دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

امروز امتحان میان ترم داشتم
حالا دیشب خوابم نمیبرد از استرس
یه نیم ساعت خوابیدم یه
خواب4جوکو دیدم
که همه هم کلاسیا و خود استادم عضوشن
استاد از تک تکمون داشت امتیازامونو میپرسید!
منبعد امتحان:(
استاد بعد امتحان:))

شمام مث منید یا فقط من اینطوریم
هر وقت از طرف4جوک بهم امتیاز هدیه میدن
هر وقت به امتیازم نگا میکنم بغض میکنم
بعد میگم این امتیازا خوردن نداره
و امتیاز هدیه رو از امتیاز اصلی خودم کم میکنم!

رفتم اداره پست با یک جعبه بزرگ گذاشتم رو ترازو کارمنده اومده میگه میخوای پست کنی ؟
منم گفتم پ ن پ میخوام ببینم اگر اضافه وزن داره شبا بهش شام ندم!!!!@#$%^&
هیچی دیگه از اداره پست انداختنمم بیرون.

گودزیلامون کلاس اوله. یه روز یادش رفت غذا با خودش ببره برگشته به معلمشون گفته گشنمه غذا می خوام بعد معلمشون بهش پول داده اینم رفته واسه خودش خوراکی گرفته بقیه پولم برداشت برای خودش فردا باباش بهش پول داد تا پول معلمشون رو بده اینم رفته با اون پولا واسه خودش خوراکی گرفته
اصن یه وضعیه‏ ‏......
ما بچه بودیم به جز درس با معلممون حرف نمی زدیم چه برسه ازش پول بگیریم

چهره های خندان ، به معنای حضور نداشتن غم و اندوه نیست !
بلکه به معنای توانائی برخورد با آنهاست . . .

در یک نفسی که آمد و زود گذشت. این زندگی ام چقدر بی سود گذشت .بی فایده بود همین جهان گذری. عمرم که به اندازه ی گل بود گذشت...
شعری از خودم

+ اعــتراف میـکنــم داشــتم
چـیپــس فلــفلی میخــوردم بـعد از
3 تا دونـه آتـیش گرفــتم و وخــتی چیــپسه 4 برداشــتم چیــپسو مــثه چایــی فــوت کـردم بعد خــوردم ...
ینــی خــودم به عــقل خــودم شــک کــردم ...+

به سلامتی بازی های کامپیوتری که یادم دادن هروقت دشمن دیدم یعنی دارم راهو درست میرم !

اعتراف میکنم اونقد پست گذاشتم و تایید نشده میترسم پست بذارم همون یکم امتیاز ته دیگ مونده م هم بپره...از اینکه این همه آدم خاطراتشون یا حرفاشون مث منه تعجب میکنم!والا با این نوناشون.
ترسوهای مث من لایک لدفآ(^_^)

دیشب رفتیم خونه عموم اینا گودزیلا برگشته به مامانم میگه مامان میدونی من محسن کلاس شدم؟
مامانم:جاااااانم؟چ شدی؟
گودزیلا:محسن دیگ,محسن کلاس
اونوقت پسرعموم برگشته میگه بیشعور محسن چیه,مکسر من خودم ازکلاس اول تا الان سه بار مکسر شدم...
دوگودزیلاباهم:اصن تو چ میدونی محسن چیه,نه که تو میدونی بعدشم زدن همدیگرو له کردن
ینی این دوتارو باید فرستاد واس فرهنگستان ازشون استفاده کنن با این حرف زدنشون اصن ما میخوایم فامیلیمونو عوض کنیم بزاریم دهخدا

اعتراف میکنم
که اگر اون درصد گیرایی(!)رو که 5دقیقه مونده به شروع امتحان دارم رو همیشه یا حداقل موقع شروع سال تحصیلی!داشتم الان جای انیشتن رو گرفته بودم!
والا!

همیشه یکی هست که هلت بده
چه نشسته باشی روی تاب...
چه ایستاده باشی لب پرتگاه...

بالاخره یه روزی دست کودک درونمو میگیرم و به هوای بستنی و پارک میبرمش بیرون .....اونوقت تو یه فرصت مناسب دستشو ول می کنم تا گم بشه !...خودمم سریع از اونجا دور میشم و بر میگردم .....
اره...اخرش همین کارو می کنم تا دیگه انقد بچه بازی درنیاره و منو نخندونه,انقد شوخی نکنه,طوری وانمود نکنه که انگار خوشی زده زیر دلم...
.....اینجا اگه بخندی ,شوخی کنی و جدی بازی در نیاری ,جدی نمیگیرنت و ادم حسابت نمی کنند ...عین برج زهر مار باشی خیلی بهتره,هرچی تلخ تر ,بهتر........
مردم از بس چوب ندانم کاری ها و بچه بازیهای کودک درونمو خوردم !.........

اصلا همین فردا میبرمش پارک!!


نگو یه وقت که دستات..... قلبمو بردن از یاد
کجا رفتی‌ عزیزم........دلت منو نمیخواد
تنهایی تنها موندم ....نمونده دیگه حرفی‌
رفیق غصّه هامن ......آدمک‌های برفی

هنگامی که روح در تو دمیده می شود
در شکم یک زن هستی
هنگامی که گریه می کنی
در آغوش یک زن هستی
هنگامی که عاشق می شوی
در قلب یک زن هستی
زن امانت است نه برای اهانت......