دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 192652

تاریخ انتشار : اسفند 1393

امروز داشتم از توی کوچه خلوت رد میشدم ععصابممم دااااغون داشتم با خودم صحبت میکردم پسره با موتور از جلوم رد شد بهم گفت:خود درگیری داری خانمی خودم رفعش میکنم برات
منم که سگ دنبال پاچه می‌گشتم بهش گفتم:برو یابو سوار خودت خوددرگیرق داری
دیدم ااز موتور با اعصبانیت پیاده شد اومد جلوم واستاد
منم به شکر خوردن افتاده بودم داشتم تو دلم خواهش میکردم ازش نیاد بزنه لهم گنه که دیدم یدفه گفت:پخخخخخخ
منم یه جیغ بنفش کشیدم یه متر از جام پریدم که دیدم داره بهم میخنده بعدم رفت سمت موتورش منم داشتم همینجوری فشش میدادم همینجوری تو هوا مشت میزدم مثلا دارم اونو میزنم که یکم عقدهام خالی بشه که برگشت
منم هول شدم سریع گفتم:مرگ بر شاه مرگ بر شاه
ینی پسره پهن شده از خنده کف زمین
هیچی دیگه ابروم به فنا رف شرفم مرفم رفت کف پام