دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  254143

دیشب تو مهمونی بودیم عموم تو اتاق گوزید فقط منو یکی از بچه های دختر عموم بودیم(۳سالشه ) یهو بچه دختر عموم گفت قیخ دادی (منظورش همون گوز بود) فموم گفت به کسی نگیا عیبه(زشته برای دوستانی که نفمیدن منظورم چیه) بعد بچه دختر عموم گفت باشه یهو دووید بیرون بلند داد زد عمو فرهاد قیخ داااااد
من:)
بچه ی دختر عموم @_@
حضار محترم :)))))
عموم :(((

  254115

دیروز شانس در همسایه بقلیمونو زد عینهو گوسفند رفت تو
ولی گوسفند زنگ مارو زد در رفت:(

  254105

یارو بدون هیچ پیش زمینه ای بهم پیام داده

سلام،تقویم

دو ساعته دارم فکر میکنم یعنی منظورش چیه؟؟؟!

نگو مثلا داره خودشو معرفی میکنه منظورش اینه تقوی ام تقوی هستم

  254089

دقت کردین تا از بیرون پیتزا میخرین مهمون میاد با بچه؟ من همیشه وقتی فقط واسه خودم پیتزا میخریدم خاله مامانمم با نوش میومدن خونه ما بچشونم تا میدید پیتزا دستمه سریع میومد جعبه پیتزارو از دستم میکشید میبرد وسط خونه شروع میکرد به خوردن منم که وجودشو نداشتم پیزی بهش بگم چون مامانم منو از وسط جر میداد |: یروز پیتزا خریده بودم و میدونستم اونا میان، پیتزا فلفلی گرفته بودم با فلفل اضافه خودمم با فلفل های رو میز پیتزارو رسما قرمز کردم بردم خونه بچه هه هم اومده بود جعبه پیتزارم گرفت رفت وسط خونه نشست تند تند هم میخورد که چیزی به ما نرسه، بعد ده ثانیه پیتزارو تموم کرد منم با یه لبخند ژکوند وایساده بودم نگا ش میکردم بعد یه جوری جیغ زد که پنجرمون ترک خورد تو اب بازم فلفل و سس تند ریختم دادم بهش کفتم شربت البالوعه همشو یه جا سر کشید بعدم که کل صورتش قرمز (قررررررررممممممزززز!) شده بود همونجا قش کرد، منم از خنده نمیتونستم از جام بلند شم (: ( بچه فامیل رو باید اینجوری ادب کرد)

  254065

امروز تو دانشگاه دختره گ و ز ی د هول شد گفت ساعت چنده :(
یه پسره از ته کلاس گفت شما مگه برا ساعت چند کوک کرده بودی:))))
یه لحظه حس کردم تو کلاس انفجار هیرو شیما دوباره شکل گرفت:)))

  254043

چطوری دلتون میاد برید کافه اون همه پول چایی و قهوه بدین ؟!
من یه بار یه چایی گرفتم از دانشگاه ۵۰۰ تومن گرفت ازم ، از فرداش با خودم فلاسک بردم :)))

  254009

اقااااااااااااا یه برزرگواری توی یکی تر جوک هاش نوشته بود که همهدی معلم ها وقتی میخوان چیزی روی تخته بکشند میگن: حالا من نقاشی ام زیاد خوب نیست.
ولی من امروز سر کلاس هنر دیدم که معلم هنرمون!!!! که گفته بعد از خوشنویسی نقاشی کار کنیم خواست گنجشک بکشه که ناگهان گفت:
حالا من نقاشیم زیاد خوب نیست!!!
من::-o

  253989

بوی ماه مهر

مدرسه که میرفتم یه بار تو کلاسمون بوی نارنگی پیچید معلممون دعوامون کرد گفت واقن کارتون زشته، خیلی بی احترامیه، ۵ دقیقه بعد بوی خیار پیچید.

  253887

رفته بودیم دلفیناریوم برج میلاد, خلاصه دلفینه ی قلمو گذاشتن تو دهنش با چند تا رنگ یکم خط خطی کرد دوباره برگشت تو اب
تابلو نقاشیه رو که از نظر ما خط خطی بود گذاشتن مزایده
بین دو تا پسر کل افتاده بود هی پنجاه هزار تومن پنجاه هزار تومن قیمتو میبردن بالا.
تنها چیزی که به ذهنم میرسید این بود که اون پسر متاهله از زنش خسته شده بود دنبال دوس دختر میگشت
اون یکی پسر مجرده اخرش میرفت یه دور بین مردم میزد از زنا شماره جمع میکرد????????‍♀️
منحرف هم خودتی????

