻮﻧﯿﺪ ؛
ﺣﺎﻻ ﺑﺮﯾﺪ ﺍﻭﻥ ﺩﻭﺳﺘﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺯﺩﻣﺶ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﯿﺎﺩ ﺗﻮ …
ﺁﻗﺎ ﭘﺴﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ، ﻣﻌﻠﻤﻪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﺁﺧﻪ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟؟؟
ﭼﺮﺍ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﻢ ﺑﺰﻧﻤﺖ ؟ ﭼﺮﺍ ﺁﺧﻪ ؟ ﻫﺎ ؟ ﭼﺮﺍ
ﺁﺧﻪ ؟؟؟
ﯾﻬﻮ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﭘﺴﺮﻩ ﺭﻭ ﺯﺩﻥ ،
ﭘﺴﺮﻩ ﺳﺮﯼ ﺩﻭﻡ ﺍﺯ ﺳﺮﯼ ﺍﻭﻝ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩ …
ﻣﺎ ﻫﻢ ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﭘﺨﺶ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻒ ﮐﻼﺱ ﺭﻭ ﮔﺎﺯ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ
ﻭ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﻫﻢ ﻟﺨﺖ ﺷﺪﯾﻢ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ !!!

  192407

داداشم نوجوون بود میرفت باشگاه کونگ فو و کشتی, منم اون موقه ها بچه بودم.......
هر وقت که تو باشگاشون یه فن جدید بهشون یاد میدادن میومد تو خونه رو من اجرا میکرد
منم به ازای هر فن پول میگرفتم
یعنی از کوچیکی من با این سختی پول درمیاوردما !
بعد شما بگین دهه هشتادیا فلان و بهمان هعععععی

  192406

من درگیر اون دخترایی هستم که از پسرای فورجوک برای خودشون شاهزاده رویاها ساختن اما بزارید حقیقتو اشکار کنم

MoTeZaaD:اون داستانو یادتونه که یه مورچه عاشق تفاله چایی شده بود بعد فهمید شکست عشقی خورد.؟؟.تصور بیشتر دخترا از ایشون یه پسر خوشگل و خوش تیپ بود تا اینکه اعتراف کرد دختره و نصف پستاش کپی پیست بوده و دخترا رو نابود کرد.

abas_m223: یه پسر اخمو و بداخلاق توی همه عکساشم خیلی جدی هستش دریغ از یه لبخند هر وقتم بهش میگیم بخند میگه نمیشه به قول خودش انقدر مسخره بازی دراورده که وقتی جدی میشه هیچکس باور نمیکنه .

Soltan***Mm72:تو عکساش تیریپ مهندسی میزنه قدشم بلنده بهش میاد ولی در کل این گل پسر ماسته ماست اصلا انگار روح نداره  اوج ابراز علاقه اش اینه که بهت بگه هانی (تازه باید خیلی خاص باشی تا بهت بگه هانی)

ZzZ:یه پسر خوشجل اخر ادب دانشگاه فرهنگیان هم میره از الان داره تمرین استادی میکنه خیییییییلی ارومه یعنی خیییییییییلی ها

smj13سید مصطفی:من اولا تصورم از ایشون یه اقای قدکوتاه و کچل و لاغر بود ولی وقتی دیدمشون یه اقای فوق العاده خوشگل و خوش تیپ بود عکس دختر خوشگلشم گذاشته بود که مشخص بود به مامانش رفته ..اما در کل هیشکیو ادم حساب نمیکنه

عطاجوانرودی:این پسر خدای مخ زنیه با همه دخترا رابطه اش خوبه البته همش وانمود میکنه که داره مخ میزنه هیچوقت اینکارو نمیکنه فقط دل دخترا رو میبره

D$D$D: عکس ایشونو دیدم خیلی خوشگل و خوش تیپ هستن ولی به قیافشون میخوره خیلی جدی و بداخلاق باشن

علی: یه ادم داغووون اصلا این بشر اعصاب نداره ."من دختر به این گلی" میگه هر وقت با من میحرفه 3 کیلو کم میکنه :/

❤✿✘محمد موحدی✘✿❤: اصلا قیافه ایشونو میبینی فکر میکنی جزء دانشمندان انرژی هسته ای ایرانه o_O اصلا یه درصدم احتمال نمیدی که این بشر تو فاز اون چیزای بو دار باشه ))

شوخی کردمااا همشون پسرای خوبی هستن
.
.
الکی مثلا دارم ماس مالی میکنم :p

  192403

داداشم(دهه هشتادی) زنگ زده بود خونه ی دوستش،بعد مامان دوستش گوشی رو برداشته میگه: شما؟داداشمم گفته: به پسرتون بگید پرهامه ، خودش می فهمه
مامانش :|
من همسن این بودم وقتی دوستم خودش گوشی رو بر نمیداشت،گوشی رو از ترسم قطع میکردم:/

  192396

دیروز سر کلاس رسم فنی :
ی چن تا نقطه بودن ک باید ب صورت عمود میکشیدیمشون پایین.
دوستم هم ی لحظه هنگ کرد ازم پرسید کدوم نقطه ها رو باید بکشیم پایین؟
منم در حالی ک با دستم نقطه هارو نشون میدادم بهش میگفتم بکش پایین، بکش پایین، بکش پایین
اون لحظه تو کلاس سکوت عجیبی حکم فرما بود و بعد از اون سکوت بچها پووووووووف خندیدن ، ی نگا ب دبیر کردم دیدم داره چپ چپ نگا میکنه منم پر روووو بش گفتم ن عاقا با این نقطه بودم ن با چیز دیگه

  192341

یه بار با دوستام رفتیم بیرون و تادیر وقت بیرون و عشق و حال خلاصه چون دیر وقت بود رفتم خونه یکی از دوستام شب اونجا خوابیدم صبح که رفتم خونه مامانم پرسید کجا بودی یه لبخند ملیح زدم و رفتم حموم تو این مدت که من حموم بودم مامانم زنگ میزنه به هفتا از دوستام سراغمو میگیره دوتاشون گفتن خوابه چهارتاشونم گفتن دستشوییه ولی من با اونی که گفت داره نماز میخونه حال کردم

  192336

دیروز بادوستم تو دانشگاه داشته می‌رفتیم سلف بیچاره بدجور خورد زمین
سریع بلند شد ورفتیم یکوقت پسرانببیننش
حالا نیم ساعت بعد.......

مامانش اس داده:بمیری دختر!ابرومو تو همه جام کرد!چشمات دربیاد کجا رو دیدمیزدی انتر!
خواهرش:زنده ای?بد خوردی زمین!حواست باشه فیلمت تو لاینه زیاد کجایی آفتابی نشو
داداشش:خاک توسرت!تازه دوست الاغم راضی شده بود بگیرتت!!!!!!ترشیده ی دوست وپا چلفتی
بمیریییییی!