دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس عاشقانه

  55603

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافیست ...
تو مرا باز رسانی به یقینم کافیست ...
قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو !!!
گه گاهی که تو یام بکنی هم کافیست ...

  55597

از زمستانم معلوم بود...
که این عید را هم تنها باید سر کنم!

  55578

خط خطی های משורמןו :
توی سالن داشتم بصورت کاملا غـــــــیــــــــراتفاقی از کنارش رد میشدم که شنیدم به دوستش گفت میخوان عیدو برن سفر،زود نیت کردم و زیر لب سه تا آیه الکرسی خوندم و بعد به نزدیکترین جایی که اون بود فوت کردم...سمت چپ قفسه سینه م...

  55577

خط خطی های משורמןו :
امروز با چشمام دعوام شد...تنها نشسته بودم تو کلاس،یهو اومد تو،میخواست شال گردنشو که جا مونده بود برداره،با اینکه هر دوشون بهم قول داده بودن سر به زیر باشن از وقتی اومد تو زل زدن بهش تا وقتی که پشت در کلاس گم شد،خیلی دعواشون کردم خیلی...اونقدر که شب رو بالش خیس خوابم برد...

  55562

بـا اجـازه ی صـاحـب سـبک...
"یـکی از لـذت هـایی کـه نـیست..."
تـوی ایـستگاه ِ مـترو مـنتظر ِ قـطار بـاشـیم...
وقـتی صـداش از دور اومــد...
بـریم کـنار ِ ریـل وایـسیم بـرای سـوار شـدن...
اون یـه جـا بـایسـته بـگه دره ورودی دقـیقأ ایـنجا مـی ایـستـه!!!
مـنم یـکم ایـنورتـر وایـسم بـگم :نـه!ایـــنـجـا وایـمیــسه!!!
الــکی بـحـث کـنیم و بـخندیم...
بـعد بـبینـیم هـردوتـامون اشـتباه کـردیم...
بـعد تـو مـترو هـی هـمدیگـرو بـا دسـت نـشون بـدیم و مـسخـره کـنیم...!
...
لایک:سـلام مـترو...شـناخـتی؟آری هـمانـم!فـقط ایـن بـار تـنهـایم...
راسـتی مـترو مـسیرت بـه سـوی مــرگ هـم مـیخورد..؟
بـه سـوی جـهنم چـطور..؟
بـیخـیال،مـن حـوصـله ی ایـستادن در مـترو بـدون ِ عـشقم را نـدارم...
بـیخوابم روی ریـل زودتـر مـیرسـم...بـه مــــَرگ...!

  55543

گوشــی موبایلــی کــه تــوی دســت فـــشرده نــشه
بــه خاطــرِ تـــــو بوســیده نــشه
شـــب کــنار بالــش گذاشــته نــشه
چــند بــار نیمه هــای شــب بــه خاطــر پیــام هـــای احنــمالی ت نگــــاه نــشه
گوشــی مــوبایل نـــیست کــه.....
صــــرفا همــون گوشــت کــوب معــروفه کــه بــه خاطــر نداشــتن تـــــو بایــد روزی صــد بــار کوبــیدش بــه دیــــــــــــــــوار

  55542

*خـــــــــاص* سال نـــو!!
سبزیهِ حضورت را بدون شیرینی سمنو نمی خواهم.
و قرمزیه لبانت را به قرمزیه ماهی تویِ تُنگ نمیخواهم.
سیب سرخ ، که سلامتی را مینگارد را بدون سلامتی تو نمی خواهم.
بیا که سکه ها و سنجد ها که بدون توست را به ترشیه سرکه و سماغ نمیخواهم!
دل شکسته ام ! تو را شکسته تر از این نمیخواهم . . .

  55535

من درون قلب خودم جاداده ام تورا
ودراندیشه ی خود
میگذرانم هر روز
سیمای دل آرای تورا
وچه شادم و مست
ازطلوع هرنگاهت
دردل تکرارخاطره ها...
(این دل نوشته ی خودمه))):)))

  55464

آهای هواستون باشه وقتی به کسی میگید همسرم ، تموم زندگیم ، همه کسم و ... مسئولیت بزرگی رو به عهده میگیرید
خدا لعنت کنه اونی که همه ی اینارو به من گفت و الان دستش تو دست کس دیگست
(نه خدا تورو به جون من کاریش نداشته باش)

