تو شرکتم یه کارمند دارم
(توجه نمودی شرکتم ولی بخدا مال دنیا ارزش نداره دیدم که می گم)
آقا ایشون سنش یه 50 ساله
خیلی من قبولش دارم
(الآنم نشسته بغل دستم داره این مطلبو می خونه و می خنده)
ایشون تلفنش که زنگ می خوره با توجه به کسی که پشت خطه عکس العملاشم فرق می کنه
اگه از خونشون باشه : می شینه سرجاش و خیلی آروم صحبت می کنه
اگه پدره پیرشون زنگ بزنه : دره این گوشو می گیره و اون یکی رو فرو می کنه تو موبایل تا بفهمه ابوی چی می گه و خودشم از این طرف داد می زنه
اگه از یه شرکت همچین مهم زنگ بزنن : ایشون نیم خیز می شه و عرض ادب می کنه به کسی که پشت خطه
اگه یه شخص مهم زنگ بزنه: ایشون پا میشن می ایستن
اگه شخصی خیلی مهم تر (مثلا من) که ایشون مثلا کارش پیشش لنگ هم باشه ایشون پا می شه وامیسته و تعظیم میکنه...
بهش میگم آخه برادر من (البته از پدرمم بزرگترن) اونکه پشت تلفن نمی بینتت
ولی فقط لبخند می زنه
ماشالا تنه صداشم خیلی زیاده اصلا حرف می زنه دیگه صدا به صدا نمی رسه
آخه این کارمنده من دارم؟
بسلامتیه خودش که خیلی عزیزه تو شرکت