م

مهدی

@آقا مهدی · ۳۸۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۴۲ رأی)

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

بچه ها می خوام مسیجای دلا رو اینجا بنویسم از تو گوشیم پاک کنم اینجا هم یمدتی که بگذره و پستای جدید بیاد کم کم دلا رو هم فراموشش میکنم:حالا اگه دوست داشتید لایک کنید تا همه
مسیجایی که واقعا دلمو بدرد میاره براتون بنویسم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دلا:مهدی تو از رابطمون چی میخوای؟
من:دلا من فقط یه عشق واقعی میخوام همین؟
دلا:من بنظر خودم واقعا عاشقتم.
من: من برات عشقو معنی میکنم ببین تو اینطوری هستی؟
بنظر من اگر عاشق واقعا عاشق باشه
واسه رسیدن بعشقش هرکاری میکنه هرکاری...
البته تا جایی که توانشو داشته باشه.
دلا آدم عاشق خودشو واسه هر تاوانی آماده میکنه.
عاشق که شدی فقط یه هدف داری رسیدن بمعشوق
حالا هرچقدر که راه ناهموار باشه برات مهم نیس
برات حتی سختیاش شیرینه.
هر چقدر سختی بکشی برای رسیدن به عشقت
بعد محکمتر نگهش میداری. فداکاریات بیشتر میشه
روز بروز دلت براش تنگتر میشه
برای دیدنش مشتاقتر میشی
دوریش اذیتت میکنه
دوست داری تو همه جمعایی که هستی اونم کنارت باشه
دوست داری به همه بگی منم تو دنیا یه عشق دارم
عادی نمیشه برات
میشه همه زندگیت
همه دنیات
هوس هیچ جایی تو رابطه نداره وگرنه
وگرنه عاشق و معشوقو از هم خسته میکنه و دل زده...
حالا اگه حس تو یکدرصدم عکس این حرفای من بود بدون که هنوز عاشق نشدی.
دلا: عاششششششششششششششششششقتم دلم میخواد الآن بودی انخد سف بخلت میکردم که نفست درنیاد دیگه.بعد بگی ولم کن دلا کشتی منو...
لایک = (حیف این عشق و علاقم که حروم تو کردم حیف دلا حیف)

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

فانتزیه من اینه که بشم مدیر یه کاروخونه خیلی خیلی با شکوه
با مثلا 3000 تا کارمند
بعد تولیدی باشه تولید انبوه در حد بندس لیگا
بعد یروز بزنه و ورشکست کنم
چند ماه بگذره بعد یروز صبح پاشم برم کارخونه
ببینم طلبکارا صف کشیدن
کارمندا هم تحصن کردن
که آقا این حقوق ما رو کی میدین
بعد حسابدارم بگه میبینید که آقای مهندس گرفتارن خودشون�
بعد طلبکارا بگن آقا این چه وضعشه
منم بگم آقا ندارم چیکار کنم
این دست من اگه مو داره تو بیا بکن
بعد برم زندان دوسال بعد که آزاد شدم
بفهمم که همش زیر سره حسابداره کارخونه بوده
فلنگه بسته رفته جزایر آنگولا
بعله یه همچین آدمیم من

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

رفتیم خونه همکار بابام تا حالا منو ندیده بودن میخ شده بودم تو تلویزیونشون فیلم بود.
یارو میگه دکتر اسم آقازادتون مهدی بود دیگه. معلومه خیلی خجالتی و مظلومه ها!!
تفکرات من: مهدی بود هنوزم هست مجرده قصد ازدواجم نداره خداوکیلی.(علتشم ایشالا تو پستای بعدیم میگم)
بابام گفت: اگه این مظلومه پس ظالماش چطوری ان این فقط هیکل گنده کرده هنوز تو دوره بلوغ مونده دهن واکنه میفهمی چ هیولاییه (دارم برات باباخان هی منو کنف کن)
تفکرات من: آرررررررررررررررررررررررررررررررررره دهه هشتادی ام.
همه جمع (حتی گودزیلا (پسر دکتر)و دخترش که با دیدن من تویه یه حرکت ضربتی رنگ عوض کرد) همه زوم کردن روی من.
آخه پدره من این همه محبتتو توی جمع یجا و یهو خالی نکن رو سرم من خداییش طاقت اینهمه خوبی رو ندارم.
جالبیش اینجاست که پسرش خیره شده بود بمن تکونم نمیخورد. خندم گرفته بود یاده اون جکه افتادم که میگه غضنفر تو سینما می گفت دست بمن نزنید من ر ی د م تو خودم.فکنم طفلک ر ی د ه بود تو خودش کلی ام از درون مسخرش کردم (ولی آخه از یه دهه هشتادی بعیده)...
بعد فهمیدم طفلک عقب افتادست
خدا نبخشه منو خب من از کجا می دونست�
اینم دوست و آشناهه بابای من داره؟

