دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  40787

هر چي پياز تو عالمه تو حلقم اگه دروغ بگم...آغا سال آخريه (پيش دانشگاهي)با بچه ها رسممون بود هركي آخرين نفر مياد كل بكشه آغا نوبت منا شد با لگد زدم تو در و با جيغ و كل اومدم تو...واي واي واي خدا نصيب نكنه ديدم آقاي رئيسي دبير شيميمون كه انهووو برج زهرمار زودتر اومده داخل كلاسه...آغا هيچي ديگه فقط تو چشام نيگاه كردو گفت در تمام طول تدريسم همچين حركت وقيحانه اي نديده بودم...خخخخخخخخخ
آغا گذشت اون زمون اما انقده دلم ميخواست بش بگم لفظ قلم حرف زدنت تو حلقم رفتار وقيحانم تو حلقت اما نشد ديگه........

  40784

يه روز تو مدرسه ، كف كلاس ، صابونى كرديم كه اگه معلم اومد ليز بخوره بيفته زمين ، يهو ديديم يكبس درو مى زنه . نفسا حبس ، شتلق. نگو سرايدار مدرسه بوده داشته شير مي اورده. تمام شيرا روش ريخته بود ، خلاصه حدود يك ماه كل مدرسه رو ما تميز مى كرديم '. حالا أون لأيك بكوب بزار خسته گيمون رفع شه &&&&&&

  40770

با دوس دخـدرم رفته بودم پارک بعد دیدم بابام داره زنگ میزنه ...
با صدای خوابالود گفتم : بلــــــــــــــــــــه ...
گفت : سلام بابا کجایی ...
با خمیازه گفتم : خونه خوابم چطور ...
گفت : هیچی داشتم رَد میشدم دیدم یه ماشین دقیقا مثل ماشین تو بغل پارک گذاشته بود نگران شدم ...
عاخه از گلگیر تا در عقبو زده بودن ...
من گفتم نه بابا من خونه خوابم بای ...
منو میگی رنگم پرید ! سریع دست طرفو گرفتم دویدم سمت ماشین ...
همین که رسیدم دیدم بابام وایساده ...
هیچی دیگه معرفی کردم : بابا نازی ، نازی بابام
الانم متواریم ...
کسی جایی واسه خواب داره :| !!

  40765

عاقا رفتیم خاستگاری؛ سکوت همه جارو فرا گرفته بود؛ ییــــــــــهو مامانم با یه حرکت انتحاری جفت پا اومد تو افکار همه و پرسید ببخشید دختر خانمتون متولد چه سالی هستن؟!!!!!!!!!!!!!!!
بعد گوشیشو درآورد و بعد از چند دیقه حساب کتاب، برگشت گفت ببخشید مزاحم شدیم ما میریم یه دوری بزنیم و برگردیم :|||||
کل جمع دکمه بودیم تو اون لحظه، رفتیم بیرون مگم پس این دیگه چجورشه مادر من؟!!
خعــلی شیک و مجلسی برگشت گفت دختره متولد سال موشه بدرد نمیخوره، یه دختر برات پیدا میکنم متولد سال خوک باشه یا حداقل سال گاو یا مرغ!!!!!!!من O.o
بابام O.o
مامانم :))
خوانواده دختره :((((((
صور فلکی :|||||||||||||||||||
خوک :)))))))))))
گاو :))))))))
مرغ :))))))
موش :(((

  40754

تومدرسه یه زنگ معلم نداشتیم رفتیم توپ بگیریم مدیرنداد,ماهم گفتیم اشکال نداره خودمون یه جوراب دیدیم ورداشتیم توپش کردیم و بشوت:))بعدچنددقه دیدم معلمه یه کلاس دیگه عصبانی داره میادگف بچه های چهارم حیوانی(انسانی!) واسه چی جورابای منوورداشتین???
نگواین جوراب معلم بوده طرف رفته دسشویی اینارواونجاگذاشته
خوب مث بچه ادم.توپ بدین که ازاین کارانکنیم والاااا

