حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشت�
حیف رویام که برای تو از قشنگیاش گذشت�
حیف شبهایی که نشستم با خیالت زیر مهتاب
حیف وقتی که تلف شد واسه دیدنت توی خواب
حیف با وفای من حیف عشق و اعتماد�
حیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو داد�
حیف فرصت های نقره ام حیف عمرم و دقیقه ا�
حیف هر چی به تو گفتم راس راسی حیف سلیقه ا�
حیف اشکهایی که ریختم واسه تو دم سپیده
حیف احساس طلاییم حیف این عشق و عقیده
حیف شادیم تو روزی که میگن تولدت بود
حیف عاشقیم که همش کار خودت بود
حیف اون همه کارها که به خاطر تو نکرد�
حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاورد�
حیف چیزی که ندارم حیف ذوقی که نکردی
حیف گرمای دستم که سپردمش به سردی
حیف قلبم که یه روزی دادمش به تو امانت
حیف اعتماد اون روز حیف واژه ی خیانت
حیف اون شبی که گفتم پیش تو کمه ستاره
حیف اون حرفا که گفتی گفتم اشکالی نداره
حیف چشمهایی که گفتم به تو با لب خندون
حیف آرزوی دیدار با تو بودن زیر بارون
حیف هر چی که سپردم حیف هرچی که نبودی