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

یه لگن جلو دره خونمون بود (سوناتا) بعد یه پسره زنگ زده میگه آقا این سوناتا سفیده برای شماست دمه در؟
میگم نه ماشین من تو پارکینگه.
میگه برای باباتم نیست
میگم نه بابام خیلی باکلاسه پراید داره (پرایدش کجا بود بنده خدا)
میگه برا این ساختمون هست اصلا یا نیست
میگم فکر نکنم
میگه پس برای کیه
گفتم نمی دونم
بعد میگه ااااا چ جالب منم نمی دونم ولی پس چرا جلوی دره خونه شمابود؟ گفتم گرفتی مارو؟خب تو اصلا با این ماشین چ مشکلی داری
میگه آخه هم سوئیچ روش بود همم پره بنزین بود. منم رفتم باهاش یدور زدم اومدم خواستم طرف راضی باشه
نمی دونم می خواست منو بخندونه یا واقعا داشت راست میگفت؟شایدم طفلک توهم زا مصرف کرده بود...
ای بسوزه پدر این اجنبیا که با جوونای ما اینطوری کردن ههههههههههههههههههی

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

امیر طاها داآش عزیز من تا حالا کسی کتکت زده؟؟؟
نزده دیگه
آدرس بده خودم میام میزنمت هی می زنم تو سرت میگم بالا بیار هرچی از آمیتیس تو قلبته
یه آدرس ایمیل جدید بساز نگین گناهی نداره ها اینکاری که تو داری میکنه می دونی چیه ببخشیدا ولی چشم داشتن به ن-ا-م-و-س مردمه
پیشنهاد میکنم وقتی یاد آمیتیس میفتی به نگین اس ام اس بده بگو نگین دوست دارم الآن در کنارم باشی..........
آهان هرکاری که نگین میکنه که ممکنه مثل آمیتیس باشه ازش بخواه رفتارشو عوض کنه تا تو رو یاد آمیتیس خدایی نکرده نندازه
آمیتیس رفته اگه باز اومد و دوباره خواست بره چی؟
نگین ماله خودته پس توام بشو ماله نگین کاری نکن از اینجا مونده از اونجا رونده بشی تنهاییتو با نگین پر کن نه با ایمیلای آمیتیس.
من سرزنشت نمیکنم که از آمیتیس مینویسی اتفاقا بنویس تا بچه ها راهنماییت کنن بشرطی که همه حرفای بچه ها رو تو زندگیت بکار ببری
اون رفت یه بهترش اومد دیگه چی از خدا میخوای اخوییییییییی؟؟؟؟
برگشتن اون یعنی حرف زدن رو حرف و مصلحت خدا
فهمیدیییییییییی
آ باریکلا کتکم خواستی خودم در خدمتم

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

از همه دلت گرفته رفتی یک گوشه نشستی
میدونم حالت خرابه چون توهم مثل من هستی
چون توهم مثل خوده من نمیتونی ساده رد شی
وقتی عاشقی تو باید گریه کردنو بلد شی
بغضتو بشکن رفیق همه اینجا خودی ان
همه مبتلا به دردی که دچارش شدی ان
بغضتو بشکن رفیق یار ماهم بیوفا بود
یاده هیچکسی نمونده کی زمونه یاره ما بود
یه چیزی تهه گلوته نفساتو میشماره
تا میخوای بگی حرفی نمیتونی نمیذاره
اسمه این بغضه عزیزم میدونم چ حالی داری
رعدو برق زده نگاهت حالا وقتشه بباری

