دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  254491

یه روزصبح جلــوی دفتر دبیــرا ایستاده بودیم که موهام از زیر چونه ام از مقـنعه زده بود بیرون
دوستم بـــهم گفت بهار مثل بز شدی:|
ناظممـــونم شنیــد و هار هار هار خندیــد(قهــقهه میزدااا) و گفــت: عــاااااااره،راســت میگه! بلا نسبــت مثل بــــــز کــوهی شدی!
قیافه من •_•
حالا چرا کـــوهی؟! :|||
بعدشم از چاییش خورد و دوباره نگام کرد و خندیـــد و رفت تو دفتر:/
ناظم ضایع کنه ما داشتیم؟
فقط امیدوارم اون بلانسبـــت رو برای من گفته باشه نه بــزه :)))

  254395

زنگ ادبیات دوستم داشت شعر میخوند رسید به بیتی که میگفت" چو نخل باش کریم"(بخشنده باش)
بعدش اینجوری خوندش که انگار آقــا کــریــــــم مخاطبشه :

گَرَتْ ز دست بر آید،چو نخل باش؛کَــــــــــریــم !
انفجار کلاس تو این لحظه غیر قابل توصیفه:))
بعدش یکی گفت :کِریم؟ کودوم کِریــــم؟

منم گفتم: کِریــــم بروکــلـی:)

یکی دیگه ام گفت :کِریــــم کارامل!

دوباره یکی گفت: کِــــریـــم یخ زده(آیس کریــم)
معلممونم هیچی نمیگفت فقط میخندید :))

بعدش نوبت من شد بخونم، منم مثل همــیـشه از خنـــده نتونستم! رفت نفر بعـدی:)

  254366

چند روز پیش بابای یکی از بچه‌ها فوت شده بود ما هم رفته بودیم مراسم.میخواستم به مامان رفیقم بگم غم آخرتون باشه گفتم بار آخرتون باشه
اونم گفت چشم

  254362

آقا زنگ شیمی بود دبیر خبلی جدی داریم. ی کم دیر اومد
قبل اومدش داشتیم گچ بازی میکردیم

بعد که اومد میخواست درس شروع کنه دنبال گچ میگشت
من از آخر کلاس گچ دستم بود بردم سمتش نزدیک که شدم پرت کردم سمت دستش که بگیره صاف خورد وسط پیشونیش (º_º)

کلاس منفجر شد رفت روی هوا *^▁^*

دمش گرم هیچی نگفت

بعدش من هرچی گفتم میخواستم گچ زودتر بهش برسونم
باور نمیکردن
جون من شما باورکنین (~_~メ)

  254354

یادمــه پارسـال دبیر شیمی زنگ چهارم سخت مشغــول تدریس بود و رسید به یه نکـــته و گفت :این نکــته رو صبــــح بهتون گفتم.
منم با لحنی معترض گفتم :نــــه عاغاااا نگفتیــــد!!
هی تاااکید میکرد که گفته و منم هی میگفتم نخیر نگفتید...
تا اینکه دیگه عصبانی شد گفت رو چه حساب میگی من نگفتم؟
من: آخه ظهـــر گفتید نه صبـــح! همین نیــم ساعت پیش گفتید که میـشــه ظــــهر دیـــگه....^_^
و اینگونه شد که معلم بی جـنبـه طی واکنش تجــزیه ای من رو به "بــــه+ار" تجزیه نمــود تا بچــه ها بطور کامــل و عمیق درس رو بطــور عملی یاد بگیرن :)
ای خدا این معلما توان دیدن دقت و تیز بیــنی منو ندارن:((

  254340

رکورد سریع‌ترین اخراج از کلاس، مال رفیق منه..
مبصر کلاس بود، معلم عربیمون اومد سر کلاس این برگشت گفت:البرپا...!
معلم همونجا با لگد انداختش بیرون/:

  254326

بخونید باحاله و واقعی
با دوستم رفتیم بوتیک لباس فروشی مردونه که فروشندش خانم بود
دوستم یه پیراهن برداشت 150 هزارتومان داشت با خانمه چونه میزد ک تخفیف بده خانمه هم میگفت قیمت ها مقطوعه کم کم داشت راضی میشد تخفیف بده که من برگشتم گفتم همین پیراهن توی فلان جا میدن دویست پنجاه تومن
خانمه هم دیگه اصلا تخفیف نداد رفیقمم میگفت دیگه تورو همراه خودم نمیارم و بازارو خراب کردی
ولی عوضش خانمه ازم تعریف کرد چون ی ساعت با حوصله وایساده بودم اقا لباس انتخاب کنه
رفیق مثله من کمه بخدا

