ن

نرگس

@felan · ۱۵ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)

w
west life ۱۱ سال پیش
جوک

ﺩﻭ ﺗﺎ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﭘﯿﺶ ﻫﻢ.
ﺍﻭﻟﯽ: ﺩﯾﺸﺐ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﻓﺮﺍنشه ﺍﯾﻨﻘﺪ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﻧﮕﻮ!
ﺩﻭﻣﯽ: ﻣﻨﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﺍژﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﻪ ﺟﺸﻨﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﻮﻭﻭﭖ!!!
ﺍﻭﻟﯽ: ﺟﺪﯼ؟ پش ﭼﺮﺍ ﺩﻋﻮﺗﻢ ﻧﮑﺮﺩﯼ ﻧﺎﻣﺮﺩ؟
ﺩﻭﻣﯽ: ﻭﺍﻻ شرﺍﻏﺘﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻦ ﺭﻓﺘﯽ ﻓﺮﺍنشه!!
:))

w
west life ۱۱ سال پیش
جوک

اون سگه که گفتم دیشب زد تو حالم امروز دیدم جنازه اش دم در خوابگاه افتاده بود به جان خودم فکر کنم دخترها بهش حمله کردن من دیگه اینجا احساس امنیت ندارم دخترا اینجا هم نفوذ کردندآخه مگه یه شوهر چه ارزشی داره والا بیچاره سگه خخخ فکر کنم این سری بخوام برم دانشگاه باید با خودم محافظ ببرم :)))))

w
west life ۱۱ سال پیش
جوک

آقا دیشب ما تریپ دلتنگی برداشتیم بالاخره دوری از خانواده سخته، رفتم تو محوطه خوابگاه مثل فیلما قدم بزنم و موسیقی گوش بدم همین جوری که تو حس بودم تازه داشت گریه ام می گرفت یهو صدا سگ اومد من که درجا درحال سکته کردن بودم بی خیال دلتنگی فقط دویدم اینجوری بود که گند زده شد به حس من حالا جالب اینجاست که سگها رو دم در خوابگاه پسرا گذاشتن فکر کنم می ترسن شبونه دخترا به خوابگاه پسرا شبیخون بزنند :))))))

w
west life ۱۱ سال پیش
جوک

آقا در جریان هستید که روز وفات امام حسن عسکری امامت امام مهدی تو یه روزه حالا من پنج سالم که بود داشتم تلوزیون می دیدم که آغاز امامت امام مهدی رو به همین مناسبت اعلام کردم منم فکر کردم امام ظهور کرده بلند داد زدم تو خونه راه میرفتم و دست کی زدم تازه به بابا هم که سر کار بود زنگ زدم این خبر خجسته رو دادم........... چیه خوب خنگم خودتی

w
west life ۱۱ سال پیش
پیام

گفته اند: وقتی ادیسون به مدرسه رفت، بعد از چند روز معلم کلاسشون نامه ای را به ادیسون داد و گفت بده مامانت.
مادر ادیسون نامه را باز کرد دید نوشته: فرزندتان کودن است، مدرسه ما جای کودن ها نیست.
ولی مادر، نامه را برای ادیسون اینگونه خواند: فرزند شما نابغه است مدرسه ما نمی تواند بیشتر از این آموزش دهد شما شخصا آموزش او را به عهده گیرید
و مادر ادیسون در منزل به او آموزش میدهد و با او کار میکند.
ادیسون در 13 سالگی اولین اختراعش را به ثبت میرساند.
مدتی پس از فوت مادر، یک روز ادیسون برای خود جشن تولد میگیرد و در آن جشن، صندوق خاطرات مادرش را آورده، نامه را در جمع بازکرده تا به همه بگوید که من از بچگی نابغه بودم؛ با دیدن اصل نامه شروع به گریه میکند و در آنجا او پی میبرد چطور مادرش از ادیسون کودن، یک ادیسون نابغه ساخت. این افتخار مادر ادیسون است. هزاران درود بر چنين مادرانى.(like)(like)