دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  40694

اغا خدا کنه واسه شما پیش نیاد...
داشتم از خونه مامان بزرگ بر میگشتم پیاده ساعتم 12 شب بود که یواش یواش بغل دیوار میومدم که یهو یه گربه پرید سرم از دیوار منم واقعا ترسیدم یه جیغ گنده کشیدم که هرکی خونش اونجا ها بود درومد بیرون منم در رفتم...
خدا نصیب گرگ بیابون نکنه
من:}
گربه:{
گرگ بیابون:}{

  40686

مهمون اومده بود خونمون منم امتحان داشتم ، یه بچه شون ، دیوارو راست میرفت بالا ،یکی دیگه هم نسبتا آروم بود،
اونی ک آروم بودُ آوردم تو اتاقم گفتم: نگار خسته نیستی؟؟
گفت: خابم میاد..
منم گفتم: خب برو ب مامانت بگو برین خونتون راحت بخابی...
اینم رفت به مامانش گفت،
از تو پذیرایی همچنان که داشت فرار میکرد بلند گفت P@T جون به مامانم گفتم!
من :|
نگار :)
مامانش :0

  40685

اون نونواهایی که نونو میچسبونن به تنور همه رپرن ، شما حرکاتو دقت کن !

  40683

خالم دبیر ادبیاته، یه روز داشتیم باهم برگه های امتحانشو تصحیح میکردیم رسیدم به این سوال :
معنی بیت زیر را به فارسی روان بنویسید:
طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت/ به در آی تا ببینی طیران آدمیت
طرف اینجوری معنی کرده بود :
ته ران مراغ را دیدی و شهوتی شدی ، اگر ته ران انسان را میدیدی چکار میکردی ؟؟ :| :| :|
من :|
شاعر :|
ته ران مرغ :|
فدراسیون ادبیات فارسی :|
خالم :D
آخه از کجاش در آورده این معنی رو ؟؟؟

  40674

دختر ﻧﻮﺷﺘﻪ :
” ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﯼ،ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ “!
ﯾﻪ پسره ﺯﯾﺮﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺮﺍﺡ ﭘﻼﺳﺘﯿﮑﺖ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺖ؟ !!

  40657

تو پارک یه دختر سانتــــــی مانتال دیــــدم رفتم تیــک زدن
مـــن : سلام چــــه هوای خوبــــی نـــه؟؟
دختـــره : آره هوای خوبــــیه
مـــن : چقــــــدم رمانتیکـ ـ فضــا ۰ـ*
دختـــره: امــــرتون آقا ؟؟
مـــن : با مـــن دوس مـــیشی؟؟؟
هـی گفت نه , من شرایطــم به درد دوستی نمیــخوره !!!
تـــو همیـــن صوبتـــا بووودیم
یه ربــع نگذشته بود یـــه یارو هیکــــلی سیبیل کلفت اومـــد سیـــم جـــیم !!!
منـم کــه اینــکاره , بهش گفتم : ای بـاوا ایــن دختـــر ســـرطان داره , نمــی دونه خــودش , به مــن وابســـته شــده , مــی خوام آروم بــراش حــل کنــم جــدا شیم کــه ضربه روحــــــــــــــی نخــوره طفلــــی
یارو گفـت : دختــــــره من ســرطان داره بــی پـدر ...
هیچـــی دیگــه همــونجا جـان بـه جـان افــرین تســلیم کــردم :(

  40653

عاقا با خانواده رفته بودیم سر مزار و من یه گوشه واسه خودم واستاده بودم که یهو یه دختر بچه اومد ازم پرسید عمو فندک داری؟؟منم که به جون شما بچه مثبت گفتم نه عمو جون ندارم..حالا دختر خالم مارو ضایع کرده میگه بیا عزیزم من دارم...اصن چه منی میده دختر فندک داشته باشه اخه
من:(((
دختر خالم:)))
سازمان مبارزه با مواد مخدر:|||