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

از نامردیه دلا و احسان پاره پاره شد وجودم
از اینکه دلا گفت دوستم داره و حتی معنیشو نمیدونست از اینکه بخودش اجازه داد یه رابطه عاطفی رو شروع کنه و راحت بذاره بره سراغ کس دیگه از دنیا و هرچی توشه نفرت دارم حتی از خودم که انقدر ساده به حرفاش دلبستم به اینکه گفت تا آخرش هستم و حاضره بخاطرم بجنگه.
دلا میخواستم یعمر باهات باشم میخواستم با تمام وجودم بیام پیشت از اونروزی که سوار ماشین احسان شدی تا الآن خواب نیومده به چشمام انقدره اشک ریختم که دیگه چشمام خشک شده پف کرده قرمزه سرم درد می کنه نمی خواستم از دستت بدم نمیخواستم به این راحتی ازت جدا بشم حتی یه قدمم واسه عشقمون برنداشتی
چطوری یعمر با دروغات کنار بیام با وعده های خالیت چطوری آخه عوضی
چشمایی که خیلی دوستشون داشتی رو بیا ببین به چه روزی در اومدن...
بقول دوستای چهارجوک:من بتو دل داده بودم عوضی

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

سلام عیدتون مبارک
امیر طاها داآش گلم خوشحالم کردی اولین چیزی که تو این سایت خوشحالم کرد خبر ازدواجت بود.
ملکه خانومی ک دیووووونه منی اگه بگم چشمام خوب شده که خب دروغ گفتم ولی روبه بهبوده اما هنوزم نمیتونم پشت فرمون بشینم.قول میدم زود خوب بشم.
گوگولی و ساناز 71 و رامسررررر و هیلدا از همتون ممنونم

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

اینم آخرین پست من تو سال 91 (واقعا چ سالی بود)
همتونو دوست دارم برای همتون آرزو می کنم سال خوبی داشته باشید همه کساییی که تو پستاشون ازم اسم بردن نمیتونم بگم چون خیلی زیادن منم وقتم کمه چ کسایی که اسم نبردن نوکر همتون هست�
این پستو گذاشتم حالو هواتون نوروزی بشه
تو قطار پسره به نامزدش می گه همینکه رفتیم تو تونل گفتم نون بده بیا جلو تا بوست کن�
از تونل که اومدن بیرون دختره گفت چهار تا نون بهت دادم
پسره می گه منکه فقط یدونه گرفتم.
غضنفر از پست سر می گه دیدم نونوایی خلوته منم 3 تا گرفت�
¯/0-.
l هی چهار جک
JL
0
< > میدونی چقدر دوستت دار�
JL
--------0--------
l اینقدر
JL

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

رسیدم دره خونه دیدم مامانم با قیافه اسبی اومد بیرون درم محکم زد بهم گفتم: چ خشششششن بابا زلزله 8 ریشترم انقدر شدت نداره. گفت برو بابا همین تو یکی رو کم داشتم و پیاده رفت منم دوییدم دنبالش خلاصه رفت نشست تو پارک (همون فضای سبز محله)منم نشستم چند دقیقه بعد دستمو انداختم دور گردنش یبارم لپشو بوس کردم یهو دیدم یکی از پشت زد رو شونم برگشتم دیدم یه اخوی با لباس پلیس پشت سرمه. اون:سلام اخوی. من: جانم اخوی. اون: نسبتتون؟ من:نسبتم چی؟؟؟ اتفاقی براش افتاده(تازه با کلی خنده)اون:مزه نریز با این خانوم چ نسبتی داری ؟ یه خواهرم اومد به مامان گفت پاشو بیا اینجا من:بخدا مامانمه .خواهر پلیسه:مادر خوب موندن یا کلا شوخ طبعیتون بالاست؟ دست مامانمو گرفت ببره گفتم کجا
می بریش؟(بلند بلند م یخندیدم دیگه)اخوی هم بمن گفت بیا دنبال من رفتیم بالا مامانمو نشوند تو سمند گشت امنیت میگم ااااااااا مامان تو یچیزی بگو دارن جدی جدی می برنمون. به اخوی گفتم : اخوی بقرآن مامانمه خوب اختلاف سنیمون همش 12 ساله بیخیال شو خونمونم همین بالاست اصلا بذار زنگ بزنم بابام بیاد
به مامانم می گه چ نسبتی دارین خانوم روشو برمیگردونه و می خنده خب اخوی هم شک کرده بنده خدا
گفتم من چ گناهی کردم مامانم جوونه .اخوی گفت دستتو انداختی دور گردنش نشستی فکر کردی تگزاسه از این چیزا زیاد دیدم بریم منکرات معلوم میشه گفت اصلا کارت شناساییتو بده یادم افتاد همه مدارکم تو ماشینه مامانم شناسنامشو داد دیدن متاهله اسم یه بچه هم تو شناسنامشه اخوی گفت می دونی مجازاتش چیه؟ (اینجا دیگه واقعا ترسیده بودم)خلاصه کلی التماسش کردم گذاشت زنگ بزنم بابام اومد شناسنامه آورد و گفت که من بچشون�
بعد خواهر پلیسه گفت ماشالا اصلا بهتون نمیاد ازدواج کرده باشین اونوخت بچه این سنی داری؟
منم محکم زدم تو درخت گفتم ماشاااااااااالا کلی معذرت خواهی کردنو رفتن منم گفتم قربونتو برم اخوی کارت درسته بعد مامان خانوم اومده توخونه می گه خره می ذاشتی ببرنمون ببینم فضای زندان چیطوریه
اینم مامانه حادثه جوئه که من دارم؟؟؟

