اغا خدا کنه واسه شما پیش نیاد...
داشتم از خونه مامان بزرگ بر میگشتم پیاده ساعتم 12 شب بود که یواش یواش بغل دیوار میومدم که یهو یه گربه پرید سرم از دیوار منم واقعا ترسیدم یه جیغ گنده کشیدم که هرکی خونش اونجا ها بود درومد بیرون منم در رفتم...
خدا نصیب گرگ بیابون نکنه
من:}
گربه:{
گرگ بیابون:}{
خاطرات خنده دار
مهمون اومده بود خونمون منم امتحان داشتم ، یه بچه شون ، دیوارو راست میرفت بالا ،یکی دیگه هم نسبتا آروم بود،
اونی ک آروم بودُ آوردم تو اتاقم گفتم: نگار خسته نیستی؟؟
گفت: خابم میاد..
منم گفتم: خب برو ب مامانت بگو برین خونتون راحت بخابی...
اینم رفت به مامانش گفت،
از تو پذیرایی همچنان که داشت فرار میکرد بلند گفت P@T جون به مامانم گفتم!
من :|
نگار :)
مامانش :0
اون نونواهایی که نونو میچسبونن به تنور همه رپرن ، شما حرکاتو دقت کن !
خالم دبیر ادبیاته، یه روز داشتیم باهم برگه های امتحانشو تصحیح میکردیم رسیدم به این سوال :
معنی بیت زیر را به فارسی روان بنویسید:
طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت/ به در آی تا ببینی طیران آدمیت
طرف اینجوری معنی کرده بود :
ته ران مراغ را دیدی و شهوتی شدی ، اگر ته ران انسان را میدیدی چکار میکردی ؟؟ :| :| :|
من :|
شاعر :|
ته ران مرغ :|
فدراسیون ادبیات فارسی :|
خالم :D
آخه از کجاش در آورده این معنی رو ؟؟؟
دختر ﻧﻮﺷﺘﻪ :
” ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﯼ،ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ “!
ﯾﻪ پسره ﺯﯾﺮﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺮﺍﺡ ﭘﻼﺳﺘﯿﮑﺖ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺖ؟ !!
تو پارک یه دختر سانتــــــی مانتال دیــــدم رفتم تیــک زدن
مـــن : سلام چــــه هوای خوبــــی نـــه؟؟
دختـــره : آره هوای خوبــــیه
مـــن : چقــــــدم رمانتیکـ ـ فضــا ۰ـ*
دختـــره: امــــرتون آقا ؟؟
مـــن : با مـــن دوس مـــیشی؟؟؟
هـی گفت نه , من شرایطــم به درد دوستی نمیــخوره !!!
تـــو همیـــن صوبتـــا بووودیم
یه ربــع نگذشته بود یـــه یارو هیکــــلی سیبیل کلفت اومـــد سیـــم جـــیم !!!
منـم کــه اینــکاره , بهش گفتم : ای بـاوا ایــن دختـــر ســـرطان داره , نمــی دونه خــودش , به مــن وابســـته شــده , مــی خوام آروم بــراش حــل کنــم جــدا شیم کــه ضربه روحــــــــــــــی نخــوره طفلــــی
یارو گفـت : دختــــــره من ســرطان داره بــی پـدر ...