  55439

بلاتـکـلـیـفـمــو دل سـرد فـقـط فـکـری بـه حالـم کـن
اگــر یـکــ لـحـظـه بــد بــودم ازم بـگــذر حـلالــم کن
تـوهـر اوضـاعـوو احـوالـی فـقـط خوبــی بـهـت کـردم
تــوی سخـتـی یــا دلـتـنـگـی کـجا دیــدی ولــت کــردم ؟
دلـت خـواسـتـه ازم رد شـد نـمـیـخـوام حـبـس مـن بــاشی
واسـه دونـسـتـن قـدرم بــایـد یــه قـدری تـنـهـا شـی
تــوایـن تـنـهـائـی هـا فـعـلا بــهـونـت رو نـمـیـگـیـرم
تــا تـکـلـیـفـم بـشــه روشـن دیـگـه واسـت نـمـیـمـیـرم
دیـگـه بـعـد تــو مـیـدونـم کـه قـلـبـم ســردو مـتـروکـه
حـالا حـتـی دل سـادم بــه رفـتـار تــو مـشکـوکه
بــه چـشـمـای خـودم شـایــد بــه تــو کـه شـک نـمـیـکردم
سـر لـجـبـازی هــم بـاشـه دیـگـه دورت نـمـیـگـردم
واسه تــو مـثـل مـن شـایـد تـوی دنـیـا فـراوونـه
ولــی هـیـچـکـی شـبـیـه مـن مـگـه قــَـدرت رو مـیـدونـه
دیـگـه حـرفـی نــزن بـا مـن نـذار بــدتـر بـشـه حالـم
دارم مـیـمـیــرمـو از ایـنـکـه تـنـهـا نـیـستــی خــوشـحـالم
کـی گـفـتــه چــون ولـم کـردی مـن از دسـت تــو دلـگـیـرم ؟
نـبـاشـی مـن نـمـیـتـونـم مـنـم بــعـد تــو مـیـمـیـرم
دل سـرد تــوهــم آخـر مـنـو راضـی بــه مـرگـم کــرد
ولــی هـرجـا بــرم مـیـگـم فــلانـی رفــتـو تـرکـم کــرد :(
هـنـوزم گــوشـه ی قـلـبـم تــو تـنـهــا فــرد مـحـبــوبــی
مـیـتــونـم حـس کـنـم از دور کـــه هــرجـایــی گـلـم خـوبــی
تـو دوسـم داری مــیـدونـم یــه روز دسـت تـو رو مـیـشـه
مـیـدونـم رابـطـت بـا مــن یــه روزی زیــرو رو مـیـشه
تــو کـه رفـتـی خــدا هـمـرات ولـی تـنـهــا شـدی بــرگــرد
سـراغ اون کــه شـب هـاشـو فـقـط بــا یــاد تــو سـر کـرد
اونـی کـه ظاهـرا انـگـار زیــادی از سـرش بــودی
ولـی تـنـهـا اجـابـت از دعـای هـرشـبـش بــودی
واسه تــو مـثـل مـن شـایـد تـوی دنـیـا فـراوونـه
ولــی هـیـچـکـی شـبـیـه مــن مـگـه قــَـدرت رو مـیـدونـه
دیـگـه حـرفـی نــزن بـا مـن نــذار بـدتـر بـشـه حـالـم
دارم مـیـمـیـرمـو از ایـنـکـه تـنـهـا نـیـسـتـی خــوشـحـالم

  55438

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

  55425

همین امروز یا فردا تو را از دست خواهم داد / چگونه بگذرم از تو بگویم هر چه باداباد/ مگر هر قصه ای شیرین شبی پایان نمیگیرد ؟ و تو آن قصه ای هستی که بی آغاز میمیرد.

  55424

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن / ابتدای یک پریشانیست حرفش را مزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو / چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را مزن / خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی / این شکستن نامسلمانیست حرفش را مزن

  55403

بی تو نیست احساسی تو قلبم .........
دوتا چشمامو میبندم...........
یاد اون همه خاطراتمون می افتمو بیخود میخندم......
بی من با چه حسی درگیری........
و قتی دستاشو میگیری.......................؟؟!!!!!!

  55383

اتشی روشن کردم و عهد کردم تا خاموش شدنش دعایت کنم. میدانم به انچه میخواهی میرسی زیرا من هر بار یک هیزم اضافه میکنم.