دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس عاشقانه

  56146

***********حکایت رفاقت من با تو،حکایت "قهوه"ایست که امروز به یاد تو.... تلخ تلخ نوشیدم!که با هر جرعه،بسیار اندیشیدم،که این طعم را دوست دارم یا نه؟و انقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن كه انتظارتمام شدنش رانداشتم!وتمام كه شدفهميدم بازهم قهوه ميخواهم!حتي تلخ تلخ.********
text by: meysam

  56141

واین بودسرانجام عشق ما(اگه کاری نداری برم وقتموطلف نکنم باهات)

  56132

روزهای آخر است؛بنگر که چه کردی؟؟؟
سوزاندی یا سوختی ؟؟؟
خندیدی یا اشک ریختی ؟؟؟
91 هم گذشت 92 هم میگذرد ....
عهد کن حال که روزها در گردش است همیشه عاشقم باشی ....
همچون من که عهد کردم .....

  56117

vahid_73
.
به سلامتی اون حس هایی که نمیشه به اشتراک گذاشت مگر با خدا …

  56111

سياه بودن لبانم از سيگار نيست....................
لبانم مشكي پوش حرفهايي هستند كه نا گفته مانده اند ................

  56092

شیشه های شکسته تعویض می شوند
پل های شکسته ، تعمیر
آدم های شکسته ، فراموش . . .

  56083

بی راهه رفته بودم آن شب
دستم را گرفته بود و می کشید
زین بعد
تمام عمرم را بی راه خواهم رفت

  56079

خط خطی های משורמןו :
هرچی سرفه می کنم راه گلوم باز نمی شه،یه حرفی مونده توش،بخاطر ترس از جوابی که از تو می شنوه می ترسه بالا بیاد و به خاطر بغضی که راهشو بسته نم یتونه پایین بره...مامانم یه قاشق دیگه شربت سرفه برام آورده تو اتاق،میگه بخور پسرم راه گلوت باز بشه،میخورم ولی با شربت باز نمیشه راه گلویی که پیش تو گیر کرده...

  56074

خط خطی های משורמןו :
بچه که بودم سوار تاب که می شدم بابام خیلی محکم هلم می داد،وقتی تاب می رفت بالای بالا دلم هری می ریخت پایین،ولی نمی تونستم منظورمو برسونم به بابام میگفتم"اونطوری هلم نده یه چیزی میفته تو دلم می ترسم"و بابام بهم می خندید...
اینروزا وقتی نشستم سر کلاس سعی می کنم همش سرم پایین باشه،آخه هربار که سرمو میارم بالا و چشمم به تو میفته یه چیزی میفته تو دلم...خیلی میترسم...

  56042

جواب شعر دوست عزیزم *غریبه*
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

  56037

قلب تو به زیبایی همه گلهای دنیاست
خوش به حال کسی که قلب تو براش می زنه

  56022

ویـــژه D$D$D
یـکـی از لـذتـهـایی کـه دیـگـه نـیـسـت..
ایـنـه کـه، صـبـحـونـه رو اون آمـاده کـنـه.. احـتـمـالاواسـم تـخـم مـرغ خـرمـا درسـت کـنـه.. کـه خـیـلـی دوسـت دارم...
بـرایِ نـاهـار، نـوبـتِ آشـپـزی مـن بـاشـه...
مـنـم بـا کـلاه و دسـتـکـش و پـیـشـبـنـد خـودمـو شـبـیـهِ سـرآشـپـزا کـنـم.. بـا قـلـم و کـاغـذ بـرم سـراغـش و بـگـم:
روزتـون خـــوش.. خـوش اومـدید ، قـدم رو چـشـمـایِ سـر آشـپـز گـذاشـتـیـد...
بـعـد اَلـَکـی یـه کـاغـذ بـدم دسـتـش کـه مـثـلا مــِنـو غـذاس.. ""امــــّا مـی دونـم سـفـارش اون چـیـه..""
ایشـون بـگـن : مـمـنـونـم.. اووووووووم ... سـفـارشِ هـمـیـشـگـی..مـن پـاسـتـایِ مـخـصـوصِ سـرآشـپـز رو مـیـل مـی کـنـم...
بــــلـــه خـانـوم... چــشـّـم.. تـا سـی دقـیـقـه دیـگـه آمـادس..بـراتـون دِســـِر مـیـارم تـا سـفـارشـتـون آمـاده شـه......
بـعـد یـه چـشـمـک بـزنـه و تـشـکـر کـنـه...
لایـــــــــــــــک= تـــــــازه شـد بـه هـوایِ "تـــــو" دله تنگِ مــــن...ای وااااااااای...

  56016

رودر روی درگاه خانه ات دوست دارم درخت شوم شاید روزیکه پیر شدی از یک شاخه ام عصایی بسازی.

  56008

تو که خوب میدانی هنگام نــو شدن سال حتی ثانیه ها نیز بدون تو مرا تحویل نمیگیرند ...!
کنارم بمان تا باتــو سالــم تحویل شود .

  55924

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌
گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