دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  255357

این خاطره یه بنده خداییه که میذارم:

با،بابام رفتیم پالتو بخریم دونه دونه رنگا وطرح هایی که بود رو پوشیدم و اومدم جلوش هرکدومو یه چیزی میگفت
مشکی:مگه بابات مرده!!!
سفید:مگه عروسی؟
نارنجی:رفتگرشهرداری………!!!!!
صورتی:خرس گنده خجالت نمیکشی مگه بچه ای……!!!؟
قرمز:شنل قرمزی،شمر!!؟؟؟؟؟
‌خاکستری:مگه فیلی؟؟!!!؟؟
راه راه مشکی سفید:شبیه گورخرمیشی!!!!
سفید لکه های دایره ای مشکی:مگه گاوی!!؟؟
سفید آستین های مشکی:فتوکپی پنگوئن شدی……!!
دور گردنش خز داشت:چقدر شبیه شترمرغ بودی من نمیدونستم؟؟!!؟؟
ساده ی کوتاه:همینم مونده دخترم کوتاه بپوشه………
ساده ی بلند:شبیه جادوگر شهر اُز شدى……!!
اومدیم خونه میگه سلیقه ام نداری اینهمه پالتو هیچکدوم رونخریدی……!!!!!!

  255349

استادمون گفت خانم ⬜ ⬜(الآن فهمیدید فامیلیم دو قسمتیه یا نه؟؟) گوشیمو از روی میز بده بزنم به شارژ
منم گوشیشو که آیفونم بود پرت کردم سمتش گفتم اگه مال تو باشه میاد سمت خودت ولی خب متاسفانه گوشی مال درِ کلاس بود همونجا هم خورد شد :)
استاد بی جنبه افتاده بود دنبالم میخواست با کابلش دارم بزنه بچه ها نزاشتن
ای کاش قبل از استخدام از اینا تست اعصاب و روان میگرفتن ((:

  255337

گوشیم جا مونده بود خونه خالم اینا رفتم بگیرم



یهو دیدم زده 20 تا پیام خوانده نشده
تعجب کردم کسی که به من اس نمیدی



باز کردم دیدیم دخترد خالم نوشته : ممد گوشیت خونه ما جام مونده بیا ببر


اسکله ولی دوسش دارم

  255305

دو سال پیش ک عموم فوت شده بودن شب قبل از مراسم تشیع جنازه خونه عموم بودیم،همشم مهمون میومد و میرفت. همه ام خیلی ناراحت و مشغول تلاوت قرآن .آقا یکی از فامیلا اومد ثواب کنه برگشت گفت الفاته محمد صلوات (الفاتحه مع الصلوات)من فقط ی لحضه از شدت خنده شروع کردم ب سرفه کردن.بعدش ی نگاه کردم ب بقیه ببینم اونام متوجه شدن یا نه که دیدم همه در حالت عادی ب سر میبرن.ب خودم گفتم خاک تو سرت همه از شدت ناراحتی اصلا متوجه نشدن اونوقت تو خندت گرفته.ینی تا آخر شب من هی یادش میوفتادم خندم میگرفت.خیلی وضعیت بدی بود.
چن ماه بعد ک ی جا دور هم جمع شده بودیم دخترعموم اعتراف کرد ک اونم شنیده ولی نگاه کرده دیده کسی حواسش نیس.
اونجا بود فهمیدم بقیه ام فهمیدن ولی کسی چیزی بروز نداده.

