م

مجتبی

@mehreirani · ۷۹ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

پ
پست اولمه ۱۲ سال پیش
پیام

سامرانديدمت' نجف پاى ايوون طلا نديدمت' نديدمت نديدمت...
شب جمعه هاتوصحن وحرم كرب وبلا نديدمت...
بين سقاخونه وپنجره فولاد رضا نديدمت نديدمت
عرفه' مدينه وسعى وصفا' كوى منا نديدمت
صبح جمعه ها دعاى ندبه هاوگريه ها نديدمت نديدمت
عمريه دارم ميگم آغابيا آغابيا' نديدمت نديدمت نديدمت...
.
.
.
حاج عبدالرضاهلالى

پ
پست اولمه ۱۳ سال پیش
پیام

آیا می دانید:
انجمن طب سنتی انگلستان ادعا دارد بیش از بیست بیماری سخت را با روزه درمانی نجات می دهد؟
و آنان نام روزه را جراحی بدون تیغ نامیده اند
و آیا می دانید سه چهار روز اول که بدن بی حال و کمی روزه گرفتن سخت تر، بدن در حال سم زدایی است و روزهای بعد سرحال و با نشاطیم؟
و آیا می دانید
تقوا، خودکنترلی، اراده به یک معنا است و با روزه خاص(شکم و ذهن) به عالی ترین رتبه اراده می رسیم؟

پ
پست اولمه ۱۳ سال پیش
پیام

وقتى شبيه فاطمه لبخند ميزنى
برچينى شكسته ى دل' بند ميزنى
من غرق خوابمو توبراى ظهور خويش
هرصبح جمعه روبه خداوند ميزنى
باناله ى غريبى خود گوشه ى كوير
آتش به جان سينى اسپندميزنى
كى پرچم مقدس دارالخلافه را
برقله ى رفيع دماوندميزنى...
بعداز زيارت نجف وطوس وكربلا
حتماسرى به فكه و اروند ميزنى
بااشك ديده آب به قبر
آنان كه كشتگان فراتند ميزنى...//....
.
.
حاج عبدالرضاهلالى

ل
لیلی و هیچکس... ۱۳ سال پیش
جوک

من ودوستم الهه به اصرار دوستام رفتیم سر کلاس اونا مهمان شدیم آخه میگفتن سر کلاسش خیلی باحاله و...(البته با استادشون هماهنگ نکرده بودیم)کلاس شلوغ بودتا...صب.تا استاد اومد نشست ی نگا به من انداخت پرسید مهمانید؟من:بله استاد،شرمنده اجازه نگرفتیم ما تعریفه...پرید وسط حرفم وگفت پاشو برو بیرون کلاس ما به اندازه کافی شلوغ هس،پاشو!!!من و الی با صدای خنده پسرا کلاسو ترک کردیم...منم ی آدم حساااااس تصمیم گرفتم با الی چنتا صندلی بزاریم پشت در کلاسشون تا جبران زحمت کنیم(هیشکی تو سالن نبود)گذاشتیم و من محکم درزدم وفرار...تا رسیدم طبقه دو،دیدم الی باهام نیس،بعد چن دقیقه الی رو دیدم که داره میاد پایین.آره عزیزم حراست نمیدونم از کجا ما رو دیده بوده والی رو که دیونه موقع فرار که داشته از پله ها میرفته بالا گرفته بودن(باید میومد پایین،بالا که پشت بوم بوده)حراست پرسیده کجا میری؟الی:کلاس دارم.حراست:روپشت بوم؟الی وااای حواسم نبود و...
خلاصه اینکه اعتراف کرده بود و خداروشکر بخشیده بودش.

m
mojtaba ۱۳ سال پیش
پیام

بياگناه نداردبه هم نگاه گنيم؛
وتازه داشته باشد،بياگناه كنيم؛
نگاه وبوسه ولبخنداگرگناه بود؛
بياكه نامه اعمال خودسياه كنيم؛
بيابه نيم نگاهى وخنده اى ولبى؛
تمام آخرت خويش راتباه كنيم؛
نگاه نقطه آغازعاشقى ست، بيا؛
كه شايداز سراين نقطه عزم راه كنيم؛
اگربخاطرهم عاشقانه برخيزيم؛
نمى رسيم به جايى كه اشتباه كنيم؛
براى سرخوشى لحظه هات هم كه شده ست؛
بيا؛ گناه ندارد به هم نگاه كنيم...