ز

زینب

@پرنسس بابا · ۱۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)

پ
پرنسس بابا ۱۱ سال پیش
جوک

امروز سر صف مشاعره می کردیم من و یه دختره 25 دقیقه یه ضرب ادامه می دادیم معاونمون گفت :به به تازه مشاعره گل انداخته
این دختره هم از رو نمی رفت می خواست منو از راه به در کنه هی با لام شعراش رو تموم می کرد یه دفعه دیدم شعرام تموم شد یه شعر خوند�
گفتم:لب نهادم بر لبش آهسته گفتم زیر لب چشمه آب وفا یا جام شیرین است این
بعد اون دختره خوند معاونمون ار حرص سرخ شده بود یهویی تا من اومدم بخونم تا گفتم لب بلندگو رو ازم گرفت گفت از هر دو تون مچکرم زحمت کشیدید ولی وقت نداریم وقت دبیرا گرفته میشه خانما کلاااااااااااااااااااااااس
من :)))))
معاون:llllll
رقیبم :(((((

پ
پرنسس بابا ۱۱ سال پیش
پیام

نمی دونین چه حسی وقتی مجبوی به خاطر اینکه به همه توضیح ندی چه شده لبخند بزنی درست مصداق همون جمله دکتر شریعتی که میگه زخمی بر پهلویم است روزگار نمک میپاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که میرقصم اونوقت اطرافیانت میگن تو همیشه میخندی چقد شادی خوشبحالت هیچ غمی نداری و جوابشون یه لبخند مسخره است و گذروندن همه مشکلات زندگی از جلوی چشمت

پ
پرنسس بابا ۱۱ سال پیش
جوک

عید رفته بودیم مهمومی پسر عمم امده میگه من گوشیم رو جا گذاشتم یه آهنگی چیزی بذار منم میدونستم اینا بی جنبن یه چندتا آهنگ پلی کردم که مطمئن بودم چیز بد نداره یکی از این آهنگا رو دست کم چهل پنجاه بار گوش کرده بودم هیچ چیز بدی نداشت یه دفعه دیدم داره می خونه عسلم بیا بغلم اونوقت من چشمام داشت از حدقه میزد بیرون که داداشم و پسر عمم وقتی منو اونجوری دیدن اومدن گفتن باشه بابا الکی مثلا ما باور کردیم تو این کاره نیستی

پ
پرنسس بابا ۱۱ سال پیش
جوک

امروز سرکلاس همه داشتیم چرت میزدیم یه دفعه دبیرمون اومد گفت خب درسمون درباره پوشاکه الکی مثلا شما الان لباسای عیدتون رو پوشیدید.پس شاد باشید تا درس رو شروع کنی�
حالا من:خانوم الکی مثلا شمام درس دادید الان زنگ تفریحه
من :))))
معلم :ll

پ
پرنسس بابا ۱۱ سال پیش
جوک

آقا ما تو سرویسمون نشسته بودین درمورد یه فیلم کرهای که دانلود کره بودیم صحبت می کردیم بعد یکی از بچه ها گفت که اگه یه رو بچه داشتید فهمیدید بچتون یواشکی همچین فیلمی دیده چیکار می کنین؟همه ساکت بودن که بنده گفتم:دوتا تو گوشش میزدم و بهش می گفتم خاک بر سرت که یک صدم زرنگی مامانت رو نداری