broken angel
دوست خوبم سلا�
مشکل منم همینه که خواهر برادر ندارم
مادرمم فقط کافیه بابام بگه نه حرف رو حرفش نمی زنه
بابام اصلا منطق نداره خودشم می دونه.
مثلا دوشب پیش من داشتم می رفتم خونه بر خیابون و پارک جلوی خونمون بودم یهو یه ماشین ایستاد یه پسره پیاده شد یه قفل فرمون دستش بود بی خود و بی جهت اومد کوبیدش تو صورت من منم پرت شدم وسط چمنای پارک
اصلا نمی تونستم تکون بخورم پارکم انقدر خلوت بود که نگو رفتم خونه نه مامان نه بابام اصلا نمی گن چی شده ؟؟؟ چته؟؟؟
بگذریم دیروز هم باشگاهیام اومدن خونه ملاقات من اونوقت...
هیچی دیگه بابام آبرومو برد اومده میگه خودتم اضافی هستی تو این خونه سیاهی لشکر با خودت آوردی؟؟
اونوقت به یه همچین بابایی من می تونم دردمو بگم...
کلا از من خوشش نمی اد.
من بمادرم می رم می گم اما بشرطی که هر اتفاقی افتاد راهنماییم کنید.
Yasiجان دوست خوبم
بابای من به حرفای من گوش نمی ده منم یا کمتر می رم از خونه بیرون یا اگه رفتم دیرتر برمی گردم دیگه هم حوصله بحث کردن با پدرمو ندارم