  40748

یه روزداشتم تویه سایت میگشتم دیدم نوشته(رمزی که شارژایرانسل شمارا3برابرمیکند!)ماهم خوشحال رمزنوشتیم وچون گفته بودواسه هرسیم2باربیشترجواب نمیده رفتم یه شارژ10هزاری گرفتم!!
شارژواردکردم به وسطاش یه رمزی بودکه توسایت بودمنم زدمش.
بعددیدم نوشت:شارژباموفقیت ارسال یافت:/
نگواون رمزشماره طرف بوده:((((
لامصب ازشکست عشقی هم بدتربود:&

  40736

عاغا يكي از اين فاميلامون راننده تاكسيه تعريف ميكرد:
يه دفه براي يه پيرزنه نگه داشتم
گفت: پسرم اين در صندوق عقبو باز كن اين وسايلامو بزارم اونجا
منم گفتم، مادرجان اين در صندوق عقب اتوماتيكه،برو عقب تاكسي دوسه بار بالا پايين بپر،در خودش باز ميشه0-o
ميگفت اين پيرزنه هم رفت بود عقب دوسه بار پريد بالا منم كه توي تاكسي بودم سريع دكمه رو زدم درشو باز كردم^--^
عاغا اين پيرزنه هم كلي كف ميكنه وسايلاشو ميذاره
بعد براه ميافتن
ميگفت وقتي رسيديم مقصد من حواسم نبود اين پيرزنه رفته بود پشت تاكسي هي داشت بالا پايين ميپريد*__* منم نديدمش كه درو باز كنم،اومد گفت: ننه اين در چرا باز نميــــشه؟!
منم گفتم:حتما يواش پريدي$$$
حالام اين پيرزنه رفته بود عقب تاكسي داشت با تمام قدرت بالا پايين ميپريد
پيرزنه ):
ملت توي خيابون0-o
در اتوماتيك 0-o
تكنولوژي در تاكسي0-o

  40735

اقا امروز جلوی یکی ازاین اداره ها بودم میخاسم برم تو گفتم اول موهامو مرتب کنم برم تو ...
رفتم بغل یه ماشین داشتم جلو شیشه ش موهامو درس میکردمو اصن حواسم نبود که یهو متوجه شدم دو نفر ازتوماشین طوری منو نگامیکنن که فک میکنن دیوونم ...ینی اینقد ضایع شدم خواسم زمین دهن بازکنه برم توش !!!!

  40732

عاغا يه بار اين معلم زيست ما داشت در مورد بيماري هاي قلب و اين چيزا حرف ميزد
عكس يه قلب روي تخته كشيده، بعد نميدونم داشت در مورد كدوم بيماري ميحرفيد
كه با ماژيك روي قلب رو سياه كرد و گفت:
قلب سياه ميشه و توي اين موقعه كه محسن يگانه: سكوووت قلــــــــبتو بشكنـــــــــووووو برگـــــــــرد!!!!!!
من0--o
سكته قلبي):
محسن يگانه و بيماري قلبي^___^
مـــــوزيك@--@
باور كنين صداش اينقد خوب بود حالا هر جلسه اي اين معلمه رو داريم هر كردوم از بچه ها ازش يه اهنگي درخواست ميكنن

  40727

رفتم گچ پامو باز کنم به دکتره گفتم اقای دکتر دیگه گچ پام باز شه میتونم 180درجه باز کنم
دکتره گفت :بعله که میتونی پسرم
منم گفتم خو خوبه چون قبلا 150درجه باز میکردم
دکتر چپ نگام کرد با یه حالت خشن رفت بیرون
فک کنم ناراحت شد

