دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  212411

امروز داشتیم با سرویس از مدرسه برمیگشتیم،طبق معمول از جلوی تیزهوشان پسرونه رد میشدیم..یهو یکی از بچه ها داد زد:اونجارو!!.
کل سرویس چشم شدن خیره شدن به یکی از نابترین لحظه خلقت:یکی از آقایون تیزهوش گرامی دوچرخشو دوست گرفته بودو میدوید،یکی از دوستاشم دنبالش میکردو داد میزد!(شاید اینجوری گفتنش خیلی خنده دار نباشه اما دیدنش خیلی باحال بود!!)
یهو یکی از مدعیان دافیت سرویسمون گفت:وااا..این الاغ چرا سوار دوچرخش نمیشه تا فرار کنه؟!
بعدم سرشو از پنجره بیرون کردو داد زد:بدو بدو بهش برسی..
.
.
که یهو راننده سرویس
محکم زد رو ترمز..
نگاهش کردیم دیدیم قرمز شده..
یهو گفت..
اون الاغه پسره منه..
.
.
.
ما::):):):)
دخی دافیه::o:o:o:o
رانده سرویسمون::(:(:(:(
پسره:0_0

  212400

یه سری سر سفره بودیم اون‌موقع با آقامون نامزد بودیم،آقامون غرق تو فکر بود سکوته کامل جو سنگین یهو آقامون بلند پرسید:نه؟؟؟؟؟ ماها هممون اینجوری 0_0 که چشه؟ بعد یهو گفت :ااااااااا فکر کردم به شما گفتم.نگو دو ساعت تو ذهنش داشته با ما حرف میزده.
من ک دگ داشتم از خنده هلیکوپتری میزدم، مامانم از خنده هول شد نمکدونو گاز زد

  212387

دیروز به دوستم گفتم:
ساعت چنده؟
خواست بگه یه دختر از پشت سرم گفت: 10:30، بعد چند ثانیه گف: اما می خوام درسمو ادامه بدم!!؟!؟

من 0_o
دوستم 0_o
ساعت har har har)(خنده)
اون دختره^_^

خوب شد ازش خاستگاری نکردم ها!

  212344

وای امروز ریاضی داشتیم جاتون خالی حسابی شلوغ کردیم بعد معلممون گفت پاشو بیا پای تخته ی سوالی رو حل کن منم رفتم یکی از بچه هامون برگشت گفت آفرین دختر گلم منم با صدای بلند گفتم:ممنون مامان!!!!!!کلاس رف رو هوا معلمم با خنده گف فک نکن درست خوبه هیچی نمیگم تکرارشه بیرونت میکنما!!!!!!!!(برداشت از قیافه ها آزاد)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این همه راه اومدی پایین ک چی بشه؟!
ها؟ها؟ها؟من ک گفتم برداشت از قیافه ها آزاد!!!!!
.
.
.
.
.
.
بابا دنبال چی میگردی برو دیگه
.
.
.
.
.
خوب بابا اینم قیافه ها:
من:)))))))))))))
بچه ها:))))))))))))))))
معلم:ببخشید نمیتونم بگم چجوری بود هم میخندید هم عصبانی بود هم.....
دوستم:]]]

  212342

«الا بذکر الـلّه تطمئن القلوب»→(علامت اختصاصی خاهر هدی)
چند وقت پیش منو مامانم تصمیم گرفتیم بریم مغازه ای که بابام همیشه خرید میکنه(یه مغازه ی خیلی خیلی کوچیکه)خریدکنیم!
خلاصه یه لیست بلند بالا نوشتیم و رفتیم..اول که نیم ساعت دنبال جای پارک بودیم!بعد که جای پارکو یافتیم(جلو ایستگاه اتوبوس!!)رفتیم سمت مغازه!نیم ساعتم اونجا معتل(ماتل،معطل،..نمیدونم؟!؟)شدیم تا نوبتمون بشه...بعد که نوبتمون شد همه چیزا رو خریدیم و فاکتور گرفتیم و مامانم گفت ممنون..آقاهه هم آروم یه چیزی گفت ماهم نفهمیدیم و رفتیم!
مامان:زهرا به نظرت چی میگفت؟!
+حتما گفت خواهش میکنم!
-نه..جملش بلندتر این بود..
+حتما گفت خواهش میکنم قابلی نداره!
-آره حتما..زهرا این آقاهه هی میگه زرشک زرشک..
+نچ نچ..ملت چه بی عدب شدن..
-آره والا بد زمونه ایه..
خلاصه رفتیم خونه..بعد دو روز متوجه شدیم زرشکامونو مغازشون جا گذاشتیم!!فروشندهه هم داشته میگفته صبرکنید بیارمش ما نفهمیدیم..بعدم دنبالمون دویده گفته زرشک بلکی برگردیم!
من::))))):))):))
مامانم:دی دی دی
پت::)))))
مت:دی دی دی

  212340

ایـنـی میـنی چـینی پیـنی خـری گـاوی عنـی سـگی اینی میـینی

شلـی پـلـی گـاوی گـوهی عـنی!


مسـخره کـردن رفیـقم وقـتی داشتم آهنـگ رپـــ eminem گوش

میدآدم!

