هر چي پياز تو عالمه تو حلقم اگه دروغ بگم...آغا سال آخريه (پيش دانشگاهي)با بچه ها رسممون بود هركي آخرين نفر مياد كل بكشه آغا نوبت منا شد با لگد زدم تو در و با جيغ و كل اومدم تو...واي واي واي خدا نصيب نكنه ديدم آقاي رئيسي دبير شيميمون كه انهووو برج زهرمار زودتر اومده داخل كلاسه...آغا هيچي ديگه فقط تو چشام نيگاه كردو گفت در تمام طول تدريسم همچين حركت وقيحانه اي نديده بودم...خخخخخخخخخ
آغا گذشت اون زمون اما انقده دلم ميخواست بش بگم لفظ قلم حرف زدنت تو حلقم رفتار وقيحانم تو حلقت اما نشد ديگه........
خاطرات خنده دار
يه روز تو مدرسه ، كف كلاس ، صابونى كرديم كه اگه معلم اومد ليز بخوره بيفته زمين ، يهو ديديم يكبس درو مى زنه . نفسا حبس ، شتلق. نگو سرايدار مدرسه بوده داشته شير مي اورده. تمام شيرا روش ريخته بود ، خلاصه حدود يك ماه كل مدرسه رو ما تميز مى كرديم '. حالا أون لأيك بكوب بزار خسته گيمون رفع شه &&&&&&
با دوس دخـدرم رفته بودم پارک بعد دیدم بابام داره زنگ میزنه ...
با صدای خوابالود گفتم : بلــــــــــــــــــــه ...
گفت : سلام بابا کجایی ...
با خمیازه گفتم : خونه خوابم چطور ...
گفت : هیچی داشتم رَد میشدم دیدم یه ماشین دقیقا مثل ماشین تو بغل پارک گذاشته بود نگران شدم ...
عاخه از گلگیر تا در عقبو زده بودن ...
من گفتم نه بابا من خونه خوابم بای ...
منو میگی رنگم پرید ! سریع دست طرفو گرفتم دویدم سمت ماشین ...
همین که رسیدم دیدم بابام وایساده ...
هیچی دیگه معرفی کردم : بابا نازی ، نازی بابام
الانم متواریم ...
کسی جایی واسه خواب داره :| !!
عاقا رفتیم خاستگاری؛ سکوت همه جارو فرا گرفته بود؛ ییــــــــــهو مامانم با یه حرکت انتحاری جفت پا اومد تو افکار همه و پرسید ببخشید دختر خانمتون متولد چه سالی هستن؟!!!!!!!!!!!!!!!
بعد گوشیشو درآورد و بعد از چند دیقه حساب کتاب، برگشت گفت ببخشید مزاحم شدیم ما میریم یه دوری بزنیم و برگردیم :|||||
کل جمع دکمه بودیم تو اون لحظه، رفتیم بیرون مگم پس این دیگه چجورشه مادر من؟!!
خعــلی شیک و مجلسی برگشت گفت دختره متولد سال موشه بدرد نمیخوره، یه دختر برات پیدا میکنم متولد سال خوک باشه یا حداقل سال گاو یا مرغ!!!!!!!من O.o
بابام O.o
مامانم :))
خوانواده دختره :((((((
صور فلکی :|||||||||||||||||||
خوک :)))))))))))
گاو :))))))))
مرغ :))))))
موش :(((
تومدرسه یه زنگ معلم نداشتیم رفتیم توپ بگیریم مدیرنداد,ماهم گفتیم اشکال نداره خودمون یه جوراب دیدیم ورداشتیم توپش کردیم و بشوت:))بعدچنددقه دیدم معلمه یه کلاس دیگه عصبانی داره میادگف بچه های چهارم حیوانی(انسانی!) واسه چی جورابای منوورداشتین???