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

منشیه شرکتمون از سوسک می ترسه
داشت می گفت آقای علیان ما قراره سال تحویل هم اینجا باشیم؟ خب کی تعطیلمون می کنی؟؟؟ کلی کار داریم...
گفتم شما 29 تعطیلی
30ام میایی سرکار
سال تحویل می ری خونه
دوباره میایی شرکت خخخخخخخخخخخ
شیرفهم؟بعدم محل جرم و ترک کرد�
حالا چ ربطی داره میگم براتون
یه سوسک دیده سرعتش از سرعت نور هم بیشتر بود یعنی هیچ جوره راه نداشت بزنی بکشیش
خلاصه دیدم یکی از منشیا اومده می گه آقای علیان سوسک بدو بکشش
رفتم دیدم اصلا 2سانتم قدش نیست بدبخت می گم خب شما که تو شیکمش جا نمیشین چرا ترسیدین
خلاصه بهزار بدبختی کشتمش
بعد از یربع که سرگرم کار شدن من با صدای بلند گفتم سوووووووووووووووووسک
یهو دیدم اون ترسو تره دویید بیرون بعد که فهمید من شوخی کردم کیفشو برداشت و رفت بیرون از شرکت بعدم زنگ زده می گه من دیگه پامو تو اون خراب شده نمی ذارم انقدر کثیفه که سوسکه همش داره پرسه می زنه اونجا
فردا هم میام تسویه
بهش می گم خب اگه می دونستم انقدر بی جنبه ای که باهات شوخی نمیکردم بعدم این سوسکه راهشو گم کرده بود بدبخت انقدرم ازت ترسیده بود
عجب منشیه ترسوی بی جنبه ی فرصت طلبی داریما
واقعا که بخاطر یه سوسک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من :-OOOOOOOOOOO
سوسکه که دمر افتاده بود رو زمین:)))))))))))
بازم من خطاب به سوسکه: کوفت کجاش خنده داره
خانوم منشی:ایییییییییییییششششششششششششش

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

♥ مرامم این نبود شاد باشم رفیق غمگین
با اینکه اندازه کافی زندگیم شیرین نبود
خنجرم تو جیب نبود
نامردی رو خوب دیدم اما تو وجود خستم نیست هنوز
حتی اگه بالا بودم زور روی زیری نبود
اونقدری که مشت خوردم خون توی بینی نموند
قسم بتو درویش که اهل درد سر نیستم ولی دست تقدیر آرزومو نشنید

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

بچه ها از همتون ممنونم که بمن لطف دارید
ولی زیادی تعریف نکنید (آرررررررررررررره آخرین ورژن گوشیه)
یه خاطره جان (خب اسمتو نمی دونم خواهر کوشولو) من هستم حضورم کمرنگ تر شده ببخشید دیگه
نرمین جان من واسه زندگی با یه زن قوانین خاص خودمو دارم من اونقدرام خوب نیستم اینا رو میگین پروووووووووو میش�
دلکنده(بهاره خانوووووم)
تو همه پستات باید حتما اسمه من باشه ن؟؟ اصلا انگار شگون داره برات. بهاره خانوم شمام واسه ما عزیزی دل به دل راه بندونه خخخخخخخ
خلاصه که من همتونو دوست دارم از اینکه منو مخاطب قرار می دید حس انشتین رو دارم وقتی ادیسون برقو اختراع کرد... (عمرا بفهمی چ حسی دارما)
ولی انقدر من بدی دارم که خوبیام توش گم شده
دوستووون دار�
راستی راستی داداش امیر طاها اختصاصی دعات میکنم بنظر من باید می رفتی پیش یه مشاور شاید مسئله رو راحت تر می تونستی بازگوش کنی
ولی حالا بشو اونی که نگین خانوم می خواد مطمئن باش خدا کمکت می کنه

