من فسقلى كه بودم(حدودا ٣و ٤ ساله) وقتى مى رفتم توى اتوبوس از همون اول به همه سلام ميكردم !!!:|
تازه كسى هم جواب نميداد ميزدم زير گريه!!
خب چيه خنگ بودم!!:)
خاطرات خنده دار
نشسته بودم پشت فرمون داشتم تو خیال خودم می روندم که یهو گروپ یه ماشین زد به عقب ماشینم. پیاده شدم دیدم دختره پشت فرمون رنگش مثل گچ سفید، زل زده به من. رفتم جلو با ترس و لرز شیشه رو داد پایین!
فکر می کنید چی گفت؟
- آقا تو رو خدا به بابام نگو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
oO
یعنی آی کیو در حد پرز قالی!
یه بار با بابام رفته بودیم یه جا کار داشتیم، من سردم شد اَ بابام سوییچ ماشینو گرفتم و پریدم تو ماشین.
یهو یه پارکبان اومد گفت خانوم یا پول بده یا کارت یا سوار شو برو وگرنه جریمت میکنم و اَ این چرت و پرتا
منم زنگ زدم به بابام ( کیف پولم همرام نبو) گفتم چی شده بعد گفت: من کار دارم نمیتونم بیام خودت یه کاریش بکن
منم به پارکبانه گفتم اینجوریه گفت پس سوار شو برو. منم گفتم: من هنو ۱۸ سالم نشده گواهینامه ندارم یارو گفت من نمیدونم به من مربوط نیس
منم لج کردم رفتم تو ماشین درو قفل کردم هندزفری هم تو گوشم نشستم تا بابا جونم بیاد
یارو اینقدر حرص خورد:-)
می دونی خر کیف یعنی چی یعنی اینکه امتحان دین زندگی3(نهایی) داشته باشی بعد به جای اینکه جمع بارم 20 باشه از 21.5 باشه هیچی دیگه بعد هم بگن به همه 1.5 رو میدن و با 10 قبول بشی.
ما که نداشتیم و خوش به حال 89 ها که این اتفاق براشون افتاد.
يه بار کارنامم رو خراب کرده بودم، به يه مرده تو خيابون قضيه رو گفتمکه بياد خودشو پدرم چا بزنه کارناممو بگيره،يارو قبول کرد رفتيم کارنامه رو گرفتيم،يهو جلو مديرو ناظم زاااااارت خوابوند تو گوشم که اين چه وضع درس خوندنه؟!
منم زارت يه دونه زدم بهش گفتم به تو چه
ناظم گرخيده بود گفت اينا ديگه کين؟يارو کمربندشو در اورد افتاد دنبالم تو حياط مدرسه...خلاصه ديگه از اون به بعد کارناممو ميدادن به خودم...
سلام این اولین ارساله منه
کلی ذوق کردم
یه روز رفته بودم خونه بابابزرگم و مامان بزرگم
اسمه بابا بزرگم مجیده
یهو مامان بزرگم گفت مجید برو یه نوشابه بخر
حالا سوتی بابابزرگمو:مشکی بخرم یا سیاه؟!!!!!!!
ننه بزرگ ما: یه مشکی بخر یه سیاه !!!!!!!
رفتم بهشون گفتم تا نیم ساعت داشتن میگفتن به کسی نگو منم نامردی نکردم اومدم گذاشتم تو 4جوک
دارم با نوه خاله مامانم صحبت میکنم (یه پسربچه دهه هشتادی) بهش میگم می خوای چه کاره شی؟میگه بزرگ شم برم دانشگاه بعد عروس شم!
من O-0
عروس :((((
داماد :|||
ودیگر زوج های جوان :0
با دوستم رفتم مغازه روسري فروشي شلووووغ هي ميگم آغا اون روسريه چند ولي محل نميذاشت كه منم جوش آوردم گفتم به درك
رو كردم طرف دوستم: گمشو بريم D:
بيچاره اولش كلي تو شوك بود بعدشم با هم آسفالتاي كف خيابونو نوش جان كرديم
چيه؟خب آدمو اسبي ميكنن
من نمیدونم چرا وقتی داداشم به بابام میگه بابا یکم پول بده بابام یه جوری قربون صدقش میره و پولو تقدیمش میکنه که انگار بهش گفته بابا یکم بخاریو زیاد کن.ولی من وقتی میگم بابا"1000 تومن" بده من برم بیرون بیام،با یه سری حرفا ثبات شخصیتیم از بین میره.
