اغا ما يه روز خسته و كوفته داشتيم از سركار برميگشتيم تبق معمول با اوتوبوووووووووس، از قظا جا هم نبود ايستاده بودمو از فطر خستگي تكيه به دسته صندلي داده بودم چشامم بسته خلاصه ديدم صر و سدا مياد كه چشم باز كردم ديدم وست خيابون هستمو فقت از اوتوبوس دسته صندلي مونده كه بهش تكيه داده بودم اقا ما ترسون لرزون ميپرسيم چي شده طرف كه يه تيكه از پرده اوتوبوس از دهنش اويزون بود حادثه رو به شرح ذيل گفت:
دختره ميخواسته پياده بشه دستش به زنگ نميرسيده بلند گفته اغا ايفون رو بزن
دختره:#
اغاهه:@
ملت توي اتوبوس:)))))))))))
من!!!!!!!!!!!!
اتوبوس هم كه ازش چيزي نموند
دسته صندلي:))))))))))))))))))))))))خوشحال از اينكه قصر در رفط
نمایش مطلب شماره 40616
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
13264
بازدید دیروز: 22634
کل بازدید: 531974073
بازدید دیروز: 22634
کل بازدید: 531974073










