دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 192698

تاریخ انتشار : اسفند 1393

اخیرا چند ماهه(6) بدون دوس دختر سر میکنیم... :دی تیپ سولو گرفتیم فعلا.
دیروز رفته بودم پست تا ی بسته ای رو ارسال کنم.
دو فقره دختر(بنظر پیش دانشگاهی میومدن) همراهشون باهم وارد شدیم.
یکیشون از نگاه اولش فهمیدم مخه...
عاغا ی پاکت پستی درشت گرفتم واسه ارسال قطعه،اومدم اون قسمتای آدرس،کد پستی و شماره رو پر کنم همشو درست نوشتم جز شماره ک اونم شماره بابامو نوشتم و گذاشتم تو نوبت،تا بسته و شماره تماس ارسال کننده روشو رو دید(شماره براحتی خونده میشد) چشاش برق زد و یواشکی یادداشتش کرد.
ظهر ک داشتیم نهار میخوردیم با خینواده...جلو مادرجان ب بابام گفتم دختره بهت زنگید؟معلوم بود بهش زنگیده بود تا اینو شنید رنگش سرخ شد و کپ کرد... و مامان من لینچان...!!! بقیشو خودتو حدس بزنید.
الانم وایسادم رو تیر برق ب وای-فای خونمون وصل شدم و اینو برای شما مینویسم(الکی مثلا فای فای دارم) و پدر گرام هم پایین کمین کرده واسمون.
انا لله و انا الیه راجعون...