من در خيال تو ...
و تو در خيال من، هيچ يك در خيال ديگري نمي گنجيم ...
پاره ريسماني كه ما را به هم وصل مي كند ((عادت)) است!!!
@!!!سيما!!! · ۰ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
من در خيال تو ...
و تو در خيال من، هيچ يك در خيال ديگري نمي گنجيم ...
پاره ريسماني كه ما را به هم وصل مي كند ((عادت)) است!!!
بعضی وقت ها فکر میکنم ای کاش هیچ وقت این ترکیب های مسخره ی:
"دوست دختر (جی اف) ، دوست پسر (بی اف)، جاست فرند، رفیق فاب،سوشال فرند،دوست مشترک،دوست معمولی....تو زندگی هامون نمی اومد
و به جاش پسرامون یکم غیرت داشتن و مانکن پرست نبودن...! و دخترامون به هم جنسشون خیانت نمیکردن و آهن پرست نبودن...!!!
گاهی دلت از سن و سالت میگیرد...
میخواهی کودک باشی...
کودکی که به هر بهانه ای
به اغوش غمخواری پناه می برد
و اسوده اشک می ریزد...
بزرگ که باشی
باید..
بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی..
دخترك خنده كنان گفت كه چيست راز اين حلقه زر؟
راز اين حلقه كه انگشت مرا اين چنين تنگ گرفته است به بر.
راز اين حلقه كه در چهره او اين همه تابش و رخشندگيست؟
مرد حيران شد و گفت:حلقه ي خوشبختيست، حلقه زندگيست...
همه گفتندمبارك باشد.دخترك گفت دريغا كه مرا باز در معني آن شك باشد.
سالها رفت و شبي زني افسرده نظر كرد بر آن حلقه زر
ديد در نقش فروزنده او روزهايي كه به اميد وفاي شوهر به هدر رفته هدر
زن پريشان شد و ناليد كه واي.واي اين حلقه كه در چهره او باز هم تابش و رخشندگيست حلقه بردگي و بندگيست.
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پُر دوست
کنج هر دیوارش، دوستهایم بنشینند آرا�
گل بگویند و همه گل شنوند، شرطِ وارد گشتن
شستشوی دلهاست
شرطِ آن داشتنِ یک دلِ بی رنگ و ریاست .
بر درش برگِ گلی می کوبم، روی آن برگ نویسم ای یار :
خانۀ ما اینجاست ، تا که سهراب نپرسد هرگز:
خانۀ دوست کجاست ؟
همیشه یکی هست که هلت بده
چه نشسته باشی روی تاب...
چه ایستاده باشی لب پرتگاه...
خداوندا
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست،
با لالایی مهربان خود، آرام کن
تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم…
دردم اين است كه درك كسي به دردم نمي رسد...