نگواین جوراب معلم بوده طرف رفته دسشویی اینارواونجاگذاشته
خوب مث بچه ادم.توپ بدین که ازاین کارانکنیم والاااا
یه روزداشتم تویه سایت میگشتم دیدم نوشته(رمزی که شارژایرانسل شمارا3برابرمیکند!)ماهم خوشحال رمزنوشتیم وچون گفته بودواسه هرسیم2باربیشترجواب نمیده رفتم یه شارژ10هزاری گرفتم!!
شارژواردکردم به وسطاش یه رمزی بودکه توسایت بودمنم زدمش.
بعددیدم نوشت:شارژباموفقیت ارسال یافت:/
نگواون رمزشماره طرف بوده:((((
لامصب ازشکست عشقی هم بدتربود:&
عاغا يكي از اين فاميلامون راننده تاكسيه تعريف ميكرد:
يه دفه براي يه پيرزنه نگه داشتم
گفت: پسرم اين در صندوق عقبو باز كن اين وسايلامو بزارم اونجا
منم گفتم، مادرجان اين در صندوق عقب اتوماتيكه،برو عقب تاكسي دوسه بار بالا پايين بپر،در خودش باز ميشه0-o
ميگفت اين پيرزنه هم رفت بود عقب دوسه بار پريد بالا منم كه توي تاكسي بودم سريع دكمه رو زدم درشو باز كردم^--^
عاغا اين پيرزنه هم كلي كف ميكنه وسايلاشو ميذاره
بعد براه ميافتن
ميگفت وقتي رسيديم مقصد من حواسم نبود اين پيرزنه رفته بود پشت تاكسي هي داشت بالا پايين ميپريد*__* منم نديدمش كه درو باز كنم،اومد گفت: ننه اين در چرا باز نميــــشه؟!
منم گفتم:حتما يواش پريدي$$$
حالام اين پيرزنه رفته بود عقب تاكسي داشت با تمام قدرت بالا پايين ميپريد
پيرزنه ):
ملت توي خيابون0-o
در اتوماتيك 0-o
تكنولوژي در تاكسي0-o
اقا امروز جلوی یکی ازاین اداره ها بودم میخاسم برم تو گفتم اول موهامو مرتب کنم برم تو ...
رفتم بغل یه ماشین داشتم جلو شیشه ش موهامو درس میکردمو اصن حواسم نبود که یهو متوجه شدم دو نفر ازتوماشین طوری منو نگامیکنن که فک میکنن دیوونم ...ینی اینقد ضایع شدم خواسم زمین دهن بازکنه برم توش !!!!
عاغا يه بار اين معلم زيست ما داشت در مورد بيماري هاي قلب و اين چيزا حرف ميزد
عكس يه قلب روي تخته كشيده، بعد نميدونم داشت در مورد كدوم بيماري ميحرفيد
كه با ماژيك روي قلب رو سياه كرد و گفت:
قلب سياه ميشه و توي اين موقعه كه محسن يگانه: سكوووت قلــــــــبتو بشكنـــــــــووووو برگـــــــــرد!!!!!!
من0--o
سكته قلبي):
محسن يگانه و بيماري قلبي^___^
مـــــوزيك@--@
باور كنين صداش اينقد خوب بود حالا هر جلسه اي اين معلمه رو داريم هر كردوم از بچه ها ازش يه اهنگي درخواست ميكنن
رفتم گچ پامو باز کنم به دکتره گفتم اقای دکتر دیگه گچ پام باز شه میتونم 180درجه باز کنم
دکتره گفت :بعله که میتونی پسرم
منم گفتم خو خوبه چون قبلا 150درجه باز میکردم
دکتر چپ نگام کرد با یه حالت خشن رفت بیرون
فک کنم ناراحت شد
سلام خدمت 4جوکیای عزیز این ولین پست منه
ینی یادش بخیر...یه چی میگم یه چی میشنفی
یادش بخیر............