  255299

سلام. دوستان. خانمم یه عادت خیلی بدی داشت، جوش های روی صورتم رو میترکوند. (زیاد که گرمی می خورم جوش می زنم) انگاری هر دونه جوشی که روی صورت من در می اومد باعث به تکاپو افتادن کرمی درون خانمم می شد که گیر بده و اونو بترکونه. (می دونم عجیبه، دختره ولی چندشه!) آقا، یه شب گیر سه پیچ داد به یه جوش کنار دماغم. (از اون درشت آبداراش!!! می دونم، کثافتم) بعد از عمل موفقیت آمیز رفت دستشویی تا دستاش رو بشوره، من هم نقشه شومی به ذهنم رسید، سریع رفتم آشپزخونه، مقداری سس قرمز، آب، عسل و رب رو با هم مخلوط کرده روی سوراخ دماغا و گوشه لبم مالیدم. بعد رفتم دراز شدم وسط پذیرایی. خانمم اومد بیرون از دستشویی، حالا هی تیکه مینداخت: بلند شو سوسول، بچه ننه! نازک نارنجی! یه جوش ترکوندما، غش کرده پسره لوس ننر!!! اومد نزدیکتر یه دفعه حالتش عوض شد! با داد و فریاد: چچچچچییییی شده؟ بد بخت شدم!!! ببین با شوهرم چی کار کردم!!! بلند شو بریم بیمارستان!!!! زودباش تا بیوه نشدم!!!! هر کاری کردم آروم بشه نشد که نشد. (نمی تونستم راستش رو بگم چون مطمئن بودم پرتم می کرد از خونه بیرون!) حتی تهدید کرد اگه آماده نشم که بریم اینقدر سروصدا می کنه تا تمام همسایه ها بریزن خونموم. چاره ای نبود 20 هزار تومن پیاده شدیم تا رفتیم بیمارستان، حالا اونجا هی دکتر اورژانس می گفت این طوریش نیس، خانمم مثل ابر بهاری گریه می کرد و می گفت نه، باید از مغزش 0_O عکس بگیرین!! یکی از فامیلامون اینطوری شد شب خوابید صبح دیگه بیدار نشد. خلاصه با یه دردسری آرومش کردم 20 تومن دیگه دادیم برگشتیم خونه، بعد تا صبح بالاسرم نشسته که حتما صبح بیدارم کنه یه وقت نرم به دیار باقی!!! درسته 40 تومن پیاده شدم ولی عادتش رو ترک دادم :)))))))

  255288

یه بار اومدم با برنامه اینترنتی ماشین بگیرم
ماشینو زد برلیانس اصن شرمنده شدم زدم لغوش کردم
دوباره درخواست دادم بعد ده دیقه دوباره همون برلیانس اوکی داد :( دیدم ماشین نیس اینم اصرار میکنه قبول کردم بعد یارو اومد بیست تومن تخفیف داشتم زدم گفتم اقا انلاین میشه پرداخت کنم؟؟؟ گف اگه ایراد نداره نقد بدین :)))) گفتم آخه:(( باشه..:(( دوتومنی از جیبم در اوردم گفتم شرمنده به خدا :(( بعد از ماشین پیاده شدم دره ماشین گیر کرد به جدول :)) همونجا نشستم گریه کردم یارو گف داداش اشکال نداره پاشو برو فقط پنج ستاره یادت نره هیچی دیگه بعد این سخن کمرم رگ به رگ شد:))))
همونجا یاد داعش افتادم که انتحاری میبندن برن بهشت :)))))

  255277

سلام بر و بچ. چند سال پیش یکی از فامیلامون فوت می کنه چون مراسم تشییع و خاکسپاری قم بوده با عمه ها و عموها و مادربزرگ رفتیم اونجا. یه شوهر عمه دارم جراح قلب و عروقه، همیشه هم توی مهمونی ها دیر می آد با این دلیل که عمل جراحی داشته. آقا، مراسم تشییع تموم شد شوهر عمه و خانوادش نیومده بودن، مراسم خاکسپاری تموم شد، نیومده بودن، ناهار توی رستوران خوردیم، نیومده بودن، دیگه بعدازظهر رفتیم خونه یکی از عموهام (توی قم سکونت دارن و روحانی هستن) همه نگران که چرا اینا نمی رسن، حالا از صبح به گوشی ها شون زنگ زده بودیم هی گفته بودن دم خونه ایم، دم عوارضی ایم، توی کیلومتر فلانیم. بالاخره موقع شام شده اینا رسیدن. حالا چی شده بود؛ توی جاده یکی از نزدیکی های ماشین شوهر عمه رد میشه، ایشون هول می کنن کنترل ماشین رو از دست می دن، ماشین شروع به چرخش به دور محور خود کرده، سپس برعکس عقبکی چند متر میره و در نهایت گاردریل جاده رو از جا کنده در باند مخالف جاده متوقف میشه. (شانس آوردن چپ نکردن، یا از اون طرف کسی بهشون نزده!!!!!) همه ترسیده بودن، حالشون بد، جلوی ماشین هم فرورفتگی وحشتناک پیدا کرده، این وسط این شوهر عمه بر می گرده میگه برای گاردریل باید زنگ بزنم اداره راه و ترابری خبر بدم؟! خسارتش رو چطوری باید پرداخت کنم؟ اصلا خسارتش چقدر میشه؟ چجوری حساب می کنن؟ آخه برادر من خانواده و ماشین خودت رو ول کردی چسبیدی به گاردریل!!!!! O_o حس گاردریل دوستانه ات گل کرده؟!

