دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 40736

تاریخ انتشار : بهمن 1391

عاغا يكي از اين فاميلامون راننده تاكسيه تعريف ميكرد:
يه دفه براي يه پيرزنه نگه داشتم
گفت: پسرم اين در صندوق عقبو باز كن اين وسايلامو بزارم اونجا
منم گفتم، مادرجان اين در صندوق عقب اتوماتيكه،برو عقب تاكسي دوسه بار بالا پايين بپر،در خودش باز ميشه0-o
ميگفت اين پيرزنه هم رفت بود عقب دوسه بار پريد بالا منم كه توي تاكسي بودم سريع دكمه رو زدم درشو باز كردم^--^
عاغا اين پيرزنه هم كلي كف ميكنه وسايلاشو ميذاره
بعد براه ميافتن
ميگفت وقتي رسيديم مقصد من حواسم نبود اين پيرزنه رفته بود پشت تاكسي هي داشت بالا پايين ميپريد*__* منم نديدمش كه درو باز كنم،اومد گفت: ننه اين در چرا باز نميــــشه؟!
منم گفتم:حتما يواش پريدي$$$
حالام اين پيرزنه رفته بود عقب تاكسي داشت با تمام قدرت بالا پايين ميپريد
پيرزنه ):
ملت توي خيابون0-o
در اتوماتيك 0-o
تكنولوژي در تاكسي0-o