  40616

اغا ما يه روز خسته و كوفته داشتيم از سركار برميگشتيم تبق معمول با اوتوبوووووووووس، از قظا جا هم نبود ايستاده بودمو از فطر خستگي تكيه به دسته صندلي داده بودم چشامم بسته خلاصه ديدم صر و سدا مياد كه چشم باز كردم ديدم وست خيابون هستمو فقت از اوتوبوس دسته صندلي مونده كه بهش تكيه داده بودم اقا ما ترسون لرزون ميپرسيم چي شده طرف كه يه تيكه از پرده اوتوبوس از دهنش اويزون بود حادثه رو به شرح ذيل گفت:
دختره ميخواسته پياده بشه دستش به زنگ نميرسيده بلند گفته اغا ايفون رو بزن
دختره:#
اغاهه:@
ملت توي اتوبوس:)))))))))))
من!!!!!!!!!!!!
اتوبوس هم كه ازش چيزي نموند
دسته صندلي:))))))))))))))))))))))))خوشحال از اينكه قصر در رفط

  40613

***********(علامت اختصاصی abas_m223)
خاطرات امتحانات این ترم من:
يه مراقب داریم اولش فکر میکردیم بنده خدا چشاش چپوله اما کاملا کاملا کاملا ما در اشتباه بودیم, الان بهش ميگیم رونالدينيو و باهاش رفیق شدیم.
سمت دخترا رو نگاه میکنه به من میگه تقلب نکن !
تو چشای من زل می زنه اما برگه دخترا رو میگیره!
خيلى تكنيكیه لامصصصصصب
انگار تو دانشگاه نیوکمپ بارسلونا مراقب بوده کصافط خیلی حرفه ایه!!!!
اما جدیدا یاد گرفتم هر وقت تو چشام زل میزنه با خیال راحت تقلب میکنم!!
فردا آخرین امتحانه دلم براش تنگ میشه

  40596

خدا ببین با کیا شدیم 70 ملیون...
نشستم رو نیمکت دانشگاه دختره اومده میگه:ببخشید امتحانا داره شروع میشه من همه جزوه هام کامله اگه میخاین بهتون بدم:)))
تازه فهمیدم تحریم با این مردم چه کرده...

  40583

آغا مامانم آب ریخته بود در حیاط از سرمای زیاد یخ زده بودن
منم رفتم رویخ ها دارم اسکی بازی میکنم
ینی شما میگین به من امیدی هست!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  40557

امکان نداره سر جسله امتحان این جمله را تا حالا نشنیده باشی!............
همگی سراتون روی برگه ی خودتون باشه!هرکی سرشون برگرده برگشو میگیرم!با کسی هم شوخی ندارم!"به سلامتی همه مراقب های عزیز که می خوامسر به تنشون نباشه!خخخخخ"

  40541

يكي از فانتزياي بچگيم اين بود كه ساعت برنالد رو ميداشتم اونوقت دكمشو ميزدم بعد زمان كه متوقف ميشد اولين كاري كه ميكردم به شرح زيل بود:
سوار يه ماشين ميشدم با سرعت ميزدم به در و ديوار خودمو ميرسوندم شيريني فروشي محبوبم تا جايي كه ميتونستم كيك و شيريني خامه اي ميخوردم بعدشم ميرفتم سوپرماركت محل كلي چيپس و پفك بر ميداشتم دست اخرم ماشينه رو ميذاشتم سر جاشو زمان رو ازاد ميكردم
كيا ساعت برنالدو ميخواستند؟

  40535

كيا يادشونه سر نوشابه شيشه اي ها رو صاف ميكرديم باهاش سوت درست ميكرديم
هركي يادشه لايك رو سوراخ سوراخ كنه مينم كيا بلدن

  40534

داداشم دهه هشتادی گودزیلاست.تابستون داشت نماز میخوند از جفتش رد شدم گفتم آفرین یهو نمازشو قطع کرد گفت: تازه روزه هم هستم!!!
من:&&