یکی از خفن ناکترین کارایی که ما دهه شصتیا تو زمستون میکردیم(بگم که اون وقتا برف میومد در حد مسکو مثل الان نبود که......)این بود که کفشامونو انقد لیز میکردیم که خیلی قشنگ به اسنوبرد میگفت زهی خیال باطل باهاش میرفتیم بالا کوه-میتونید دماوندو تصور کنید-خیلی خوشگل تا پایین میسریدیم اونم با maximom سرعت....بعدش حسابی که دست و پامون بیحس میشد میرفتیم میچسپیدیم به بخاری نفتی تا یخمون آب شه...چه صفایی میکردیم ما با minimom امکانات
آقا حالم بد بود رفتم دکتر میگم دکتر گلاب به روت از صب 10 ، 15 بار بالا آوردم
میگه : دلدرم داری؟ آب ریزش بینی هم داری؟سرفه هم میکنی ؟ سردردو سرگیجه چی داری؟
میگم ندارم آقا فقط حالت تهوع دارم میخوای عملی نشونت بدم چمه ؟
باز حرفشو تکرار کرده کلی هم معاینه کرده
آخر سرم یه چیزایی واسم نوشت و گفت خوش گلدی ...
رفتم داروخونه بعد 3 ساعت انتظار یه پلاستیک بم داده به جان خودش توش یه دونه قرص سرماخوردگی بود فقط ...
من: :!
ویروسام: :D: D :) :)
داروخونه ایه : :}
سازمان حمایت از دکتران روانی: ::::)
داشتیم واسه شهادت امام رضا حلیم می پختیم که ببسر دایی گودزیلای من اومد کف گیر رو گرفت وشروع کرد به هم زدن عموم بهش گفت نسوزی یکم افتاد رو دست من هنوز میسوزه بعدش دستشو بهشم نشون داد گودزیلا بهش گفت بچه سوسول همین یک ساعت پیش چند قطره افتاد رو دستم هیچیم هم نشد آدم واسه یه ذره سوختگی که این قدر داد وهوار نمیکنه
هیچی دیگه عموم هم اونجا قانع شد وتاده دقیقه حرف نزد ما هم که یه جدول جدید اون وسط واسه آشپز خونه ساختیم
چند روز پیش رفتم دکتر دندون پزشکی
آقای دکتر وقتی اومد دندونم رو معاینه کنه دستکش آبی دستش بود.
تا اومد طرفم نگام به دستکشه افتاد خندم گرفت.
میخواست باهام شوخی کنه که مثلا درد دندون یادم بره
گفت:درد دندون بدتره یا درد کلیه؟
منم سریع بهش گفتم
آقای دکتر تا حالا تو 10 دقیقه از یه تیم 10 نفر 3 تا گل نخوردین که ببینین درد داره هیچ سوزش هم داره
:|
هیچی دیگه 4 تا دندونم رو با هم پر کرد.:|
واقعا جالبه هاااااااااااااااا نه؟
دانشگاه فقط دانشگاه آزاد!!!
تا ترم قبلی میگفتن گوشی موبایل سر جلسه همراهتون نباشه
این ترم پیشرفت چشم گیری داشتیم
گوشی خودتون رو خاموش کنید سر جلسه
پیش بینی ترم بعد: لطفا گوشی خودتون روی سایلنت بذارین
" " 2ترم بعد:لطفا از گوشی موبایل خود فقط در حد اس ام اس استفاده نمایید.(استفاده از موبایل آزاد می باشد)
ترم های بعد :دانشجوهای عزیز لطفا با صدای پایان با موبایلتون حرف بزنید
فک کن:|
اینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه پیشرفت!!!!!!
تازه یکی از مراقب های سر جلسه امتحان اومده با صدای خیلی پایینداره میگه گوشیتو بذار توی جیبت
گوشی نبود ماشین حساب بود دستم
عاغا من با یه بدبختی جلو خندمو گرفتم
من:)
مراقب:( :|
ماشین حساب :)))))
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 22634
کل بازدید: 531973917