نبـوغ و استـعداد در حـد پشـمک حآج عبدالله ^ـ^

  212318

امروز آمار(دوم ریاضی ام هااا) داشتیم ک معلممون واقعا شوخه!!

بچه ها سر کلاسش داشتن مزه میریختن،

یهو گفت چطوره بچه ها جلسه بعد یه دستگاه تولید وبسته بندی بیاریم؟؟

ما دو زاریمون جا نیفتاده بودیم ب هم نگاه کردیم دیدیم کسی منظورشو

نفهمیده،گفتم یعنی چی اقا؟؟میگه اخه کلاستون خیلی بانمکه

میتونیم باهاتون نمک ایران رو تامین کنیم!!!

حالا مارو میگی زمینو گاز میزدیم از خنده!!!!

بابا یه لایک میخای بزنی دیگه ها.بکوب اون لامصصبو!!!


a?m

  212310

عاقا من با taranom ^-^ دوست خیلی صمیمی هستیم یه بار بهم زنگ زد گفت بیا بریم کافی شاپ گفتم باشه حالا ما هم گواهی نامه نداشتیم منم گفتم اشکالی نداره با اتوبوس میریم توی ایستگاه اتوبوس ترنم گفت من اول سوار میشم منم گفتم بفرمایید اون رفت تو اتوبوس بعد من رفتم عاقا یه دفعه دیدم کف اتوبوس دراز کشیده حالا نگو تو اتوبوس پاش لیز خورده بود و افتاده بود مسافرا به جای اینکه دست اون را بگیرن دست منو گرفتند اخه از خنده غش کرده بودم ترنم تا یک هفته باهام قهر بود میگفت چرا اون روز برام خندیدی؟

  212297

یادش بخیر .... نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو که زبون میزدی خوشرنگ تر میشد!!

  212292

یکی از فامیلامون با زنش دعواش شد زنش دانشجوه برگشته میگه: اذیت نکن وگرنه میام
دانشگاهت احوال درست رو از استاد میپرسپم :|
لایک: بابا پیش دبستانی

  212290

آقا ما یه روز تو خوابگاه می خواستیم آتیش درست کنیم،
با یه چند تا از دوستام و هم رشته ایا وایساده بودیم دور هم،داشتیم در مورد این که از چی استفاده کنیم حرف می زدیم
راستش بنزین و اینا که در دسترس ما نبود_خوابگاه دختران_
من گفتم:”راستی بچه ها،کسی استون نداره؟”
یهو یکی از دخترا گفت:”اگه بخوای من از این پدای لاک پاک کن دارما!!!!”

همه o_O

خودش ^_^

و من >_< ...

و من -_- ...

و دست آخر_با وساطت بچه ها_ بازم من ~_~..

حالا بماند که رفتیم از خرازی خوابگاه خریدیمو روشنش کردیمو کلیم دورش رقص سرخ پوستی کردیم....

  212261

یه روز مربی ورزش به من گفت میخواهیم تیم فوتبال درست کنیم برای مسابقات بعد گفتم باشه بعد از چند روز مسابقات شروع شد ما یه یار اضافی داشتیم من خندم از اینه که اون یار اضافه اصلا بازی نکرد ولی جایزه گرفت حالا چطور به ما که سخت تلاش کردیم همون جایزه رو دادن کاش یه روز خدا نصیب همه کنه تا ببینن چه حالی داره

  212237

دوستم صندوقدار پیتزا فروشیه،حالا مکالمش بایکی از مشتری ها!
مشتری:خانوم ببخشید اگه میشه بگید پیتزای منو برشته کنن.
دوستم با اعتماد ب نفس و کلی کلاس گذاشتن برای مشتری، داد میزنه عباس آقا اگه میشه پیتزای این آقارو فرشته کنید!!!(عباس آقا پسرجوانی که کارگر پیتزا فروشی بود و آدمی خنثی بود و حتی لبخند هم نمیزد پس از شنیدن این جمله هلیکوپتری میزد، حالا بگذریم از مشتریه که زمینو گاز زده بودو دوستم که خودش ازخنده تشنج کرد)

  212232

یکی از بچه ها تعریف می کرد: با بابام دعوام شده اعصبانی شدم گفتم ر..ی...د...م تو این ازدواج
ناموفقت که نتیجه اش شده من؟! خخخخخخخ
لایک: خاک تو سرت
لایک:ایول داداش خوب خودتو شناختی

  212196

خونه ما گاهی وقت ها آب قطع میشه یا میزان تب کم هست ما هم یه پمپ گذاشتیم وقتی حمام میریم پمپ رو روشن میکنیم یه بار من رفته بودم حمام به پدر گرامی گفتم لطفا پمپ رو روشن کن منه بد بخت هم رفتم زیر دوش یه مقدار خیس شدم دیدم خبری نشد بعد از پنج دقیقه بازم خبری نشد دیگه واقعا سرد شده بود که یهو پمپ روشن شد و من که حواسم نبود تمام آب سرد رو باز کرده بودم دیگه الان دارم از تو بیمارستان قلب و عروق قسمت یخ زدگی و انجماد که بستری هستم پست میزارم ..در ضمن بابام کنتور گاز رو دستکاری کرده کلا بخاری روشن نمیشه اینم گفتم که در جریان اقدامات پیش گیرانه پدر در جهت حفظ قیمت گاز در تمامی فصول باشید.....