  254324

چند روز پیش به دوستم گفتم میخام تتو بزنم بذار نشونت بدم ببین خوشگله یا نه*_*
اصلااا ندیده گفت پری ب نظرم تو الان تتو نزن الان اژدها بزنی بعد رژیمت اندازه مارمولک میشه :|

  254315

kimi80D
دیروز بچه های آپارتمانمون جمع شده بودیم تو حیاط یه بچه دو ساله هم بود(مامانش به من سپردتش ) بعد دوستم همین جوری داشت حرف می زد یهو این گفت هوووو این بیشعور و از برق بکش *_*


من خودم شخصا تا ۸سالگی با هواپیما بای بای می کردم نگا نکنین دهه هشتادیم.

  254297

چند وقت پیش یکی از نزدیکان فوت شده بود.کسیو پیدا نکرده بودن بیاد قرآن بخونه هر چیم میگشتیم هیچی پیدا نمیشد که نمیشد.آقا من یه سی دی قرآن از دوران دبستانم پیدا کردم چون هیچی پیدا نکرده بودیم همونو گذاشتیم.داستان داشت خوب پیش تا جایی که گفت

درس سوم،سوره کوثر

  254287

kimi80D
دیروز تو مدرسه مدیرمون داشت سرمون عربده می کشید که نو جوونی مث شما باید درس بخونه نه از این فیلمای زشت و زننده نگا کنه (اخه یکی از بچه ها فلش اورده بود مدرسه که توش فیلم رحمان ۱۴۰۰بدون سانسور بود)
اونوقت رفتم کتابخونه مدرسمون دیدم پسر مدیرمون داره بادوستش میگه این فلشو بگیر توش عکس تمام دخترای فامیلامونه از کسی خوشت اومد شمارشو برات میگیرم
نکته مهم اینه که پسره۸.۹سالشه

  254256

یادمه 5 سال پیش که هنوز دانشگاه بودم،31 شهریور رفتم به پسر عموم گفتم از فردا باید بری مدرسه هاررر هارررر(:

اونم بلند داد زد: تو که 5 ساله زمستون و تابستون دانشگاهی چی گه میخوری! /:

از درون له شدم(له شدما،لِهِ له)

  254245

مامانم بم گفت خیلی دلم شیکسته بیا تو یه چیزی بگو شاید خندم بگیره  ×_×
منم گفتم مگه ما آینه تو خونه نداریم؟
گفت چرا
گفتم به ان بنگر که خندیدنی ها خواهد گفت:))))
الان سه روزه تو کوچم:/
امامزاده داوود دونفر با دوچرخه،امامزاده داوود...نبود؟

  254211

آقاا یه اتفاقی امروز برای ما افتاد ایشالا خدا نصیییب هیشکی نکنه

داستان از جایی شروع شد ک ما امروز امتحان داشتیم یکی از دوستامم تقلب میخواست منم چون خرخونم همه ازم تقلب میخوان منم همیشه موقع امتحان چند تا برگه میزارم جیبم که توش بنویسم بهشون برسونم.من جواب سوالو تو برگه نوشتمو مچالش کردم که پرتش کنم.طرفای ماهم این روزا هوا گررررررم امتحانم زنگ آخر بود و کف دستم عرق کرده بود. این دبیر ما روشو اونور کرد و منم دستمو بالا کردم و آماده پرتاب شدم ولییییییییی وااای.برگه به علت عرق کف دست بنده به دستم چسبیده بود و دبیر برگشت و دید.کلل کرک و پرام به یکباره ریخت و برگه امتحان ریاضی منم توسط دبیر پاره گردید و دوتا صفر خوشگل گرفتم.


با توجه به خاطره های قبلیم و این من خیلی بدبخت و بدشانسم

مگه نه؟

  254190

تابستون با دوستم رفته بودم بیرون یه خانم چادری از جفتمون رد شد به دوستم گفت:موهاتو بپوشون دختر گلم
منم بهش گفتم: به تو چه بیشعور!!!!!
اول مهر همون خانمه اومد سر کلاسم و گفت: سلام من خانم x هستم دبیر دینی تون ¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡¡