آغا ما یه دختر عمو داریم(نازیلا)عین دو قلو های به هم چسبیده میمونیم یه بار 11/12ساله بودیم میخواستم برم مغازه خوراکی بگیرم این نازیلا گیر من بیام!چادر انداختم سرم نازیلا هم پشته من زیر چادر وایساد رفتیم فروشنده نگاه به من کرد لبخند زد نگاه به پام کرد با دوتا دمپایی!!!
:-)ما
فروشنده 0_0
خاطرات خنده دار
اصلا شما بگو معلمایی که پاشن برن آموزش پرورش از شاگرداشون شکایت کنن که آقا اینا اصلا سر کلاسای ما نمیان و ما رو اذیت میکنن و ....
وااااقعا چی باید بهشون گفت؟..
شرم نکردن ، ما سر کلاسای بقیه هم نمیرفتیم ، چرا اونا چیزی نگفتن ؟///
شرمنده یادم اومد یکم کنترلم رو از دست دادم....
ولی واقعا خدایی ، سه تا از معلمای دبیرستانمون وقتی مدرسه میرفتیم رفته بودن ازمون شکایت ،..
خودم اینقدر نرفته بودم سر کلاس ریاضی که بعددو ماه که رفتم ، بنده خدا معلم گفت به افتخار مهمون ویژمون دس بزنید ...خخخخ
یه روز داشتم با داداشم فیلم ترسناک میدیدم، اونم وسط ساعت 2 بامداد! همینجوری که داشتیم پشمای ریخته شدمونو جمع می کردیم، داداشم گفت: صدایی اومد، نمیری نگا کنی؟ منم با ترس و لرز و شلوار خیس شده رفتم پایین، هیچی نبود. فقط درو یادم رفته بود ببندم. تا درو بستم، دو تا صدای جیغ از همسایه بغلی اومد، دو تا صدای غش کردن تو اون یکی خونه. رفتم گفتم:نترسین، من بودم که درو بستم. هیچی دیگه الان دارن زنده زنده دفنم می کنن....
مامانم معلم پایه دوم ابتدایی(خخخ باز مردود شده امسال همون دوم مونده دوس نمیخونه)
تعریف میکنه یه شاگرد خیلی شیطون داره
مامانم:پسرم چه جامدادی خوشگلی داری
شاگردش:بابابزرگم خریده
مامانم:بابابزرگت با شما زندگی میکنه؟!
شاگردش:نه با عزیزم زندگی میکنه,چون یه نسبت فامیلی دور با ما داره هر چند وقت یه بار میاد خونمون
مامانمo_O
ما@_@
بابابزرگشo_O
نسبت های فامیلی@_@
خودش:-D
امروز رفتم بیاد دوران کودکی آهنگ کارتون آنه شرلی را دانلود کردم
البته موزیک انگلیسیش
معنی ترجیع بند شعر این بود
من دیگه هرگز نمیخوام برقصم
اونجوری که باتو رقصیدمo_O
اونوقت بچه که بودیم روی این آهنگ بجای شعرش
صدای آقای نصرالله مدقالچی بود
که میگفت:آنه تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟!
بعد من عینهو خرها ،هاهای با این دکلمه زار میزدم.مثل ابر بهار گریه میکردم
که آنه چقدر غریبه!! مخصوصا وقتی که متیو مرده بود:-|
واقعاً که>__< !!!!!
آغا رفتیم خونه فامیلمون
گودزیلاشون به مامانشون گفت مامان کاهش شوهر فاطمه(خواهر گودزیلا) پولدار باشه مامانش گفت بگو آدم باشه
گودزیلا گفت: آره یه آدم پولدار
میگن گودزیلا من باورم نمی شد عامو
یادمه چند سال پیش رفتم عروسی اقوام یه طفلی دیدم داشت گریه میکرد منم با کمال تاصف رفتم میکروفن گرفتم از خواننده گفتم اون بچه بی صاحب مال کی داره گریه میکنه اون موقعه بود یادم افتاد که برادرمه متاصفانه در افق قفل بود بابا نکنین این کارو من افق لازمم :(
پریشب از حموم برگشتم ...هوام سررررررد...حالا کی حوصله سشوار داش؟؟؟؟؟!!
طی ی حرکت خلاقانه کلمو گرفتم بالای بخاری موهام خشک شه@.0....
.
.
.
موهام کز خورده!الان دو روزه بو کله پاچه میدم^.^
با دوست پسرم سر یه چیز مسخره دعوامون شد البته اون الکی شلوغ کرد قهر کرد...
برای بار ۳۳ سوم :| قرار شد که دیگه همدیگه رو نبینیم و بای دادیم :|
دو روز بعدش تو تلگرام :| پی ام داده:
تو عروس کسی اگر بشوی
نگذارم دست رو دست...!!
من محمد علیِ قاجارم
مجلس رو به توپ خواهم بست!!
از عکس شناسنامم هم عکس گرفته رو پروفایلش گذاشته زیرش نوشته:
آشتی نکنی بر نمیدارم آشناها ببینن آبروت بره با اون ابروها و سیبیلات :|
دیوونه با دیدن این عکس میخوامت :|||
خودش میگه همه ی بحثمون بخاطر عصبانیتش بود
اما من نمیدونم چرا هر سال یه روز قبل تولد من عصبانی میشه و یه روز بعدش میاد منت کشی :|
مدیونید فکر کنید بخاطر کادو بوده ها
اگر از این هوشش تو دانشگاه استفاده کرده بود الان سه ترم مشروطی نداشت!!!
یه روز وقتی هوا سرد بود دسته جمعی رفتیم حیاط دختر خاله ام میگه سردمه میگم خب برو لباس بپوش میگه نه حوصله ندارم پاشو در رو ببند میفهمی در حیاط رو ببندم هوا گرم میشه!!!
آغا یه روز تلفزیونمون روشن بود صداش رو قطع صدا از بس بابام همیشه میگفت صداش رو کم کن گفت صداش رو کم کن
بابای شما هم اینجورین آیا؟
یا فقط ما از این مشکلات داشتیم
مایه دبیر زبان داشتیم دوروز اولی که اومد سرکلاس فهمیدیم تیکه کلامش«چی» هست حالا یه نمونه درس دادنشو توجه کنید(دبیر دفاعیمونم بود البته :))
ارتش اومد چی؟به سربازاش اموزش داد که چی؟ که امادگی داشته باشن بعدش چی؟ حمله شد ولی چی؟ همه اماده نبودن اما اینایی که اماده نبودن چی ؟ و...
مام اومدیم گفتیم اقا این زنگ میشماریم این چندتا چی میگه ! چی اول رو که گفت اتفاقی نیافتاد چی دهم و اینا بود که با هر «چی»که این میگفت بچه ها هر هر میخندیدن :/ چ کنیم تیزهوشانه اسکلن دگ : ))))یهو این گفت من حرف خنده داری میزنم میخندین ؟ بعد یکی از بچه ها گفت خانوم چی ؟ = ) گفتن چی همانا و ترکیدن کلاس همانا : )) اوشونم مارو شست پهن کرد رو رخت اتومون زد گذاشتمون تو کشو : ))) تا خاطره ای دیگر از کندهوشان بدرود : )
به داداشم ميگم اگه تو حموم ج.ی.ش کنی برکت خونه کم میشه........ یه ذره فکر کرده بعدبا تفکر میگه:اِ میگم چرا انقدر برکت خونمون کمه ها........ منم نامردی نکردمو یکی کوبیدم تو پس کلش... خخخخخخ....
به نام او ۰۰۰۰
دیروز رفته بودم داروخونه برای خودم قرص بخرم ، که یک حاج خانم خییلی پیری با فکر کنم بیشتر از نود سال سن و عصا و دست های لرزون ، پوستش هم که ماشا۰۰۰ به اندازه پوست کرگدن چروک داشت! اصلن یه وضعی !@_@ اومد تو داروخونه۰ هر قدم که میومد جلو با خودم میگفتم الآن استخوناش می ریزه کف زمین باید بریم جمعش کنیم!!! خلاصه با یه بدبختی اومد و جلوی پیشخون داروخونه وایستاد ۰
دکتره ازش پرسید چی میخوای مادر جان ?
با خودم گفتم حتما اومده ایزی لایف بگیره دیگه !!
پیرزنه دست هاش رو گذاشت رو میز و گفت : یک کرم ضد چروک بیار با یه خط لب رنگ زرشکی @_@
آخه حاج خانووم ! تو الآن باید به فکر مراسم کفن و دفنت باشی ! حالا گفتن امید به زندگی نه دیگه تاااا این حد ! آخه تو الآن دیگه عملا مردی !!!!!!
از دیروز تا حالا همین طور دارم تو خیابونا راه میرم نمی دونم چرا به افق نمی رسم @_@???!!!!!!!!
یکی از فامیلامون تعریف میکرد که بردنشون استخر شنا، بعد موقع اذان یه آخونده پیش نماز شده....
وقتی میرن رکوع یه نفر از ردیف دوم با پا میزنه به ب.ا.س.ن جلوییش
اون بنده خدا هم که کنار فامیل ما وایستاده بود با سر میره تو پشت حاج آقا!
حاج آقا هم عمامش از سرش میفته و موقع نماز و هنگام رکوع با سر میره تو آب استخر...!!!!!!!!!
به نظرتون اونایی که اونجا بودن چیرو گاز زدن؟؟؟
/// ببخشید که قیافشون قابل توصیف نبود...///
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531685715