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

<<<<<<<<<<خدا نصیب هیشکی نارفیق نکنه >>>>>>>>>>>>
احسان بی همه چیز فقط اینه که رو اعصابه منه
به خدا اگه از این خونه بریم از شرش خلاص میشم البته این سگ ذات فکنکنم بیخیال جریان بشه (قابل توجه اونایی که می خواستن بدونن خونمون رو عوض کردیم یا نه عوض نکردیم چون بابام زیر بار نمیره)
همین امروز صبح با بابام داریم می ریم میوه و شیرینی بخریم
اومده جلوی بابام سلام کرده و دست داد به بابام منم که اصلا دوست ندارم بابام بفهمه چی شده مجبوری دست داد�
ناکس در اومده می گه آقای علیان مهدی چشه اصلا دیگه محل نمی ذاره بخدا من نمی دونم چرا داره رفاقتمونو می بره زیر سوال بخدا حتی یه مسیجم
نمی ده بابا منم بخدا دل دارم...
چشمای منم که گرد شده بود کم مونده بود فوشش بد�
مچ دستشو گرفتم تابوندم لب پایینمو با دندونم فشار دادم گفتم خدا بزنه بکمرت اینقدر خدا خدا نکن ا
بابام گفت آره خودمم بهش گفت�
رو کرد بمن گفت مشکلی پیش اومده
گفتم نه احسان تنش می خواره شما برید تو ماشین منم میا�
بهش گفتم ببین دفعه آخرت باشه جلوی منو در حضور بابام میگیری و دری وری تحویل می دی می دونی که اگه بگم چ نامردی ای کردی چی میشه؟؟
احسان گفت: تو اگه بابات بفهمه دوست دختر داشتی که همین جا ترورت
می کنه خود دانی حالا می تونی بهش بگی منم براش حرف زیاد دارم
گفتم دمه عیدی بذار ازت دلخور نباشم
گفت تو اگه رفیق باشی دمه عیدی منو می بخشی
گفتم د آخه ریده کاری که تو کردی بخشیدنی نیست بوقتش می زنم شل و پلت می کنم
رفتم تو ماشین
حالا بابام هی می گه چی شده پس واسه احسان می گی خونه رو عوض کنیم؟
نیشخند زدم و هیچی نگفت�
دعا کنید فقط نره از احسان بپرسه
احسان منو بدبخت می کنه آخرش

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

یه خاطره می گم از هفته پیش که مشهد بودم فقط بی زحمت خوندید تموم شد قربونتون فقط بخندید لایک نمی خواد....
یه در داره ورودی حرم فکنم باب الرضاست انتهای خیابون امام رضا
ما داشتیم می رفتیم تو با 5 تا از دوستای دیگم بودم یدفعه یه پیرمرده از پشت سرمون داشت میومد
(اه اه اه چقدر که من از این حرکت بدم میاد واقعا زشته)
سعی کنید نزدیک W.C بشید بعد ادامشو بخونید اگه بالا بیارید فرشاتون کثیف میشه دمه عیدی مامانتون طفلی گناه داره خخخخخخخ
این پیرمرده بینیشو تمیز کرد وسط صحن (همون فین خودمون)
آقا چشمتون روز بد نبینه این تموم آت و آشغال اون دماغش (بزنم با چماغ لهش کنم) ریخت رو دست و آستین سروش دوستم
بعد یهو دیدم سروش داره می گیه کثاااااااااااااااااااااااااااافت آخه مردتیکه مگه دستمال تو جیبت نیست بعد ما گفتیم چی شده آستینشو یجوری گرفت که ما بتونیم ببینیم همشم می گفت کثثثثثثثافت نکبت خوبه تو کل حرم 100 تا دستشویی هست آشغااااااله کثاااااافت کاش خادمای امام رضا دمه دره ورودی یکی یدونه دستمال می دادن به این بی شخصیتا من دیگه نمیام مشهد.......
خداییش صحنه چندش آوری بود
ولی اونور بقیه دوستام داشتن دره صحنو می جوییدن
اگه رفتین مشهد دیدین باب الرضا نصفش نیست بدونین ما جوییدیمش
آقا منم نامردی نکردم گفتم سروش بدو تا نرفته بمال به کتش بدو
اونم رفت ما هم از پشت نگاش می کردیمو زمین گاز می گرفتیم