ینی واقعا سر راهیم؟
اخه چرااااااااااااااااااااااااااااااااااا:"((((((
آغا بجه که بودیم بابام من رومیبرد آرایشگاه گریه میکردم از لباس سفید آرایشگر میترسیدم آغا میگفت بذار عطر هم بهش بزنم من دیگه چه میدونم داخل آبپاش آب هست نه عطر
اخرین امتحان ما تاریخ ادبیات بود
این تاریخ ادبیات دوم وامونده خیلی سخته
خلاصه خوندم و رفتم سر جلسه
برگه ها رو دادن
اسممو نوشتم
با ارامش رفتم سراغ سوالا که ...........
یا ابوالفضل !!!
اینا چیه ؟؟؟
3 صفحه بود منم هیچکدومو بلد نبودم
یه نگاه به کلاس انداختم دیدم همه چشماشون چسبیده به برگه و در استانه کردنن!
یه نگاه ه بالای برگه کردم دیدم نوشته سوم انسانی !!!!
ای خدااااااااا
فوری گفتم خانووووووم این ماله سومه نه دوم
و همه رو از مرگ حتمی نجات دادم
خلاصه بعد از نیم ساعت برگه های اصلی رو دادن
اره ما یه همچین مدرسه ی گیجی داریم !!
پسر بچه ی همسایمونو که 3-4 سال داشت مامانش اورد تا چن ساعتی نگه داریم!یکم باهاش بازی کردم بعد بالش گذاشتم رو پام تا بخوابه!شروع کردم به خوندن عروسک قشنگه من قرمز پوشیده...(منم عاشق خوندن اپرا و اواز!)به قسمت اینجای شعر:تو رختخواب مخمل آبی خوابیده رسیدم اونقدر داد زدمو تو فاز خودم بودم که وقتی چشامو وا کردم دیدم نفس بچه لابا نمیاد گوله گوله اشک میریزه قرمز شده!!!
مردم ساکتش کردما!!!اصن یه وضی!
امروز تو اتوبوس بودم حالا نزدیکیای من دو دختر بودن!!!مکالمو داشته باشین:
=راستی مسلم با پری چی کار کرد؟هن. با همن؟؟؟
*نه بببببببباااابا شرو نکرده تموم کرد!!!
=اِاِاِ اِ چرااااا(با جیققققققققق بنفش البطه یواش)
*چمدونم میگه دختره سر زبون نداره...خوش عکس نیس....
جاااان؟؟؟؟ خوش عکس نیس!!!!
یعنی ملاک انتخاب بعذیا تو کیسه صفرام ...آخه معدم ناراحته نمیشه بفرستم اونجا...
عاقا ما يه فاميل داريم چاقه.مادرش تصميم ميگيره برا اينكه لاغر شه بفرستتش ورزش حالا چي كاراته!هيچي ديگه بعد از كلي خريد لباس و فلان و بسار اين ميره باشگاه.عاقا مربيم نامردي نكرده همون اول گفته بيا مبارزه با كي يه كمربند مشكي!(احتمالا ميخواسته آب بنديش كنه)اينم ميره يه دو تا حركت ميزنه يه دفه حريفش يه لگد ميزنه تو شكمش اينم يه جوري ول ميده كه كمربند مشكيه ناك اوت ميشه.حالا شما فرض كنيد تو لحظه چند نفر از هم باشگاهياش از خنده چاه نفت حفر كردن
آخه فاميل گل من مي خواي كاراته غذا نخور قبلش يا حداقل يه دس به آب برو تا ضايع نشي
پسر عموی بابام داشت ادرس خونه ی عمم اینارومیپرسید میخواستم بگم سرکوچشون مغازه یادکونه گیر کردم گفتم سردکونشون مغازست هان چرامیخند اصنم سوتی نبود اشتباه لپی بود
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 22634
کل بازدید: 531975875