  253874

آغا یه بار کسی خونه نبود و من رفتم حموم حوله هم با خودم نبرده بودم بعد که کارم تموم شد همینجور لخت اومدم بیرون دیدم که واییی خواهرم که تو آشپزخونس سریع رفتم تو اولین اتاقی که دیدم درو بستم و از تو سوراخ قفل در بیرونو نگاه کردم دیدم خواهرم داره میدوه میاد و یه چیزی میگه من اهمیت ندادم و رفتم که یه چیزی دور خودم کنم که دیدم اومدم تو خواهرم و قسمت بدش اینجاس که دوستاش تو اتاق بودن


پ.ن:خدا نصیب گرگ بیابون نکنه چنین شانسیو

  253821

ترم قبل یه دختره تو کلاسمون بود اینقد خودشو میگرفت آدم فکر میکرد طرف از نوادگان قاجار هست...جواب سلام هم نمیداد !
همین دختر سر جلسه امتحان سیستم عامل افتاده بود جلوی من هرچی میگفت:تورو خدا سوال 4 رو برسون سوال 7 چند میشه
من میگفتم: نوموخوام من قهرم :)

  253812

تو این وضعیت اقتصادی
تنها چیزی ک فکرش حال آدمو خوب میکنه اینه که "سعیدمون اسپانیایی بلده"

  253733

رفتم توالت یکی داد زد:
آب داره قطع میشه؛بدو
هول شدم اول خودمو شستم بعد ریدم

  253716

سلام یه بار که قرار بود داداش و زنداداشم از بیمارستان بیان (بله بچه به دنیا اورده بودن) پدر بنده تو صندوق عقب ماشین یه گوسفند گذاشته بود و من نمیدونستم وقتی خونه بودیم بابا بهم گف برو از تو ماشین گوشیمو بیار اقا ما رفتیم گوشیو بیاریم که یهو این گوسفنده بالا پایین پرید من که نمیدونستم فک کردم جن پریده رو سقف ماشین و داره بالا پایین میپره ینی جوری پریدم خونه که اهل بیت بعد از فهمیدن ماجرا مجبور شدن فرش جدید واسه خونه بخرن نکته جالبش اینه که من ۱۵ سالم بود

  253666

خونه سازی بره تو کف پام اگه دوروغ بگم .
اقا ما کلاس ششم یه ناظم داشتیم .
تپل و اخمو . یه کلیپسم داشت اندازه کره ی زمین .
منو دوستام همیشه زنگ تفریح والیبال بازی میکردیم . توپمون هم از اون سفت هاش بود .
بعد یبار که داشتیم بازی میکردیم توپمون خورد تو کله ی یه شاگردی . اونم رفت پیش ناظمه و شکایت کرد .
خلاصه این ناظمه اومد و گفت :شما توپ زدید به کله ی فلانی ؟ چرا ؟ خوبه بگم دیگه حق ندارید توپ بیارید ؟
ماهم الکی گفتیم : خانوم ما انقدر والیبالمون خوبه که یکبار هم خطا نمیره توپمون . چه برسه به اینکه بخوره تو کله ی یکی .
ناظممون یکم تهدیدمون کرد و رفت .
اقا ...... اقااااااا..... چشتون روز بد نبینه .
یه ساعد زدم به توپ . توپ رفت پیش زحل و برگشت .
حالا همه عین سیب زمینی تو حیاط میدوئیدیم که نذاریم گل شه و ... .
این همه جا ... توپ قشنگ صاف رفت محکم خورد تو کله ی ناظممون . ناحیه ی کلیپسش .
بد وقتی توپ باهاش برخورد کرد ، یه صدای تق اومد و بعد از زیر چادرش یه کلیپس قرمز میکی موس افتاد پایین اندازه ۱۰ تا گلابی .
هیچی دیگه مدرسه مثل نارنجک منفجر شد از خنده .
من :D
ناظم :(((((
حضار :]
توپ =/
کلیپس :|
من بعد از تنبیه •_•