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

خوب خانوم صادقی دم عیدی ی مریض انداختی رو دست ننه بابای ماها!!!!!!!!!
بابا 20 امتیاز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:-O:-O:-O:-O:-O:-O:-O
چرا با من اینطوری کردی قلبم ضعیفه
چشمام چسبید به مانیتور به ارواح خاک چارلی چاپلین........
راستی خیلی خوب شد که این تعداد پستای روزانه ارسالی شدش 3 تا....
بخدا تا یروز یه پست کم می ذاشتم احساس می کردم در حقم اجحاف شده
بازم دمت گرم ما که مخلصیم
ایشالا ما هم واسه عیدی بتونیم چهارتا پست باحال بذاریم کیف کنی خخخخخخخخخخ

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

این مامان بابای من هرچی ام از من بدشون بیاد آخرش واسه این خونه تکونیه نمیتونن از خیرمون بگذرن
خداییش اینقدر که من تو این روزای آخر کار کردم و خسته شدم فکر نمی کنم کوزت بینوا تو بینوایان تو طول عمرش اینقدر کار نکرد
فکو فامیل که نه ولی شما بگید این شانسه من دارم؟؟؟

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

داشتم تو بخش تنهایی پستای بچه ها رو می خوندم از آخرین پستی که خودم فرستاده بودم شروع کردم اونا که کوتاه تر بودو می خوندم چون وقت نداشتم تا رسیدم به یه پستی که شعر بود
•••گاهی ....
دلم تنگ می شود... برای حرف های معمولی....•••
شعرش همین بود فکنم...
نخوندم ردش کردم رفتم سراغ پست بعد احساس کردم
یه چیزی داشت که سعی می کرد داغونم کنه
دوباره رفتم بالا نام فرستندشو دیدم نوشته بود
حتی الآن اسمش بغض میاره سراغ�
نوشته بود دل آرام
یهو یخ کردم دیگه هیچی نفهمیدم تا بخودم اومدم دیدم دارم گریه می کن�
بعد برای اینکه خودمو آروم کنم گفتم اون ارزششو نداره مهدی این فقط یه تشابهه اسمیه پسر پاشو لپ تاپتو خاموش کن و برو بزندگیت برس
(دل آرام نمی دونی امروز از دیدن اسم فرستنده پستی که حتی نخوندمش که شبیه اسم تو بود چقدر داغون تر شدم)
بخدا دیگه نمی خواستم حرف بزنم اما نتونستم اینو نگم

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

جای عکسات و رو دیوار قاب میگیر�
یکی از همین شبا دیگه میمیر�
اینقده اشک می ریزم رو جای پاهات
که همه بپرسن اون چی کرده باهات
خوب زدی شکستی دل رو نازشستت
حالا طفلی توی تاریکی نشسته
قول میدم به روت نیارم چی کشید�
تو فقط برو بهت هیچی نمیگ�
تو فقط برو بهت هیچی نمیگ�
این همه خاطره رو کجا بزار�
هر کی که بپرسه می گم دل بریدی
میگم این همه تمنا رو ندیدی
شاید اون دلت بخواد و غیرتی شه.
قرارمون نبود بری
قرارمون نبود بری چشمامو تنها بزاری
یه ردپای عاشقی روی دلم جا بزاری
قرارمون نبود بخوام تو حسرت عشق بمون�
شعرای بیوفایی رو قرار نبود تا بخونم