  40722

سلام خدمت 4جوکیای عزیز این ولین پست منه
ینی یادش بخیر...یه چی میگم یه چی میشنفی
یادش بخیر............
یکی از خفن ناکترین کارایی که ما دهه شصتیا تو زمستون میکردیم(بگم که اون وقتا برف میومد در حد مسکو مثل الان نبود که......)این بود که کفشامونو انقد لیز میکردیم که خیلی قشنگ به اسنوبرد میگفت زهی خیال باطل باهاش میرفتیم بالا کوه-میتونید دماوندو تصور کنید-خیلی خوشگل تا پایین میسریدیم اونم با maximom سرعت....بعدش حسابی که دست و پامون بیحس میشد میرفتیم میچسپیدیم به بخاری نفتی تا یخمون آب شه...چه صفایی میکردیم ما با minimom امکانات

  40718

آقا حالم بد بود رفتم دکتر میگم دکتر گلاب به روت از صب 10 ، 15 بار بالا آوردم
میگه : دلدرم داری؟ آب ریزش بینی هم داری؟سرفه هم میکنی ؟ سردردو سرگیجه چی داری؟
میگم ندارم آقا فقط حالت تهوع دارم میخوای عملی نشونت بدم چمه ؟
باز حرفشو تکرار کرده کلی هم معاینه کرده
آخر سرم یه چیزایی واسم نوشت و گفت خوش گلدی ...
رفتم داروخونه بعد 3 ساعت انتظار یه پلاستیک بم داده به جان خودش توش یه دونه قرص سرماخوردگی بود فقط ...
من: :!
ویروسام: :D: D :) :)
داروخونه ایه : :}
سازمان حمایت از دکتران روانی: ::::)

  40709

داشتیم واسه شهادت امام رضا حلیم می پختیم که ببسر دایی گودزیلای من اومد کف گیر رو گرفت وشروع کرد به هم زدن عموم بهش گفت نسوزی یکم افتاد رو دست من هنوز میسوزه بعدش دستشو بهشم نشون داد گودزیلا بهش گفت بچه سوسول همین یک ساعت پیش چند قطره افتاد رو دستم هیچیم هم نشد آدم واسه یه ذره سوختگی که این قدر داد وهوار نمیکنه
هیچی دیگه عموم هم اونجا قانع شد وتاده دقیقه حرف نزد ما هم که یه جدول جدید اون وسط واسه آشپز خونه ساختیم

  40707

چند روز پیش رفتم دکتر دندون پزشکی
آقای دکتر وقتی اومد دندونم رو معاینه کنه دستکش آبی دستش بود.
تا اومد طرفم نگام به دستکشه افتاد خندم گرفت.
میخواست باهام شوخی کنه که مثلا درد دندون یادم بره
گفت:درد دندون بدتره یا درد کلیه؟
منم سریع بهش گفتم
آقای دکتر تا حالا تو 10 دقیقه از یه تیم 10 نفر 3 تا گل نخوردین که ببینین درد داره هیچ سوزش هم داره
:|
هیچی دیگه 4 تا دندونم رو با هم پر کرد.:|

  40705

واقعا جالبه هاااااااااااااااا نه؟
دانشگاه فقط دانشگاه آزاد!!!
تا ترم قبلی میگفتن گوشی موبایل سر جلسه همراهتون نباشه
این ترم پیشرفت چشم گیری داشتیم
گوشی خودتون رو خاموش کنید سر جلسه
پیش بینی ترم بعد: لطفا گوشی خودتون روی سایلنت بذارین
" " 2ترم بعد:لطفا از گوشی موبایل خود فقط در حد اس ام اس استفاده نمایید.(استفاده از موبایل آزاد می باشد)
ترم های بعد :دانشجوهای عزیز لطفا با صدای پایان با موبایلتون حرف بزنید
فک کن:|
اینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه پیشرفت!!!!!!
تازه یکی از مراقب های سر جلسه امتحان اومده با صدای خیلی پایینداره میگه گوشیتو بذار توی جیبت
گوشی نبود ماشین حساب بود دستم
عاغا من با یه بدبختی جلو خندمو گرفتم
من:)
مراقب:( :|
ماشین حساب :)))))