دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خـدايـا....
هـرزه هـاي امـروز مـادران فـردايـنـد....
چـطـور بـهـشـت زيـر پايـشـان جـاي دارد....؟!

از همین درختی که دوباره سبز شده است

از همین خورشیدی که مهربان تر شده

و از همین بارانی که گاه و بیگاه می بارد

می شود فهمید ،

خدا هنوز هم حواسش به ما هست !

فتم مطب دکتر با شال به دور دهن و گردنم.منشی بهم گفت:مریضی؟!!! پــــَ نه پـــــَ من عضو گروه لاک پشت های نینجام!اومدم ببینم اینحجا خطری شما رو تهدید نمی کنه!

تو شیر شاه مردانی ابوالفضل .......... در عالم میر و سلطانی ابوالفضل

میون آسمون قلب زینب .......... تو شمس و ماه تابانی ابوالفضل

فرمانده کل قوای عشق ابوالفضل

هر کس قبولش داره لایک کنه ...
بر منکرش هم لعنت...

اعتراف ميكنم يه دفعه رفتم داروخونه هول شدم به جاي اينكه بگم شربت ديفن هيدرامين(گلاب به روتون) خلط آور بديد ، برگشتم گفتم آقا ببخشيد شربت ديفن هيدرامين خلط دار بديد!!!
هيچي ديگه، ديگه از اون ورا رد نميشم!!!

یه لحظه سکوت به احترام اونایی که به عشقشون خیانت نکردن ولی عشقشون...
سلطان کولر پدر(~_^) خدا حق مظلومو میگیره...

اغا ی شب خونه عموم دعوت بودیم ی نفرهم هی ب گوشی مامانم میزنگید مزاحم میشد.وقتی داشتیم شام میخوردیم دوباره زنگید.مامانمم داد ب بابام.بابامم عصبانی در حد لالیگا! برگشت به طرف گفت مادرت رو گم کردی دنبال خواهرت می گردی؟؟
من @ـ@
اون پسره 0ـ0
من و احسان و حسین(پسر عموهام) دیگه کل سفره رو جویده بودیم.طرف دیگه رفت تو افق دنبال مادرش بگرده!!
قربون بابام برم با این فحش دادنش!!اینم فحش بود عایا؟؟؟

من وخدا سوار یک دوچرخه شدیم.من جلو نشستم.فرمان دست من بود وسر دو راهی ها دلهره وجودم را فرا میگرفت.
جایمان را عوض کردیم و من آرام شده ام.
هر وقت از او میپرسم کجا میرویم میگوید:تو فقط رکاب بزن...

سر کلاس آسیب شناسی استاد هر بیماری رو که میگفت یاد یکی از فامیلامون می افتادم
اصن یه وضعیه


فک و فامیله ما داریم

یه سوال
وقتی مامان شما بهتون زنگ میزنه در حالی که تو جمع رفیقاتون هستید مثل مامن من میپرسه تو با کی رفتی باغ وحش یا فقط رفیقا ی من اینطورین؟
نامردا از صدای ماهی هم دریغ نمیکنن
لایک = یارا سخن از زبان ما میگویی

هرچی که میبینی و هرچی که میشنوی،اون چیزی نـیست که به نظر میرسه!
پس هیچوقت زود قضاوت نکنیم!

ديشب خونه عموم اينا مهمون بوديم
گوگوليش 2سالشه انگار تو ماي بي بي ش خرابكاري كرده بود بعد انگشت مباركشو كرد داخل ماي بي بي ش وبا مخلفات در اورد روبه عمم گفت:
-عمه كوپته(كوفته)است...بخول...
عمم از همه جا بي خبر:ااا گوگولي از كجا اوردي؟بده عمه ببينم چه مزه ايه...
هيچي عمه ام از دستش گرفت اومد بذاره دهنش
داد زدم :نخوريا...پي پيه عمه...
عمم:ااا فك ردي بدمش تو بخوري...!
داشت واقعا ميخوردش كه زن عمو بادستمال جمش كرد
عموم:ااا آرزو ميذاشتي بخوره پي پي دخملم قربرنش برم خيلي خوشمزه تر از كوپته است !!!!!!!!!!1
آخه اين فك و فاميل ما داريم؟؟؟؟؟؟
آي كيو در حد جلبك.....

تنهایی برای ادم های پاک است !!وگرنه هرزه ها گه تنها نمیمانند..........

اعتراف میکنم10 11 سالم که بود فیلم های خارجی رو میدیدم میگفتم خوش بحالشون چقدر قشنگ انگلیسی حرف میزنن! هی خواهرم میگفت شهرزاد چطور تو قشنگ فارسی حرف میزنی زبان اونام انگلیسیه آغا این میگفت اما من همیشه حسرت میخوردم:-)
بله همچین بچه ی باهوشی بودم من
نخند سرت میاداااا