M
MEHDI>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

سلام به همه بچه های تنهایی
سعی کردم جواب همه بچه ها رو بدم هر کی از قلم افتاد یا من پستشو ندیده بودم دیگه حلال کنه
صدف خانوم :♥
گریه نکن اونوقت من خودمو نمی بخشم تصمیم گرفتم اینجا دیگه هیچی ننویسم منکه یکسال دردمو تو خودم ریختم فقط نزدیکای عروسیش که شد دیوونه شدم اشکام می ریخت و اینجا می نوشتم ولی دیگه قول می دم اشک کسی به خاطر دری وریای من نریزه
اعصاب خودتو واسه چیزی که ارزش نداره خورد نکن چشمامم خوبن
از 4جوکیا هم ممنونم هم شرمندشونم(بخش تنهایی)
sanaz71 خانوم:♥
شاید باورت نشه اما همین شعر و محسن دوستم برام دیشب اس ام اسش کرد ولی بخدا دوست ندارم برگرده جاشم اصلا خالی نیست.بقول شاعر دنیای خودم گرم است من دوست نمی خواهم دیگه هم نگران من نباش من خوب�
شکننده (همونی که ما نمی دونستیم کی بودی خخخخخخخخخخ):
من نباشم که چشمای تو ضعیف بشه ولی اگه شد نوکرتم هستم همه هزینشو خودم میدم خخخخخخخخخخخ
Bahar جان:♥
سلام اصلا خودتو بخاطر من ناراحت نکن
اون آهنگی ام که گفتی همه زندگیه منه می خونم درد می کشم آه می کش�
راستی ما راضی بزحمت نیستیم خانوم شما بخواهید غصه هممونو بخوری کمر خورد کنه دردی که من دار�
رامسررر عزیز:♥
کم سعادت شدم عزیز خوبم شکر خدا
ممنون که نگرانی من خوبم (میدونم میگم خوبم ولی نیستم)
دلکنده جان خانوم خانوما:♥
من هستم عزیز فقط کم حوصله شدم
جدیدا خیلی زود عصبی می شم هر کی هم هرچی می گه فکر می کنم داره مسخرم می کنه حتی اینجا
بریدم همین
_Khanome~khas_ عزیز:♥
داداش کیان اگه فعاله پستاش رنجش خاطر نداره آرامش محضه اما من چی بذار چهارتا که مثل ما نیستن دلشون ناخوش نشه با پستامون
AsA خوبم:♥
چشمام خوبن ممنون از توصیه هاتون
من بر عکس همتونم داداشه گلم:♥
(پست پاتوقتو خوندم)
ما زندگی رو جدی گرفتیم اونه که ما رو جدی نمیگیره
فقط بدون عشق من ساده نبود شاید اون ساده گرفتش یا تو ساده بدونی اما خودم می دونم که تمام وجودم شده بود وجود اون
الآن ناراحتیم از خوده احمقمه نه کسه دیگه
پدره من 7 ساله نه خرجی بهم داده نه هیچی. سخته پدر داشته باشی اما نتونی بهش تکیه کنی و دردتو بهش بگی من حتی بعضی وقتا پول کتابامو نداشتم که بدم اما بابای من چی؟ گفت: بمنچه اگه میومد منو پشت میله های زندان می دید اونوقت حالیش می شد
بیخیال دلم نمی خواد زیاد حرف بزن�
malake tanhaii عزیز دله من:♥
اونکه عاقل بود باهام چیکار کرد که تو که دیوونمی برام بکنی؟؟؟؟
(شوخی کردم بدل نگیریا)
رابطه من با پدرم هیچ ربطی به عشقم نداره پدره من خیلی وقته باهام خوب نیست....
خانومی چشمی که اگه باز باشه باید خیانت ببینه نامردی نارو بی مهری ببینه همون نبینه بهتره
Marmary s خواهر خوبم:♥
دلم میخاد قبل از رفتنم ببینم که اوضاع خوبه یکم خیالم راحت بشه بعد بدون اینکه کسی بفهمه اروم تیکه های لحظه های تنهاییمو جمع کنمو بردارم برم.
برم به جایی خیــــــلی دور
به جایی که فقـــط خــــــدا میداند...
با این یه تیکه پستت خیلی حال کردم اگه یه همچین جایی بود من تا حالا رفته بود�
Vine جان:♥
ممنون که نگرانید جاتون مشهد خالی بود
رفتم دکتر میگه حساسیته فصلیه ولی خودم می دونم تا گریه می کنم وضعم همینه (دکترا تشخیصشون اشتباه نیست من انتخابم اشتباه بود)
sara//saboor خانوم:♥
من که واقعا محتاج دعا هستم مرسییییییییییییییییییی
از همتون ممنونم دوستتون دارم اینجا اصلا یادم میره رابطم با پدرم بده یادم میره خواهر برادر ندارم خیلی گلید:-*