هیچـــی دیگــه همــونجا جـان بـه جـان افــرین تســلیم کــردم :(
عاقا با خانواده رفته بودیم سر مزار و من یه گوشه واسه خودم واستاده بودم که یهو یه دختر بچه اومد ازم پرسید عمو فندک داری؟؟منم که به جون شما بچه مثبت گفتم نه عمو جون ندارم..حالا دختر خالم مارو ضایع کرده میگه بیا عزیزم من دارم...اصن چه منی میده دختر فندک داشته باشه اخه
من:(((
دختر خالم:)))
سازمان مبارزه با مواد مخدر:|||
اغا ما يه روز خسته و كوفته داشتيم از سركار برميگشتيم تبق معمول با اوتوبوووووووووس، از قظا جا هم نبود ايستاده بودمو از فطر خستگي تكيه به دسته صندلي داده بودم چشامم بسته خلاصه ديدم صر و سدا مياد كه چشم باز كردم ديدم وست خيابون هستمو فقت از اوتوبوس دسته صندلي مونده كه بهش تكيه داده بودم اقا ما ترسون لرزون ميپرسيم چي شده طرف كه يه تيكه از پرده اوتوبوس از دهنش اويزون بود حادثه رو به شرح ذيل گفت:
دختره ميخواسته پياده بشه دستش به زنگ نميرسيده بلند گفته اغا ايفون رو بزن
دختره:#
اغاهه:@
ملت توي اتوبوس:)))))))))))
من!!!!!!!!!!!!
اتوبوس هم كه ازش چيزي نموند
دسته صندلي:))))))))))))))))))))))))خوشحال از اينكه قصر در رفط
***********(علامت اختصاصی abas_m223)
خاطرات امتحانات این ترم من:
يه مراقب داریم اولش فکر میکردیم بنده خدا چشاش چپوله اما کاملا کاملا کاملا ما در اشتباه بودیم, الان بهش ميگیم رونالدينيو و باهاش رفیق شدیم.
سمت دخترا رو نگاه میکنه به من میگه تقلب نکن !
تو چشای من زل می زنه اما برگه دخترا رو میگیره!
خيلى تكنيكیه لامصصصصصب
انگار تو دانشگاه نیوکمپ بارسلونا مراقب بوده کصافط خیلی حرفه ایه!!!!
اما جدیدا یاد گرفتم هر وقت تو چشام زل میزنه با خیال راحت تقلب میکنم!!
فردا آخرین امتحانه دلم براش تنگ میشه
خدا ببین با کیا شدیم 70 ملیون...
نشستم رو نیمکت دانشگاه دختره اومده میگه:ببخشید امتحانا داره شروع میشه من همه جزوه هام کامله اگه میخاین بهتون بدم:)))
تازه فهمیدم تحریم با این مردم چه کرده...
آغا مامانم آب ریخته بود در حیاط از سرمای زیاد یخ زده بودن
منم رفتم رویخ ها دارم اسکی بازی میکنم
ینی شما میگین به من امیدی هست!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امکان نداره سر جسله امتحان این جمله را تا حالا نشنیده باشی!............
همگی سراتون روی برگه ی خودتون باشه!هرکی سرشون برگرده برگشو میگیرم!با کسی هم شوخی ندارم!"به سلامتی همه مراقب های عزیز که می خوامسر به تنشون نباشه!خخخخخ"
يكي از فانتزياي بچگيم اين بود كه ساعت برنالد رو ميداشتم اونوقت دكمشو ميزدم بعد زمان كه متوقف ميشد اولين كاري كه ميكردم به شرح زيل بود:
سوار يه ماشين ميشدم با سرعت ميزدم به در و ديوار خودمو ميرسوندم شيريني فروشي محبوبم تا جايي كه ميتونستم كيك و شيريني خامه اي ميخوردم بعدشم ميرفتم سوپرماركت محل كلي چيپس و پفك بر ميداشتم دست اخرم ماشينه رو ميذاشتم سر جاشو زمان رو ازاد ميكردم
كيا ساعت برنالدو ميخواستند؟
كيا يادشونه سر نوشابه شيشه اي ها رو صاف ميكرديم باهاش سوت درست ميكرديم
هركي يادشه لايك رو سوراخ سوراخ كنه مينم كيا بلدن
داداشم دهه هشتادی گودزیلاست.تابستون داشت نماز میخوند از جفتش رد شدم گفتم آفرین یهو نمازشو قطع کرد گفت: تازه روزه هم هستم!!!
من:&&
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 22634
کل بازدید: 531972321