  255247

سلام :) آقا من کلا با آژانس مشکل دارم -_-
یبار کلاس کنکور بودم..زنگ زدم ماشین اومد دنبالم قبلش مقصدمو مشخص کرده بودم..خونمون خیابون آموزگاره و این خیابون ب دو خیابون دانش آموز و دانشجو منتهی میشه
آقا سوار ماشین شدم ی پسر جوون راننده بود..منم خودمو جمع و جور کردم ک مودب بشینم..یهو آقاهه پرسید : خانوم دانش آموزید یا دانشجو؟..
با خودم گفتم چ پررو و گستاخ..ب اون چ ربطی داره من چی هستم -_- اخمامو کردم تو هم و جواب دادم هیچکدوم پشت کنکوریم :/
آقا تا اینو گفتم مرده زد زیر خنده...محکم با کف دستش کوبید ب پیشونیش گف خاااانوم منظورم خیابونه محل زندگیتونه :)
من ک جلو خندمو گرفتم ولی آقاهه تا خود خونه خندید آخرشم بابت شاد شدنش ازم تشکر کرد D:

  255239

******** abas—m223*********
یــه بــارم ‏مـا یــه تــولــد رفـتــیــم کــیــکــو بــرداشــتــم بــزنــم تـــو صــورتـــش، هـــــمـــــه ریـــخـــتـــن ســــرم واااااااای نـــکـــن نــــه تــــو رو خــــدا گـــفـــتـــم بــــابـــا چـــــتــــونـــه مــــن هـــمــیــشـــه ایــنــکـــارو مــیــکـــنـــم حـــال مــیــده گــفــتــن اره ولــی ایــن تــازه بـدنــیــا اومــده!!!

  255228

شب عروسیمون داشتیم از تالار بر می گشتیم خونه پدرخانمم برای خداحافظی. (رسمشون بود) توی اتوبان بابایی (اون موقع هنوز سرعت مجازش 100 بود) من با صد و ده تا میرفتم کسی بهمون نرسه، (آخه خانمم گفته بود چندتا از فامیلاشون خفت کن هستن جلوی ماشین رو میگیرن و باج می خوان!)، آهنگ هم شادِ شاد پخش می شد، یه دفعه از باند سوم دختر عمه تازه عقد کرده خانمم با نامزدش با یه ماشین پراید گاز دادن رفتن جلوی ما! شاید 50 متر جلوتر اومدن توی باند سرعت و این شوهر دختر عمه بی هوا جفت پا رفت تو ترمز، فقط یه لحظه چراغای قرمز عقبش رو دیدم. آقا، چنان ترمز زدم که کم مونده بود پدال ترمز کف ماشین رو سوراخ کنه بچسبه به آسفالت. حالا ای بی اس هم کار می کرد، صدای تر تر اون، خانمم هم از زیر تور جییییییییییغ بنفش که یا خدا، به جوونیم رحم کن!!!! یا چهارده معصوم، نمی خوام این لباس سفید کفنم بشه!!! یا 124 هزار پیغمبر، هنوز بچه نیاوردم، دامادش نکردم (پسر دوست داره!) نوه مو پارک نبردم!!! :0 نتیجه مو تو خواب ماچ نکردم!!!! 0_0 ندیدمو نننننندددددیییییددددممممم!!!
حالا ماشین 5 سانتی سپر عقب اونا واستاد. فک کنم کل عرش الهی دلشون به حال خانمم سوخت. ماشین های پشت سری که دیگه نگم.

  255209

پارسال با نامزدم رفتیم برای خرید خونه. غروب شد رفتیم مسجد نماز. ماشین رو که پارک می کردم پشتم هیچ ماشینی نبود. بعد از نماز خواستم تریپ جنتلمنی دربیارم، زودتر رفتم ماشین رو بیارم جلوی مسجد، نامزدم رو سوار کنم.آقا، بدون چک کردن آینه رفتم دنده عقب، شششتتتتتررررققققق !!!!! زدم به ماشن پشتی! عه، این کی اومد اینجا :0 (البته طوری نشد، ولی دزدگیر داشت ناجور) دور و برم رو یه نیگا کردم و دِ فرار! جلوی مسجد، در شاگرد رو باز کردم، نامزدم رو (که اومده بود بیرون) صدا می زنم که زودباش بیا، سریعتر، عجله کن! بنده خدا هول شد، پله های رو که دوتا سه تا اومد پایین، روی پل جلوی در مسجد هم پاش روی چادرش لیز خورد با کله اومد توی ماشین!!! حالا من خندم گرفته بود، در ماشین باز، نصف نامزدم بیرون ماشین، گاز دادم و رفتیم!!!!! فقط جیغ و نفرین و فحش و ناسزا بود که از دهان نامزدم تراوش می کرد! قیافه عابرین پیاده رو تصور کنین!!!

  255206

توی یه منطقه ی محروم معلم بودم
یه بار به بچه ها گفتم کی میتونه یه جمله ی طنز بگه که ایستادن داخلش باشه

یکی از بچه عین فنر پرید بالا گفت:آقا ما، آقا ما
گفتم خب تو بگو

گفت: ایستاد، گوزید

  255199

چند روز پیش دم ظهر رفتم حافظیه که خلوت باشه،یه سلام نثار حضرت حافظ کردم و شروع کردم بیت مورد علاقمو بخونم :ای نسیم سحر آرامگه ....یهو دیدم یه دستی از قبر اومد بیرون گلومو گرفت گفت ای نسیم سحرو زهر ماااارررر بالاخره گیرت آوردم
پدرمودر آوردی اینقدرمنو تو خونه بازو بسته نکن درس و دانشگاه تویِ عنتر به من هیچ ربطی نداره حدااقل بزار ظهرا بخوابم
بارها گفته ام و بار دگر می گویم /که منِ خواب زده از دست تو خون می گریم!
هیچی دیگه بعدش پاشم از قبر بیرون اومد با لگد به سمت خیابون راهنماییم کرد :/
ولی میگم حافظ قبلنا خوش اخلاق تر بودااا .البته فکر کنم چون روزی ٢٠ بار به دیوانش سر میزنم یکم ناراحت شده البته من فقط میخوام حالشو بپرسم هدف دیگه ای ندارم^_^

  255197

زنگ درو زدن ایفونو برداشتم دیدم دوست داداشمه*-*

صدامو خیلی پر عشوه کردم که مثلا بعد از داداشم بپرسه این دختر خوش صداعه خوشگله خوش استایله جیگوله ناناسه(حالا انگار منو میبینه:/)کیع؟
قشنگ ایفونو گرفتم جلو دهنم خیلی شیک گفتم:الوووو)با عشوه تصور کنینo_O(
بعد طرف هنگ کرد گف هانننن؟؟؟ بعد زد زیر خنده:/
بعد اومدم درستش کنم گفتم :نه ینی کلووو ؟ :|
بعد دیگع درستش کردم گفتم:کیه؟ اه اصن بنال ببینم با کی کار داری*-*
هیچی دیگع بزور خندشو قطع کرد جوابمو داد
شبش داداشم اومد پیشم گف دوستم ازم پرسیده این دختره خنگه اوسکوله مشنگ گیجه با تربیت کیه؟

  255196

یبار مست بودم نصف شب رفتم خونه مامانم رام نداد، منم برگشتم دم در گشت گرفت برد کلانتری.!!
صب که بیدار شدم فهمیدم اون خانم دیشبیه همسایه بالاییمون بوده، گشتی هم که گرفت بابام بود منم تو اتاقم خوابم.
شماره ساقی رو گم کردم متاسفانه^_^